مُحَلِّل
هدف قرار دادن اسرائیل در صورت حمله احتمالی آمریکا تنها به دلیل مشارکت و یا تحریکات آن نیست. این یک منطق راهبردی دارد و آن تقابل ایران و رژیم در برتری منطقهای است. قبلا گفتیم که هدف اصلی آمریکا، هژمون کردن رژیم در ابعاد مختلف در خاورمیانهای است که ایران نیز باید ذیل آن حضور داشته باشد و نه در کنار یا برتر از آن. از این رو یک پاسخ راهبردی به هر حمله احتمالی آمریکا، هدف قرار دادن رژیم صهیونیستی و ممانعت از برتری آن است، به عبارتی هر میزان که ما از قافله عقب بیفتیم، رژیم اگر نه بیشتر، نباید کمتر از ما عقب باشد. این باعث می شود که حتی تحولی در اهداف صورت گیرد. در جنگ ۱۲ روزه، اکثر اهداف ایرانی بر مراکز نظامی و فرماندهی رژیم در بافت شهری استوار بود زیرا به دلیل ضربه به پایگاههای موشکی مقدم امکان نقطهزنی و یا شلیک انبوه برای از دور خارج کردن پایگاههای هوایی وجود نداشت و از سویی استراتژی کشور این بود که جنگ تحمیلی فوق زودتر پایان یابد بنابراین اهداف ما نیز در بافت شهری انتخاب شد تا علاوه بر ضربات به خود مراکز، جبهه داخلی رژیم دچار بحران شود. تمرکز صرف بر پایگاههایی هوایی، در گذر از نتیجه و تاثیر آن(با توجه به شرایط) عملا موجب سانسور کامل از سوی اسراییل شده و کمترین آسیب متوجه جبهه داخلی و حتی افکار عمومی جهانی میشد و البته احتمال داشت که آمریکا و ناتو این کمبود را جبران کنند. با این حال همین نقطه ضعف بزرگ رژیم یعنی جبهه داخلی آن بود که آنها را به آتشبس سوق داد. با این حال در جنگ احتمالی بعدی که ۲۴ و ۴۸ ساعت اول آن از اهمیت حیاتی برخوردار است، در صورت تحقق زمینهها و شرایط، رژیم نیز در امان نخواهد بود.
@Muhallel
اعلام حمایت از جمهوری اسلامی ایران محدود به کشورهای متحد و یا گروههای مقاومت عراقی، یمنی و لبنانی نبوده است. در روزهای اخیر، پیامهای متعددی از آمادگی افراد و گروههای مختلف در سطح جهان برای ضربه به منافع آمریکایی - صهیونیستی دریافت شده است. اما مهم است که بتوان این ظرفیت را به شکل منطقی و در قالب یک چارچوب مشخص به کار برد تا موجب پیامدهای ناخواسته نیز نگردد.
@Muhallel
دیپلماسی در دقیقه ۹۰ قرار دارد. با این حال اصل اساسی ایران همواره این است که دیپلماسی موفق شده و جنگی ویرانگر آغاز نگردد زیرا به نفع هیچکس نیست. ترکیه علاوه بر تلاش برای میانجیگری مذاکراتی، به دنبال این است که محاسبات ترامپ که به شدت متاثر از تحلیلهای تزریقی صهیونیستها مبنی بر ضعیف شدن ایران است اصلاح گردد. باید دید اردوغان و فیدان میتوانند کاری که عبدالرحمن و بوسعیدی در آن به جایی نرسیدند را به پیش برند یا نه. در این بین چند اصل مهم وجود دارد:
اول. عدم تکرار فریب جنگ ۱۲ روزه.
دوم. نمایش پردهای از جنگ احتمالی به طرف مقابل (اگر باشند).
سوم. پر کردن دست دیپلماتها توسط نیروهای مسلح.
چهارم. ترکیب متفاوت هیئت ایرانی.
پنجم. توجه افکار عمومی داخلی و بینالمللی به اتصال دیپلماسی و میدان در مقطع فعلی و عدم خواست ایران برای جنگ و تلاش تا آخرین دقایق برای جلوگیری از آن.
در نهایت، نکته مهم: حضور ترکیه در ماجرا، یعنی در اینجا علاوه بر استیو ویتکاف، توماس باراک نیز وارد معادله میشود.
@Muhallel
مُحَلِّل
پس از انتشار مطالبی که در آن سناریوهای تحرکات اخیر آمریکا بررسی شد، دوستانی گفتند که شما عقیده دارید
آکسیوس، به نقل از مقامات آمریکایی:
● ژنرال شلومی بایندر، رئیس اطلاعات نظامی اسرائیل روزهای سهشنبه و چهارشنبه با مقامات پنتاگون و کاخ سفید دیدار کرد و دولت ترامپ را در جریان اطلاعات مشخصی مربوط به ایران قرار داد که این دولت از این نهاد درخواست کرده بود.
● هیئت اسرائیلی که از واشنگتن بازدید میکند، قصد دارد در مورد اهداف بالقوه در ایران تبادل اطلاعات کند.
● به نظر نمیرسد تهران علاقهای به توافقی بر اساس خواستههای حداکثری ایالات متحده داشته باشد.
@Muhallel
مُحَلِّل
از حیث عملیاتی، یکبار دیگر همه چیز را مرور میکنیم. پس از جنگ، دشمن ۴ دسته هدف را مشخص کرد: ۱. به ت
از حیث عملیاتی، قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی را میتوان در راستای مشارکت رسمیتر و علنیتر ناتو در نبرد پیشرو برشمرد. افزودن مواضع ناتو در منطقه، خصوصاً چشم شیطان، یعنی پایگاه آکروتیری قبرس، پیامد طبیعی این تصمیم اروپاست. تقویت اتحاد میان ایران و روسیه در جنگ اوکراین خصوصا در موضوع استفاده از موشکها اما پاسخی موثرتر و راهبردیتر خواهد بود.
@Muhallel