مُحَلِّل
🔹قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیاء: 🔻 ما از مردم امارات متحده عربی میخواهیم که بنادر، اسکلهها و پن
چرا اهمیت دارد؟
۱. در حال حاضر و با توجه به افزایش تلاشهای آمریکا جهت بازگشایی تنگه هرمز، آنها اقدامات مختلفی را انجام میدهند. بمباران جزایر و بنادر ایرانی در جنوب کشور نیز یکی از این اقدامات است. اهدافی که در این مناطق زده میشود، بسیاری از آنها تکراری و منهدم شده و یا خالی هستند. برخی از دیگر اهداف اما جدید و تا حدودی زیرساختی مانند برجهای مراقبت و دیدهبانی و دکل های مخابراتی و اسکلهها و ... هستند. این حملات به همراه برخی نشانههای دیگر باعث می شود تا فرماندهان ایرانی به طور طبیعی نسبت به نیت و طرح آمریکا برای تهاجم زمینی به جزایر ایرانی همچون خارک و بوموسی شک کنند. پس اصلیترین رویکردی که در پیش گرفته میشود، باید انهدام و یا زیرآتش قرار دادن مستمر مبادی احتمالی هرگونه تهاجم و پیادهسازی نیرو باشد. در حال حاضر بسیاری از پایگاههای آمریکایی در بحرین و همچنین مراکز آنها در کویت خصوصا پایگاه العدیری منهدم و یا از چرخه خارج شدهاند با این حال برخی زیرساختهای آمریکایی تحت پوشش در امارات همچنان فعالاند. بنابراین همه مراکز فوق خصوصا در امارات و عربستان + کشتیهای آمریکایی باید مستمرا زیر ضربه باشد تا منابع انسانی و آتش طرح حریف، بسوزد. اعزام ناو تفنگداران تریپولی نیز در همین راستا و جهت جبران ارزیابی میشود. این همان طرحی است که در غرب کشور در حال اجرا است و پایگاههای پشتیبان و همچنین اماکن تجزیه طلب دائما تحت ضربه هستند. حتی برخی تحرکات همچون انتقال عناصر نفاق از سوریه به اربیل توسط بالگرد فرانسوی جهت جلسه با گروهکهای تجزیه طلب تحت اشراف و ضربه قرار گرفت. پلن B ما نیز طبعیتا تکرار عملیاتهای مرصاد در هر نقطه است.
۲. اما به نظر به جز کشورهای عربی، یک حلقه مفقوده در هر طرح احتمالی تهاجم زمینی، هلیبرن، جنگ شهری و... پایگاه موفق سلطی اردن است جایی که محل استقرار جنگندههای پشتیبانی نزدیک A10 است و در هر طراحی این چنینی دشمن نقش محوری دارد.
۳. به زعم راقم این سطور، حتی در صورت طرح دشمن جهت آشوبآفرینی داخلی، بعید است که ما با معترض، اغتشاشگر و آشوبگرانی مواجه باشیم که با یکسری رابط و ... در ارتباط باشند بلکه اینبار احتمالا ما با گروهی مواجه خواهیم بود که مستقیماً توسط فرماندهی سنتکام هدایت میشود. بنابراین حتی برای جنگ شهری، همین موارد اهمیت دارند.
۴. اما به جز مسائل عملیاتی، احتمال اینکه حکام امارات متحده عربی جهت انتقامگیری به دنبال شارژ مالی کمپین فوق باشند زیاد است، این در کنار اقدامات اخیر آنها در بستن اماکن ایرانی و همچنین انسداد مسیرهای مالی ایران است که البته دومی میتواند تا حدی منشاء خیر باشد.
پینوشت: مواردی که در بالا ذکر شد، همگی بر روی کاغذ آسان است. فراموش نکنیم که پایگاههای مبداء و مراکز ما هم تا چه حد زیر آتش دشمن قرار دارند و بسیاری از نیروهای ما عملاً در حال اجرای عملیاتهای شهادتطلبانه هستند. این موارد را باید در نظر گرفت و تصور نکنیم فرماندهان و تصمیمگیران و نیروهای ما در پایگاه های موشکی و پهپادی و ... به راحتی و با فراغ بال در حال کار هستند. در این خصوص در صورت امکان، بیشتر خواهیم نوشت.
