در حوادث تروریستی برای بار nام بسیاری از اقدامات دشمن، چه اتاقهای عملیات، چه انتقال سلاح و تروریست و چه خود فعالیت ترویستها از مبدا غده سرطانی کردستان عراق صورت گرفت. حتما هم نیاز نبود که اقدامات خود را اخیرا انجام داده باشند، بلکه در طول زمان نسبت به انتقال عناصر خود اقدام کردند. حقیقت این است که مبارزات جمهوری اسلامی ایران با کردستان عراق و گروهکهای تروریستی کردستان مراحل زیادی داشته و قطعا بهبودهایی نسبت به گذشته حاصل شده است با این حال ما باید به سمت ریشهکنی برخی غدههای سرطانی حرکت کنیم. این ریشه کنی در مرحله پیشگیری قرار دارد و به طور کلی امروز پیشگیری باید به اولویت اول تبدیل شود زیرا هزینه اقدامات حریف بنا به دلایل متعدد، مانند گذشته کم نیست.
اما در پرونده کردستان عراق، یکی از مشکلات ما نگاه نقطهای و جغرافیامحور است. به عبارتی تصور میشود که چون پایگاههای موساد و گروهکهای تکفیری در کردستان عراق قرار دارد پس یا باید آماج یگانهای موشکی قرار گیرد، یا توسط نیروهای عملیات ویژه مورد هجوم واقع شود و یا با توافقات سیاسی تخلیه گردد. البته نگارنده معتقد است همه اقدامات فوق لازم است و آنها را نفی نمیکند اما ما باید در پرونده کردستان عراق اولاً یک رویکرد میان نهادی اتخاذ کرده و ثانیاً به شناخت دقیق ریشههای حضور دشمنان در این منطقه بپردازیم. حضور ریشهای موساد در کردستان عراق متعلق به امروز نیست و تنها یک ریشه آن به خیانت شاه در گذاشتن دست موساد در دست ملامصطفی بارزانی برمیگردد پس لازم است که به دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی بازگشته، آن را مورد واکاوی کاربردی قرار داده تا به امروز برسیم و این منطق را کشف کنیم که چرا علیرغم همه روابط رسمی و دیپلماتیک و ... ما با اقلیم، اربیل اینگونه به دشمنان ما جای پا میدهد؟ پس با کشف و شناخت کامل و دقیقی که نه فقط از تحلیلهای برون نگر، بلکه از طریق جمع آوری اجتماعی و داخلی هدف به دست میآید، نسبت به طرحریزیهای کوتاه، میان و بلند مدت در قالبهای تدافعی و تهاجمی، در سطوح راهبردی، تاکتیکی و عملیاتی و در حوزههای اطلاعاتی و امنیتی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و رسانهای مبادرت ورزیم، بطوریکه اقدامات هر حوزه، مکمل اقدامات حوزههای دیگر باشد، همچنین این باید همراه با یک تقسیم کار میاننهادی مشخص و همراه با ضوابط سنجشپذیر با محوریت یک نهاد صورت پذیرد. بالطبع، در این طرحریزی جامع، نیروی موشکی یا عملیات ویژه صرفاً یک بخش از قوای نظامی یا امنیتی خواهند بود و در طرح کلان، در زمان و مکان مناسب وارد عمل میشوند و الی آخر. در غیر این صورت، تجربه نشان داده، بمباران یا هجوم زمینی صرف به مقرها و مبدا عملیات تروریستها و یا رایزنی با مقامات اقلیم، علیرغم تاثیر مثبت کوتاه مدت، منجر به بازتولید تروریسم در اشکال جدید میگردد پس باید آنها را وارد یک طرح جامع کرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
ما نیاز به تغییرات بنیادین جهت مقابله با دشمن خونخوار داریم، گام اول این تغییرات در حوزه شناختی است.
