‹مُصحَف›
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون هر کسی دیوانه تر ، السّابِقونَ السّابِقون
می نویسم عشق و بی تردید میخوانم حسین
عاقلان دانند لـٰـکن اکثرا لایـَـعقـِـلون..
اَ اَقطَعُ رَجائی مِنکَ وَ قَد اَولَیتَنی
ما لَم اَسالهُ مِن فضلِکَ ...
آیا امیدم را از تو بِبُرم ؟!
در حالی که از روی احسان آنچه که از
تو نخواستم به من عطا فرمودی ...
تو را مانندِ بالش در پریشانی بغل کردم ؛
تو را مانندِ کوهی قبلِ ویرانی بغل کردم ..!