@Muhallel
📌 لینک کانال در تلگرام:
https://t.me/Mohallell
📌 لینک کانال در بله:
https://ble.ir/Mohallell
شب گذشته آمریکا دست به یک تشدید انفجاری در عراق زد و نسبت به ترور حاج ابوحسین حمیداوی، فرماندهی کتائب حزب الله اقدام کرد، تروری که البته به گفته منابع عراقی بحمدالله ناموفق بوده است. بلافاصله پس از آن، مقاومت عراق حملات خود را تشدید کرد که انهدام CRAM سفارت که در ۶ سال گذشته یک مانع جدی در هدف قرار دادن سفارت و توحید سوم بوده یکی از آنهاست. از ساعاتی قبل نیز پایگاه ویکتوریا در فرودگاه بغداد به شدت مورد حمله مقاومت قرار گرفته و گفته می شود بسیاری از تاسیسات و تجهیزات مستقر در این پایگاه منهدم و به آتش کشیده شده و احتمالا با روند فعلی این پایگاه نیز از چرخه خارج خواهد شد. پس از اجرای ۵۰ موج عملیات نیروهای مسلح ایران با همکاری مقاومت عراق و لبنان، موج های ۵۰ به بعد ضربات دردناک و کوبندهتری بر رژیم و آمریکا خصوصا در امارات و اردن وارد خواهد آورد.
@Muhallel
مُحَلِّل
حملاتی که به تاسیسات نفتی و انرژی کشورهای عربی صورت میگیرد معمولاً پنج منشاء دارد: ۱. برخی حملات ب
🔸اطلاعیه قرارگاه حضرت خاتم:
دشمن شکست خورده در میدان نبرد نظامی و در ائتلاف سازی سیاسی علیه ایران، به مکر و حیله روی آورده است و با یک نقشه شیطانی از پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران کپی سازی کرده و به نام جدید « پهپاد لوکاس» به اهداف غیر موجه در کشورهای منطقه حمله میکند. هدف دشمن ایجاد بدبینی و متهم سازی جمهوری اسلامی ایران و در نهایت اختلاف و تفرقه بین ایران و کشورهای همسایه می باشد تا اقدامات دفاعی، قانونی و مشروع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را مخدوش سازد.
جمهوری اسلامی ایران همچنانکه بارها اعلام کرده است، فقط به اهداف، مراکز و منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی حمله میکند، و هرجایی را که هدف قرار می دهد با صدور اطلاعیه رسمی مسئولیت آن را به عهده میگیرد و پاسخگوی عواقب آن خواهد بود. نمونه های آن حمله ی شیطنت آمیز به مراکزی در کشورهای همسایه و دوست مانند ترکیه، کویت و عراق در چند روز اخیر و انتساب آن به نیروهای مسلح ج.ا.ا است.
✍🏻 به نظر میرسد فرضیه استفاده از پهپادهای لوکاس به جای شاهد ۱۳۶ به اثبات رسیده است. آمریکا حدود ۴ هفته پیش از آغاز جنگ، استقرار لوکاس در کشورهای عربی را آغاز کرده بود.
@Muhallel
بررسی وضعیت آفندی دشمن آمریکایی - صهیونی
در جنگ ۱۲ روزه، نیروی هوایی رژیم صهیونیستی حملات را اجرا میکرد و در کل جنگ حدود ۱۵۰۰ پرتابه مصرف شد. در آن عملیات رژیم بر روی ۴۸ ساعت ابتدایی شرط بندی کرده بود و بسیاری از آسیب ها نیز در همان سه روز اول به ما وارد شد. بعد از سه روز و عدم موفقیت نقشه دشمن در فعال سازی گسل های داخلی، استهلاک شدید نیروی هوایی به دلیل فاصله زیاد و کمبود سوخت رسان، خالی شدن بانک اهداف، رو شدن همه کارت های رژیم در دو روز اول و افزایش شلیک های ایرانی، تل آویو به سمت آمریکا برای حمله به فردو و سپس آتش بس رفت. پس از پایان جنگ، برنامه ریزان صهیونیست به این نتیجه رسیدند که در یک کمپین بزرگ تر، آنها امکان حمله به تنهایی را ندارند پس رایزنی های جدی در سطوح مختلف آغاز شد تا آمریکا مستقیما در حملات شرکت کند. یک مدل پیشنهادی این بود که آمریکا و ناتو منابع آتش خود را در اختیار رژیم قرار داده و با قرار دادن دفاع کامل از رژیم عمل کنند اما نهایتاً تل آویو توانست آمریکا را مستقیماً وارد کمپین مشترک کند.