یکی دیگر از تغییرات حوزه شناختی، لزوم ارتقای نگاه به حوزه اقتصادی کشور از دیدگاه مضیق تامین معیشتی به شکوفایی و پیشرفت کشور است. ما باید درک کنیم که یکی از کلیدهای نابودی رژیم صهیونیستی، شکوفایی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران است. در جایی که آمریکا، به عنوان حامی و پایه نگهدارنده رژیم، قصد دارد اسرائیل را از یک نهادِ دارایِ بحرانِ موجودیت به قطب برتر منطقه جنوب غربی آسیا در ابعاد امنیتی، نظامی، فناوری و اقتصادی و سیاسی جهش دهد، مبارزه ایجابی با این طرح خود به تنهایی ۵۰ درصد از پروژه را شامل می شود آن هم وقتی که منابع و ظرفیتهای بالقوه جمهوری اسلامی ایران در عرصههای جمعیت و نیروی انسانی، منابع طبیعی و البته دارا بودن یک گفتمان خاص در اسلام سیاسی، هزاران برابر رژیم اسرائیل است. در این بین، شکوفایی اقتصادی کشور، تنها در مرحله اول باعث میشود که بستر طرحهای دشمن در جهت ایجاد شورش، جذب جاسوس و ... از بین برود، چه در مراحل بعدی، انباشت و بالفعل شدن منابع مذکور، قابلیت رساندن ایران به جایگاه اول منطقه که در سند چشم انداز ۴۰۴ ذکر شده بود را دارد. از این منظر راهبردی، میتوان فهمید که چرا رهبر انقلاب اسلامی از اواخر دهه ۸۰ که همزمان با جدیترشدن تلاشهای آمریکا برای قطبیتبخشی به رژیم بود، شعار هر سال را اقتصادی انتخاب میکنند.
@Muhallel
مُحَلِّل
پس از پیامهای بازدارنده جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه، اکنون لجستیک آمریکایی به سمت پایگاه شهید مو
اکنون یک پل هوایی به ترتیب زیر شکل گرفته: از مبدا فلوریدا و کالیفرنیا و مِین به پایگاههای لِیکِنهیث و میلدنهال بریتانیا و رامشتاین آلمان و از آنجا، جنگندهها و هواپیماهای ترابری C17 به موفق سلطی اردن (خط غالب، لِیکنهیث - موفق سلطی است) و تانکرهای سوخت رسان به العدید قطر. این پل نباید سفید باشد. اکنون پرتراکم ترین و سنگینترین تجمیع آمریکایی در موفق سلطی است و ساکنان کاخ زهران نیز باید شیرفهم شوند.
@Muhallel
در روزهای قبل از عملیات گستردهای که برای فوریه ۲۰۲۴ برنامهریزی شده بود، پرده برداشته شد. این عملیات قرار بود قتل عامی مشابه ۷ اکتبر علیه ارتش اشغالگر باشد. عاصم ابوشماله، فرمانده گروهان ویژه در تیپ خان یونس، سایت نظامی قادسیه را کاملاً بمبگذاری کرده بود. رهبری قسام کاملاً مطمئن بود که دشمن به دلیل اهمیت نمادین بالای آن، وارد این سایت خواهد شد. ابوشماله با دوربین خود خودروهایی را که به این سایت نفوذ میکردند، از جمله خودروهای D9 و مرکاوا ۴، به همراه دهها سرباز صهیونیست را زیر نظر داشت. پس از آنکه ارتش در سراسر سایت بمبگذاری شده پخش شد، صداها با تکبیر بلند شد و مجاهدین دکمه انفجار را فشار دادند. این شوک بزرگی بود زیرا هیچ چیزی منفجر نشد، معلوم شد که یک نفر سیمهای منتهی به انفجار تمام اتاقهای مواد منفجره و موشک را بریده و بدین ترتیب بزرگترین عملیات تلهگذاری ارتش اشغالگر را با خیانت ناکام گذاشته است. سپس نیروها به صورت زمینی به پایگاه یورش بردند که نهایتا منجر به شهادت ابوشماله و یارانش شد. تخمین زده میشود در صورت موفقیت، حدود ۱۰۰ سرباز اشغالگر کشته میشدند.
