"زیر نور ماه"
رفتیم بيمارستان و عکس انداختم ازش دیدم شانس اوردم نشکسته و فقط بهم مسکن داد و گفت بهش فشار نیار و مر
وای بزار اینم بگم
من تا نوبتم بشه داشتم سریال میدیدم
یهو همون پرستاره که تو تریاژ ویزیت اولیه کرد رد شد از پشتم زد رو شونم گفت عاشق مودت شدم😂😂
یکم بی حال و بی حوصله بودم
و پا شدم گفتم باید حال خودمو خوب کنم
هدفون و گذاشتم
به خودم اومدم دیدم ۴۰ دیقه اس جلوی آینه دارم اهنگ گوش میدم و گاهی میخونم و گاهی میرقصم
ولی هنوزم حالم جا نیومده
شاید یه شب تونستم تو خوابم انقدر محکم بغلت کنم که دیگه دلتنگی امونمو نبره
اما خوابه دیگه...
مامان بابای یکی از دوستام مسافرت رفته بودن تایلند و انقدر براش سوغاتی اورده بودن که پشمام
"زیر نور ماه"
اسمش لوگان بهش چشم اژدها هم میگن
طعم عجیب و غیر و قابل وصفی داشت
"زیر نور ماه"
مامان بابای یکی از دوستام مسافرت رفته بودن تایلند و انقدر براش سوغاتی اورده بودن که پشمام
البته من اگه مامان بابام بدون من برن تایلند خودمو میکشم
چرا منو باید نبرن با خودشون خب
بعد کلا در حال حرف زدن با مبینا بودم
مود مبینا : دو دیقه نفس بگیر
بزار منم حرف بزنم
من :باشه
ولی بزار اینم بگم😂
مامانم که از سرکار میاد جدیدا
یه جوری خسته اس که اصلا حتی دلم نمیاد بزارم یه دونه لیوان جا به جا کنه