طرح پنتاگون چه بود؟
برای این کار فرماندهان پنتاگون تصمیم گرفتند تا استعداد ۴۰۰ جنگنده را در اختیار عملیات فوق قرار دهند. ۵۰ جنگنده آبراهام لینکلن برای زدن جنوب ایران، ۳۰۰ جنگنده هم در منطقه و اروپا + ۵۰ جنگنده جرالد فورد در کنار کروزها و پهپادها از نظر آنها یک حلقه آتش کامل علیه ایران بود. آنها اطمینان داشتند که ۳۵۰ جنگنده برای موج های اولیه کافی است و ۵۰ جنگنده جرالد فورد بعدا می تواند الحاق شود. محاسبه برنامه ریزان نظامی پنتاگون، سنتکام و آمان این بود که پس از موج اولیه حملات، ایران شلیکهایش را در پارتهای سه رقمی بر اسرائیل خالی میکند. در اینجا سپرهای دفاعی آن در منطقه از رژیم دفاع کرده و همزمان با استعداد موجود می توان توان آفندی ایران را به زودی سرکوب کرد. آنها جنگندههای خود را در علی السالم، الظفره، العدید، امیرسلطان و موفق سلطی توزیع کرده، امیرسلطان عربستان و بن گورین اسرائیل را مرکز سوخت رسانی و آواکس و موفق سلطی را با ۶۰ جنگنده مرکز عملیات رزمی قرار دادند. ۱۰۰ جنگنده هم بر روی ناوها و استعداد زیادی در قبرس، یونان و اروپا مستقر بود. بدین ترتیب و پس از سرکوب اولیه توان موشکی - پهپادی ایران، حلقه آتش سنتکام تنگتر شده و جنگنده ها و سوخترسانها از حلقه های دوم و سوم به پایگاه های العدید، الظفره و علی سالم منتقل می شدند.
@Muhallel
مُحَلِّل
بررسی وضعیت آفندی دشمن آمریکایی - صهیونی در جنگ ۱۲ روزه، نیروی هوایی رژیم صهیونیستی حملات را اجرا م
اما تدبیر ایران و فرماندهان شهید ما چه بود؟
در تهران، برنامه ریزان نیروهای مسلح کشورمان با پیشبینی این نقشه، تصمیم گرفتند تا سه راهکار را پیاده سازند:
اول. صدور دستور آتش به اختیار: با پیش بینی طرح دشمن جهت به شهادت رساندن اعضای شعام و شورای دفاع در لحظات اولیه، تصمیم گرفته شد تا طرح ها و بانک اهداف از پیش تعیین، به واحدهای هجومی سپاه پاسداران در سراسر کشور تحویل داده شده تا با شروع تجاوز، شلیک ها آغاز شود. این مسئله باعث شد تا بر خلاف جنگ قبل که اولین شلیک ۱۶ ساعت بعد صورت گرفت، تنها ۱ ساعت بعد از حمله به تهران، پاسخ آغاز شود.
دوم. پراکنده سازی واحدهای شلیک: قبلا پایگاه های موشکی ایران محدود به پایگاه های اصلی بود که دشمن با زدن آنها سعی می کرد آتش ایران خاموش شود اما اینبار علاوه بر افزایش رعایت اصول پدافند غیرعامل و ایجاد استحاکامات دفاعی اضافی جهت تقویت دفاع، مبادی شلیک نیز افزایش یافته و در سطح کشور پراکنده شدند. بدین ترتیب شاهدیم که با وجودی که دشمن با شدت و کمیت بیشتری به پایگاهها حمله می کند، اما همچنان شلیک از آنها و سایر مواضع ادامه دارد ولو در تعداد کمتر.