@Muhallel
اخیرا متنی در فضای مجازی دست به دست می شود که در آن ادعا شده اردوغان طرح حمله زمینی به ایران از مسیر سوریه و عراق را به ترامپ داده و تحولات اخیر شمال شرق سوریه بخشی از این طرح است. با این حال، به نظر این متن چند اشکال واضح داشته و از سویی نکاتی در خصوص تحولات شرق سوریه مطرح است:
1. هر چند که اردوغان در ماجرای جنگ سوریه، اقدامات واضحی بر علیه منافع ملی ما انجام داد، اما با تسلط جولانی بر این کشور، شاهد بودیم که تضاد منافع میان ترکیه و رژیم به اوج خود رسید، تا جایی که رژیم نسبت به ایجاد مثلث با یونان و قبرس علیه ترکیه اقدام کرد. در این فضا، پیشنهادات و همکاریهایی میان ایران و ترکیه در پروندههای سوریه و لبنان، تجاوز احتمالی رژیم به ایران و همگرایی اطلاعاتی در موضوعات ضدتروریسم و ضدبراندازی رخ داد. بنابراین اساس این گزاره که اردوغان خود طراح حمله به ایران باشد، دور از ذهن است.
2. در متن ادعایی گفته شده که هدف از حمله نیروهای جولانی به شمال شرق سوریه، اتصال به مناطق سنی نشین عراق است، با این حال نقطه اصلی اهل سنت عراق در استان الانبار قرار داشته که همین الان نیز نیروهای جولانی با آن مرز مشترک دارند و نیازی به حمله به شرق فرات وجود ندارد، چه بیشتر مرزهای شمال شرق اتفاقا با اکراد و ایزدی های عراق متصل است تا اهل سنت.
3. روند پرونده روابط قسد و دمشق پیچیده است. در زمان حضور نظام بشار اسد، آمریکا، نیروهای قسد را به عنوان وزنه ای می دید که بدان وسیله می تواند بر مسیر تهران - بیروت دسترسی داشته، با تسلط با میادین نفتی و گازی شرق فرات، منافع خود را برده و بر دمشق فشار وارد کند. با این حال با سقوط بشار اسد، به دلیل اینکه جولانی مهره ای است که حاضر است در زمین آمریکا بازی کند، کاخ سفید نیز دلیلی نمی بیند که هزینه خاصی برای حفاظت از کردها پرداخت کند. در این ماجرا نیز به عینه دیدیم که باراک گفت که دیگر منطقی در حمایت از کردها وجود ندارد.
4. از ابتدای روی کار آمدن جولانی، وی از توماس باراک به عنوان مسئول پرونده سوریه در آمریکا، دو خواسته اصلی داشت که یکی از آنها، فتح مناطق شرق فرات بود. در این میان، باراک بازیگر اصلی ماجرا بود که در طرف دمشق قرار داشت اما مظلوم عبدی، فرمانده قسد ادعا می کرد که در این ماجرا وی مستقیما نه با سنتکام که با خود افسران پنتاگون در ارتباط است! البته در تابستان گفته شده بود که موساد در پیامی به عبدی گفته که دمشق در موضع ضعف است و وی می تواند از آنها امتیاز بگیرد. شاید از دلایل اصلی تداوم مقاومت عبدی در برابر جولانی پس از انقضای توافقنامه بهار امسال که در آن تا پایان تابستان قسد می بایست مواضع خود را تحویل می داد، نیز همین دلگرمی های کاذب بود.