سوم. علی رغم شلیک مستمر به اسرائیل از دقایق اولیه، اما توان اصلی باید بر روی پایگاههای آمریکایی در منطقه از همان لحظه اول و همچنین انسداد تنگه هرمز قرار بگیرد. هدف اولیه کور کردن توان رصد راداری و پدافندی دشمن با انهدام شبکه پیش اخطاری آنها و همچنین کاهش کارایی عملیاتی ارتش آمریکا در منطقه بود. فرماندهان ایرانی میدانستند با گذشت زمان، به هر حال دشمن حجم آتش شدیدی بر پایگاههای ما اعمال خواهد کرد پس مهم بود که بتوانیم با شلیک کمتر، ضربه بیشتری بزنیم. بدین ترتیب دشمن عملا با این طرح غافلگیر شد و با انهدام رادارهای اصلی (که مفصلا توضیح خواهیم داد) نه تنها در طی دو هفته ظرفیت عملیاتی پایگاههایشان کاهش یافت و یا از دور خارج گردید، که طرح قبلی نیز عملا برعکس شد؛ پس به جای تنگ شدن حلقه های عملیات، آمریکا مجبور شد بخشی از توان خود را به اسرائیل و جنوب اروپا ارسال کند که باعث می شود برای هر عملیات نیاز به سوختگیریهای هوایی طولانی و پرتعداد شود. پس عملاً رژیم صهیونیستی مجددا تبدیل به محور اصلی عملیات هوایی شد. ورود جبهه های عراق و لبنان، مجددا بخش دیگری از توان هوایی آنها را مصرف کرد. پس بار دیگر مشکل جنگ ۱۲ روزه پدید آمد و استهلاک و فشار عملیاتی نیروی هوایی رژیم افزایش یافت. این موارد در کنار محدود شدن مجدد و مصرف بانک اهداف، باعث شده تا دشمن به مکانیزم های جایگزین بیندیشد زیرا مشخصاً ریتم عملیاتی آنها تحت تاثیر قرار گرفته و این مشهود است. در حال حاضر، افزایش استفاده از پهپادهای رزمی و انتحاری و موشکهای کروز و زمین به زمین، استفاده حداکثری از ظرفیت باقی مانده در اردن و سعودی و امارات و اسرائیل، اعزام جرالد فورد از مدیترانه به منطقه جنوب(که باید دید آیا برادران یمنی نقشهای برای آن دارند یا نه)، تلاش برای تجمیع ضربات در تک عملیاتها، افزایش ضربات موضعی و نقطهای و نهایتاً تلاش برای تغییر سریعتر فاز جنگ از نظامی به امنیتی از جمله تدابیر جایگزین دشمن در مقطع فعلی است. موارد آخری، توصیف راهکارهای عملیاتی دشمن در ۳ - ۴ روز گذشته است و باید دید آنها چه تغییری در نقشه خود میدهند.
@Muhallel
ما از روز اول این جنگ، جمعی از خبرهترین، ارشدترین، کارکشتهترین، مومنتر و متعهدترین و در مجموع بهترین نیروهای انقلاب اسلامی را از دست دادیم. در حقانیت این جمله همین بس که سیدالشهدای این نبرد، شخص حضرت امام شهید سیدعلی خامنهای (قدس سره) بوده است. از همین ابتدا، باید یک جمله و اصل را تعیین تکلیف کنیم. من نه تنها عقیده دارم که به عینه دیدهام که مکتب راه حق و جبهه حسینی و نبرد عاشورایی که ما امروز در آن قرار داریم، به پیش میرود. افرادی میآیند و میروند اما این جبهه با اتکای به مبانی اسلامی، عاشورایی و ایرانی خود و با الطاف حضرت باری تعالی و هدایت و ریاست صاحب اصلی این ملک و ملت و جبهه، یعنی حضرت حجت(عج) راه خود را هر روز، شکوفاتر از قبل طی میکند. اما مسئله و روی سخن من با برخی افراد، رسانهها و صاحبان تریبون و قلمی است که وقتی فردی به شهادت میرسد، چنان آن فرد و سایرین را کمارزش و یا بیارزش جلوه میدهند که گویی بهتر بوده ما خودمان قبل تر از دشمن آنها را حذف میکردیم! در همین روزها برخی چنان می نوشتند که نه! اصلا مهم نیست که لاریجانی و پاکپور و شمخانی و موسوی به شهادت رسیدهاند! نفراتی جایگزین میشوند! بله ما هم می دانیم جایگزین می شود و چه خود این افراد جانشین شهدای دیگری بودند اما چطور میتوان آنقدر ساده و سریع و بدون توجه به ویژگیها و تواناییهای برخی افراد گذشت؟ آخر مگر ما چند نفر فرد عملیاتی مانند پاکپور داریم که رهبر شهید انقلاب میگفتند آقای پاکپور یک موهبت الهی است. چند شمخانی وجود دارد که باز هم امام شهید ما تا روز آخر ایشان را مسئول اصلیترین پروندههای کشور کرده بودند؟ چند نفر مانند بیات در حوزه ضدجاسوسی داشتیم؟ چند حسن محقق به عنوان علامه اطلاعات داشتیم؟ چند نفر محمدرضا مظفری داریم که همزمان در آموزش و پژوهش و مدیریت و علم و صنعت نخبه باشد؟ بعد از شهادت سیدحسن یک بار یکی از دوستان یمنی شدیدا گلایه مند بود و می گفت این چه بساطی است که شما ایرانیها به راه انداخته اید و بعد از شهادت بهترین افراد سریعا می گویید اشکالی ندارد! نفر جانشین هست! بله الحق و الانصاف در حوزههایی جانشینان یکی پس از دیگری از فرماندهان شهید اولی برتر عمل کردهاند اما این دیدگاه هم باعث کاهش هوشیاری حفظ شخصیتها میشود، هم باعث می شود تا ما به فکر توقف آن نباشیم، از همه مهمتر باعث بیتوجهی به نیروی انسانی نخبه شده و این جدای از اجحاف در حق برخی شهدا است که من شخصاً شرمنده می شوم وقتی افرادی چنان آنها را بیاهمیت جلوه میدهند، گویی ترور تبدیل به یک عادت و امر عادی برای برخی از ما شده. این در حالی است که به جز اهداف عملیاتی، دشمن بر روی نیروی انسانی مجرب و ارزشمند کشور دست گذاشته و تمام آنها را هدف قرار می دهد. بله، افرادی شاید برتر از آنها تربیت شده و میشوند و خواهند شد اما این نافی مسئولیت ما نسبت به حفظ شخصیتهای فعلی و قدردانی از آنها نیست. خصوصا که جمیع شواهد حکایت از این دارد که دشمن اینبار با ترور دسته جمعی یکسری افراد مشخص حداقل به دنبال حذف کامل یک حلقههای مشخصی از نیروهای ماست. جناب آقای دکتر پزشکیان قبل از جنگ یک جملهای گفت که شاید خلاصه این متن باشد: دشمن میآید افراد با عرضه و کارآمد ما را ترور میکند. گام اول برای شکست کمپین ترور تروریستهای آمریکایی - صهیونیستی که دکترین اصلی آنها را تشکیل میدهد، ممانعت از عادیسازی ترور در اذهان است. بعد از آن است که به راهکارهای عملیاتی خواهیم رسید.
مُحَلِّل
ما از روز اول این جنگ، جمعی از خبرهترین، ارشدترین، کارکشتهترین، مومنتر و متعهدترین و در مجموع بهت
برای سالها، جامعه حزباللهی و انقلابی یک عقیده/ موضع/ شعار/ مطالبه/ ویژگی داشت که در آن بر سواد رسانهای و لزوم دوری و مقابله با دروغ پردازی رسانههای بیگانه تاکید داشت. اما به نظر میرسد تحت نفوذ دشمن و یا حماقت برخی افراد، شاهد این هستیم که امروز خود در این تله افتادهایم. نمونه تام و تمام آن، این عکسی است که از روز ۹ اسفند در حال دست به دست شدن است و یا یک عکس فیک از الجزیره که ذکر شده نتانیاهو و رئیس ستاد کل رژیم کشته شده اند و ... . به قول برادرمان در کانال اخ فی الله، ما نسبت به هلاکت افراد در تصویر حریص تر و مشتاقتریم اما حذف اینها با "بافتن" انجام نمیشود. جالب است که برخی حاضر به عدول از مواضع خود هم نیستند و وقتی چندین فیلم در سه روز گذشته از این شیاطین مجسم منتشر شده باز هم بر حرف غلط اصرار دارند. سوال این است که چند بار دیگر باید از یک سوراخ موش گزیده شد؟ این تاکید بر دروغهای بَیِّن در روز روشن، علاوه بر انهدام مرجعیت رسانههای داخلی، شاید یک التیام موقت باشد اما به زودی، سرخوردگی و خشم ناشی از روشن شدن ماجرا، همه چیز را خراب میکند. مگر ما در این جنگ کم دستاورد داشته ایم که باید اینگونه دست به دستاوردسازی فیک آن هم در این سطح و حجم بزنیم؟ تصور اینکه افرادی در اراضی اشغالی این تصاویر را ببینند و آن را دستمایه طنز و تمسخر خود قرار دهد کافی است تا برخی شرم کنند.
مُحَلِّل
اما تدبیر ایران و فرماندهان شهید ما چه بود؟ در تهران، برنامه ریزان نیروهای مسلح کشورمان با پیشبینی
اکنون مطالب را از جایی که به پایان برده بودیم، آغاز می کنیم.
🔹 در آخرین تحلیل، اشاره کردیم که استراتژی تهاجمی ایران بر این مبنا بود که بیش از هر چیز، توان و ظرفیت عملیاتی آمریکا را که به عنوان یک استعداد جدید نسبت به ۱۲ روز در اختیار رژیم قرار گرفته، از دور خارج کرده و با ترکیب انهدام و ناامنسازی، کاهش ظرفیت، از دور خارج شدن، عدم اجازه و دور شدن ناوها از ایران، قدرت آتش آمریکا به شدت کاهش یافته و اینگونه نیروی هوایی رژیم نیز به دلیل درگیری در چند عرصه و فاصله و زمان زیاد، نیز دچار استهلاک و فشار بالا می شود. از سوی دیگر، بانک اهداف دشمن نیز محدود شده و آن ها بسیاری از آن را مصرف کرده بودند. این مسائل در کنار ناامن شدن کریدور دشمن خصوصا در مسیر عراق نیز باعث شد تا آنها تغییراتی را وارد در مکانیزمهای عملیات خود وارد کنند. این تغییرات به شرح زیر بود:
۱. استفاده حداکثری از ظرفیت باقی مانده جنگنده ها در پایگاههای امارات، شهید موفق اردن، الخرج و عوودا
۲. افزایش قابل توجه استفاده از موشکهای کروز، پهپادهای رزمی و انتحاری و موشکهای زمین به زمین
۳. تجمیع اهداف در یک پارت عملیاتی با بهره گیری از بمب افکن های مستقر در اروپا. به عبارتی، اهداف خصوصا اماکن نظامی قدیمی و ایستا، به جای بمباران تک به تک در طول روز، در یک پارت، تجمیع شده و بمب افکن های آمریکایی به همراهی صهیونیست ها آنها را مورد حمله قرار میدهند. در غیر این صورت اهداف کیفی تر و خاص تر، در تک عملیاتهای اضطراری مورد هجوم قرار می گیرند.
۴. افزایش سهمیه حملات رژیم صهیونیستی با توسعه هدف گیری رژیم در جنوب کشور و همچنین عراق
۵. افزایش بهره گیری دشمن صهیونی از بالستیکهای هواپرتاب از فراز اقلیم به جای حضور بر روی هدف
۶. تلاش برای فعال سازی هسته های تروریستی داخلی برای حمله به برخی اهداف همچون ایست های بازرسی
۷. تغییر کریدور اصلی ورود دشمن از مسیر عراق (به دلیل ناامنی ایجاد شده توسط مقاومت و اسقاط یک سوخت رسان) و غرب کشور به سوخت گیری بر فراز عربستان سعودی و ورود از جنوب و جنوب غربی به داخل
🔸 در بانک اهداف، آنها همچنان بر ۵ دسته هدف تمرکز داشتند شامل: تعقیب و هدف گیری همه اماکن مورد حدس حضور مقامات کشور جهت ترور آنها، هدف قرار دادن زیرساخت و زنجیره صنایع نظامی و خصوصا موشکی کشور، تمرکز بر کاهش یا قطع شلیک ایران خصوصا به خلیج فارس، هجوم به مراکز تامین امنیت داخلی کشور به شکل وسیع تر و نهایتا حملات نسبتا محتاطانه به زیرساختهای اقتصادی مرتبط کشور.
❗️تحول قابل توجه در این زمینه، ورود مناطق شمالی، شمال شرقی و شرقی کشور به دایره اهداف دشمن است که شب گذشته شاهد آن بودیم و انتظار می رود این موضوع در ادامه نیز تداوم یافته و حتی تشدید شود. در این صورت، جمهوری آذربایجان نیز باید مسئولیتپذیر و پاسخگو بوده و در صورت لزوم منتظر موشک ها و پهپادهای ایرانی باشد.