5. در عمل و در میدان نیز، اساسا قسد قدرت خاصی از همان ابتدا نداشت. بیشتر قدرت گیری آنها در شرق سوریه با این الگوی عملیاتی بود که نیروها در بیابان پیشروی کرده، وقتی به یک روستا یا شهر تحت کنترل داعش می رسیدند، مختصات آن را به جنگنده های آمریکایی داده و آنها نیز منطقه مورد نظر را به تلی از خاک تبدیل می کردند و اکراد نیز به راحتی وارد نقاط فوق می شدند! اکنون نیز به دلیل عدم حمایت لجستیکی خاص آمریکا، تحت فشار بودن از سوی ارتش ترکیه، تجهیز ارتش جدید سوریه از سوی ترکیه و قطر و البته قدرت عشایر عرب محلی باعث شد تا خطوط قسد به سرعت فروبپاشد. هر چند کماکان اختلافات عمیقی در بدنه قسد جریان داشته، جایی که گروهی معتقد به توافق با دمشق و گروه دیگر مخالف آن هستند.
6. در این میان یک متغیر مهم یعنی رژیم صهیونیستی وجود دارد. رژیم بر روی کانتون سازی منطقه به وسیله نیروهای کردی حساب زیادی باز کرده و البته از تجزیه سوریه نیز حمایت می کند، با این حال به جز برخی ابراز نظرها، شاهد حمایت عملی خاصی از کردها از سوی رژیم نبوده ایم. در این زمینه، خبرگزاری رویترز گزارش داده که دلیل عقب نشینی آمریکا از پشتیبانی کردها، توافقاتی بوده که در دمشق و پاریس رخ داده است. برخی معتقدند که معامله احتمالی صورت گرفته، قبول تسلط رژیم بر جولان از سوی دمشق در ازای عدم موضع گیری در حمله به شرق فرات بوده است. ضمن اینکه یکی از کلیدهای مهم کردها، اتصال حسکه به اربیل است که در این زمینه، گذرگاه مرزی سیمالکا همچنان در اختیار آنهاست اما حتی در صورت تحویل، نقش اربیل در معادلات افزایش خواهد یافت.
7. نهایتاً در همه موارد فوق می بایست که منافع و امنیت ملی کشورمان را مدنظر قرار داد. خصوصا، دو موضوع فرار زندانیان داعشی که شاید به صورت گرگ تنها یا در قالب تیم های سازماندهی شده بعدا بر علیه امنیت کشور اقدام کنند و همچنین موضوع کریدور داوود که دسترسی رژیم را به کردستان عراق و مرزهای ما تسهیل می کند.
@Muhallel
مُحَلِّل
رهبر انقلاب، صبح شنبه: ملت ایران مجرمان داخلی و بینالمللی این فتنه را رها نخواهد کرد. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
555.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در نخستین ساعات بامداد چهارشنبه، اول بهمن ماه، یک خانه امن موساد در جنوب اربیل که تحت پوشش مقر پاک قرار داشت تحت هجوم پهپادی قرار گرفت و بنا به اذعان خودِ پاک، یکی از اعضای آن به نام "محمدصالح محمدی" (مظفر محمدزاده) کشته شد. با این حال شواهد حکایت از یک صید بزرگ در موساد از میان صحنهگردانان حوادث تروریستی اخیر در این حمله حکایت دارد.
@Muhallel
مُحَلِّل
در نخستین ساعات بامداد چهارشنبه، اول بهمن ماه، یک خانه امن موساد در جنوب اربیل که تحت پوشش مقر پاک ق
اینکه نفاق نیز پیامی در محکومیت حمله داده و کشته شدن "نهباز" را تسلیت گفته، نشان دهنده کاری بودن ضربه است. فرد مذکور از موثرترین افراد در انتقال سلاح به داخل کشور بوده و به نوعی در نقش رابط موساد و هستههای تروریستی عمل می کرد. لازم به ذکر است در این حمله تنها از یک پهپاد استفاده و نوعی نقطهزنی صورت گرفت.