@Muhallel
نکاتی در خصوص جنگ فرسایشی
پیش از هر چیز باید دقت کرد که مدت جنگ فرسایشی برای هر نیرو یا کشور متناسب با ظرفیتها، امکانات و مزیتهای آن متفاوت است. مثلاً شاید ۲ سال جنگ، برای غزه فرسایشی باشد اما اگر آمریکا نتواند به پیروزیهای سریع دست یابد عملا وارد دوره فرسایش شده است اما نکته اصلی این است که فرسایش تنها زمان نیست و چند پارامتر در آن نقش کلیدی دارند. با توجه به نمودار زمان و شدت جنگ، باید توجه کرد که فرسایشی سازی و طولانی کردن جنگ تنها زمانی به نفع یک طرف خواهد بود که معادله هزینه، ابتکار عمل در اهداف، غافلگیری و برنامهریزی انهدامی و مدیریت اهرمها به سود آن باشد. در صورتی که جنگ فرسایشی شود اما اولاً هزینه حداکثری و فراتر از محاسبات، به دشمن وارد نشده و ثانیاً برگهای غافلگیری و عملیاتهای انهدامی و برنامهریزی شده برای اتمام کار، وجود نداشته باشد، گذر زمان لزوماً به نفع طرف خواهان فرسایش نیست. ابتدا یک تجربه را ذکر کرده و سپس به وضعیت فعلی برمیگردیم. در دوره عملیات طوفان، محور تصور می کرد فرسایشی و طولانی کردن جنگ، با هدف توقف تجاوز به غزه و لبنان، باعث شکست رژیم خواهد شد زیرا آستانه تحمل آنها پایین است و فشارهای جهانی و داخلی و محور و عدم توفیق در غزه بالاخره نتانیاهو را وادار به توقف خواهد کرد. با این حال دشمن ابتدا سعی کرد تا با تصعید انفجاری تنش، هزینههای سنگینی به محور تحمیل کرده و ثانیاً با جداسازی عرصهها خصوصا سه عرصه عراق و سوریه و لبنان به استحصال اهداف خود در غزه دست یابد.
اما اکنون، سه اهرم اصلی فعلی ما پایداری سیاسی، اجتماعی و امنیتی، تهاجم مستمر و تصاعدی به دشمنان و انسداد تنگه هرمز است. دشمن نیز تلاش می کند، این اهرم ها را در وهله اول مهار و بی تاثیر کرده و سپس آنها را فرسوده و سپس از ما بگیرد. گام اول آن نیز افزایش هزینهها است. ترورهای رخ داده در روزهای دوشنبه و سهشنبه و همچنین توسعه دایره هدفگیری به زیرساختها در واقع با همین هدف صورت گرفت اما اتفاقی که ورق را برگرداند، افزایش هزینه متقابل و ورای محاسبات دشمن با انهدام تاسیسات گازی راس لفان قطر، اماکن تامین سوخت آمریکا در ریاض، پالایشگاههای الاحمدی و عبدالله کویت و حیفا بود. این موارد در کنار رونمایی از برخی برگههای جدید مانند موشکهای جدید در ایران و لبنان و همچنین اجرای کمینهای متعدد پدافندی که باعث غافلگیری طرف مقابل میشود باعث می شود تا معادله هزینه به سود ما شده و بنابراین فرسایش نیز به نفع ما جلو رود. به عبارت سادهتر، فرسایش با هزینههای ثابت برای دشمن، منجر به معکوس شدن معادله میشود در حالی که این هزینهها مرتباً باید تصاعدی شود. از سوی دیگر ابتکار عمل در بانک اهداف و همچنین طرحریزی عملیاتهای تمام کننده و ورود متوالی برگههای جدید از حیث تسلیحات، جبهههای جغرافیایی و نوع عملیاتها در فواصل زمانی مشخص باعث شکست نقشه مدنظر حریف خواهد شد.
@Muhallel
بررسی وضعیت پدافندی دشمن
۱. ظرفیت رادارهای هشدار زودهنگام اسرائیل از همان ابتدای جنگ به شدت کاهش یافت زیرا شبکه راداری آمریکا در خلیج فارس و کشورهای عربی عمدتاً توسط موشک های ایران نابود شد لذا آمریکا مجبور شد که دو رادار تاد جدید را از کره جنوبی به اسرائیل منتقل کند که در خصوص سرنوشت آنها روایتهایی وجود دارد. بنابراین امید آنها رادارهای AN/TPY-2 است که در محدودهای مشخص مؤثر هستند و احتمالاً یکی مستقیماً به سمت ایران و دیگری به سمت یمن نگاه میکند زیرا دشمن به شدت از ورود یمنی ها به جنگ هراس دارد. البته خود رژیم صهیونیستی حدود ۴ یا ۵ رادار Green Pine دارد که هر کدام دارای زاویه دید محدود ۱۲۰ درجه و بنا به ادعای خودشان برد ۵۰۰ کیلومتر هستند. آنها به طور کلی نمیتوانند حتی آسمان تبریز و غرب کشور را ببینند پس احتمالاً ریز رادارها و ناوهای کلاس Ageis در شرق مدیترانه تلاش میکنند هرگاه از غرب ایران شلیک صورت گیرد، هشدار بدهند.
۲. بنابراین اکنون رژیم صهیونی با استفاده از آخرین رادارهای تاد باقی مانده و بعد از طریق تلفیق دیتاها با رادار Green Pine سعی می کنند تا مسیر موشک ها را رهگیری و آن ها را با موشکهای پیکان، فلاخن داوود و سامانه پاتریوت و تاد سرنگون کنند. در واقع اکنون اتکای شبکه هشدار زودهنگام اسرائیل به ماهوارههای شناسایی که از نزدیکی ایران عبور میکنند، ریزرادارها و ناوهای کلاس Ageis در خطوط مدیترانه، دریای سرخ یا اقیانوس هند، و در برخی مسیرها به رادار تاد باقی مانده تکیه دارد تا پرتاب موشک از مناطق غربی ایران همچون تبریز و همدان و ... و از مرکز همچون شیراز و اصفهان و یزد و تهران شناسایی شود.
۳. بنابراین با این وضعیت میتوان گفت اسرائیل کاری که افراد با چشم میتوانند را انجام میدهد یعنی در بهترین حالت چند دقیقه قبل از برخورد میگویند موشک از سمت ایران شلیک شده است. به همین دلیل است که در روزهای اخیر و در اکثر مواقع، وقتی هشدار موشک بالستیک داده میشود، تقریباً برای کل اسرائیل هشدار صادر میکنند.
۴. از سوی دیگر و در جبهه شمالی، برخی حملات راکتی و خصوصا موشکی حزبالله بدون هیچ هشداری رخ میدهد. زیرا محاسبه افسران ارتش رژیم در ابتدای جنگ این بود که به دلیل فقدان توان حزبالله، همه رادارهای Green Pine را به سمت خطوط ایران و یمن هدایت کنند، اما حزبالله علاوه بر حملات راکتی ساعتی، هر چند روز یکبار با موشکهای سنگین کلاس فاتح ۱۱۰ و ... ، اهداف خاصی مانند ایستگاه کنترل ماهواره هائرا، پایگاه هوایی رامات داوید و اهداف مابعد حیفا و مابعد تل آویو را هدف قرار میدهد. حال اگر اسرائیل برخی رادارها را به شمال منتقل کند، خلأ در شرق افزایش مییابد و مشکل لایهبندی راداری بیشتر میشود. پس حملات ترکیبی و همزمان ایران و حزبالله این مشکلات را بیشتر هم می کند زیرا حداقلِ زمانِ هشدار باعثِ حداقلِ تلاش برای آماده سازی شده و اصابتها افزایش مییابد یا جبهه داخلی دچار بحران میشود. انصارالله منتظر اعلام ساعت صفر است.
۵. وقتی این درگیری طولانی شود، حملات بیشتر و مکررتر خواهد بود و در نهایت آمریکا و اسرائیل چارهای جز کنار گذاشتن یا به کارگیری همه امکانات نخواهند داشت. در این نقطه، لحظهای تاریخی رخ داده و آمریکا و اسرائیل در حوزه سنتکام با چرخهای از تخریب مواجه خواهند شد که تصویر آنها را به طور غیرقابل انکاری تضعیف میکند، خصوصا وقتی آنها قبل از شروع عملیات، سنگین ترین لجستیک ممکن را به خاورمیانه سرازیر کردند. شاید به دلیل همین فضا بود که ترامپ نیز به وضوح در نوشته صبح خود اعلام کرد "اسرائیل از تحولات منطقه خشمگین است". البته ما عقیده داریم که دشمن نیز روی به رویکردهای جدیدی خواهد آورد و تلاش می کند از برگه ها و رویکردهای جدیدی در تهاجم استفاده کند.
@Muhallel