@Muhallel
📌 لینک کانال در تلگرام:
https://t.me/Mohallell
📌 لینک کانال در ایتا:
https://eitaa.com/Muhallel
📌 لینک کانال در بله:
https://ble.ir/Mohallell
📌 ارتباط با ادمین:
@Mohallell
دشمن به دنبال انهدام و فروپاشی مقاومت ملی ایرانیان است. راه آن نیز صرفاً تولید رخداد و روایت نیست.
آنها در ابتدا ما را خشمگین میکنند، خشم عامل خشونت حداکثری شده و در اینجا هر خطایی ممکن است. پس از خشم، آنها فضا را وارد یاس، اندوه و غم عمیق میکنند. پس چگونه کار فردی که خشمگین بوده و حالا غمگین است تمام میشود؟ وقتی در او هراس ایجاد کنید. از خشم به غم به ترس است که یک فرد را منفعل کرده، قدرت جمعآوری و توصیف و تحلیل و تصمیم و اجرا را از وی گرفته و آن را دچار واماندگی یا استال میکند. در اینجاست که دشمن میتواند برنامههای خود را به پیش برد. ۵۰ درصد پادزهر، شناخت همین برنامه است.
@Muhallel
صحنه سیاسی واضح است؛ ترامپ میگوید یا شما باید تسلیم شرایط شده و تبدیل به یک دولت مطیع شوید و یا یک پروژه تغییر رژیم جامع دنبال خواهد شد. ترامپ نشان داده که برای رسیدن به اهداف خود هر کاری خواهد کرد زیرا منطق او پیروزی از طریق زور است. پس اکنون همه در منطقه نگراناند و این سوال را میپرسند، اگر پروژه اولیه آمریکا شکست خورد و ترامپ منطقه را به آتش کشید، وی صرفا عقب نشینی کرده و بقیه در آتش آن خواهند سوخت. در این بین رژیم نیز علیرغم طرفداری از این پروژه نگران است زیرا اولاً از عواقب یک جنگ طولانی مدت می ترسد، ثانیاً نگران است که در بخشی از تصمیمات کنار گذاشته شده و ترامپ خود تصمیم بگیرد و بدین ترتیب این رژیم نتواند پیامدهای تصمیمات ترامپ را کنترل کند.
در این بین ایده ترامپ، جنگ پاک است که سه اصل دارد و ژنرالهای آمریکایی کل توان خود را باید بر این مبنا به کار گیرند:
۱. حتی یک سرباز آمریکایی کشته نشود.
۲. کمترین خسارت به تجهیزات وارد شود.
۳. اگر کار اطلاعاتی شکست خورد، راه حل، توسل به حداکثر قدرت آتش است که در آن هر قانون درگیری و یا محدودیت و کنترل بر سلاح وجود ندارد.
در این بین آنها در روزهای اخیر مشغول آماده سازی صحنه عملیات بودهاند. افزایش نیرو و تسلیحات سنگین، استقرار گسترده در منطقه مبتنی بر قدرت هوایی و موشکی و تشکیل یک پایگاه عملیاتی مقدم دریایی با تقویت نقاط پشتیبانی در اروپا و اقیانوس آرام از جمله اقدامات پنتاگون بوده است. رژیم نیز در کسب اطلاعات میدانی و ایجاد یک بانک هدف انسانی و لجستیکی، رهبری عملیات ترور و خرابکاری و البته مشارکت مستقیم در نبرد فعالیت کرده است. نهاد اشغالگر گفته میتواند هزینهها را تحمل کند اما آن را مشروط به تداوم کارزار تا رسیدن به نقاط مشخص کرده است. این رژیم همچنین گفته میتواند به واسطه عملیات در عراق و سوریه و لبنان و یمن، از عقبه نیروهای آمریکایی محافظت کند. در طرف ما نیز تکمیل آمادگیهای دفاعی و تشدید اقدامات امنیتی جهت پاکسازی وضعیت داخلی دو دستور کار مهم است. با این حال گزینههای ایران تا حدی برای دشمن مبهم مانده که این مفید است. محور مقاومت نیز برنامههای خاص خود را دنبال میکند.
@Muhallel