نگاهی دیگر به مقوله ترور
قبلا بحث شد که نگاه پایه موجود در خصوص ترور اشخاص در کشور این است که «سیستم به فرد متکی نیست و لذا حذف افراد نیز تاثیری در هدف، اراده و مسیر ما ندارد». گفته شد که تجربه های تاریخی نشان می دهد این گزاره در بسیاری از موارد محقق شده اما اگر در علم تبدیل به مخدر شده و در عمل تنها به آن اکتفا شود، خطراتی را برای ما به همراه دارد.
اکنون اما نگاهی به ترورهای صورت گرفته در دو جنگ اخیر (با تمرکز بر شخصیتهای سیاسی، امنیتی و نظامی) نشان می دهد دشمن دو هدف را در پیش گرفته:
از سویی ما شاهد ترور افرادی هستیم که حلقه اصلی امام شهید بودند و به نوعی نماد دکترین ایشان محسوب می شدند مانند سرداران رشید و باقری و شمخانی و سپبهد موسوی و دکتر لاریجانی و... .
از حیث دیگر، نیز شاهد ترور نخبگان با تفکر راهبردی و دارای تحلیل در عرصه های امنیتی و نظامی هستیم. هدف این اقدام دشمن در کوتاه مدت، تلاش برای ایجاد فرسایش درونی و ایجاد اختلال در تصمیمسازی و تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران تا حاکم شدن وضعیت بی تصمیمی یا بد تصمیمی و یا عدم توان اتخاذ تصمیمات راهبردی در تهران است؛ امری که تاکنون با انسجام و پایداری سیستمی نظام، محقق نشده است.
همچنین در بلند مدت به طور طبیعی آن ها به دنبال تضعیف سرمایه انسانی کشور با حذف افراد دارای تفکر راهبردی و تحلیلی هستند.
در حوزه اطلاعاتی و امنیتی نیز، ترور افراد نخبه این بخش حتی می تواند پیامدهای مهم تری نیز داشته باشد زیرا به دلیل ماهیت این حوزه، افراد خود بخشی از حافظه نهادی محسوب شده و بسیاری از تجارب، اطلاعات، مهارت ها و ... در ذهن ایشان حضور دارد.
راهکار چیست؟
به نظر می رسد در حوزه ترور ما پیش از هر چیز نیازمند یک تحول ادراکی و شناختی هستیم. این تحول، حوزه های مختلف از اهمیت و دکترین ترور نزد دشمن و تاثیر و تاثرات آن تا مسائل فنی همچون شیوه ترور، حفاظت از شخصیت ها و ... را در بر می گیرد.
موضوع بعدی، توجه به سرمایه انسانی کشور در حفظ و تزریق نخبگان در نهادهای حاکمیتی است که بسط آن خارج از حوصله این بحث است.
همچنین مسئله بعدی، کسب بازدارندگی در برابر کمپین ترور دشمن است. اخیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده که در برابر هر ترور، زیرساختهای فناوری دشمن را تحت آماج خود قرار می دهد، رویکردی بسیار لازم و موثر اما احتمالاً ناکافی زیرا گاه تنها خون است که خون را می شوید.
نهایتاً اتخاذ رویکرد متقابل در حذف نخبگان و تئوریسینهای حریف ولو در ردههای میانی از موثرترین گام هایی است که می توان اتخاذ کرد.
@Muhallel
هر چند شواهدی وجود دارد که این گمان را تقویت کرده که عملیات آمریکاییها در جنوب اصفهان، هدفی علاوه بر نجات خلبان دوم داشته است، اما مهمترین مسئله این است که این برداشت ایجاد نشود که این تنها نقشه آمریکاییها بوده است. پیش از شروع جنگ فعلی نیز دشمن قصد داشت با انجام یک عملیات خطرناک ایذایی در تهران، این باور را ایجاد کند که این همان طرح حمله بوده که اکنون سوخته و دیگر قابلیت بازیابی ندارد. لذا باید توجه کرد که این محاسبه ایجاد نگردد که طرح دشمن دیگر اجرا نمی شود.
@Muhallel
از حیث استراتژیهای نظامی، میتوان گفت که دشمن ما اکنون به استراتژیهای ثانویه جنگ های جهانی اول و دوم بازگشته است. گیولیو دوئه و میشل در کتاب فرماندهی هوا در دهه ۱۹۴۰، نظریه ضربه عمیق یا بمباران استراتژیک را پس از مشاهده جنگهای فرسایشی و خونین جنگ اول جهانی مطرح کردند. آنها معتقد بودند که باید از محدوده خطی میدان نبرد فراتر رفت و کاری کرد تا جمعیت غیرنظامی دشمن عملاً تاثیرات جنگ را تجربه کنند تا در نتیجه، روحیه و پشتیبانی آنان از جنگ تحلیل رفته و رهبران خود را به تسلیم وادار سازند. بدین ترتیب استراتژی حمله به شبکه صنعتی و زیرساختهای کشور دشمن، به جای حمله مستقیم به نیروهای نظامی مطرح گردید و برای اولین بار توسط آمریکا و انگلیس در جنگ جهانی دوم علیه آلمان مورد استفاده قرار گرفت اما بر خلاف تصور، بمباران وسیع جمعیت غیرنظامی و زیرساختهای صنعتی آلمان با موفقیت همراه نبود و حتی نتایجی عکس به بار آورد. در واقع بمباران مردم آلمان به ویژه بمباران وحشتناک شهر درسدن، باعث تهییج روحیه انتقام جویی و پشتیبانی آنها از جنگ شد. در خصوص مراکز صنعتی نیز بمباران کارخانه های بولبرینگ سازی که از صنایع اصلی دفاعی آن زمان به حساب می آمد، سودی نبخشید و آلمان ها توانستند بولبرینگ های مورد نیاز خود را از کشورهای سوئیس و سوئد وارد کنند. تنها در اواخر جنگ بود که تاثیرات ناشی از بمباران زیرساخت ترابری و تولید سوخت آلمان، نازی ها را آنچنان مستاصل کرد که مجبور به تسلیم شدند. در واقع می توان گفت که دشمن با استفاده از استراتژی های مبتنی بر انهدام و تخریب فیزیکی، به دنبال تحمیل انفعال و سردرگمی شناختی است. امری که تاکنون موفق نبوده و حتی باعث هوشیاری بسیاری از افرادی شده که تا پیش از این تصور می کردند جنگ فقط برای حاکمیت است.
@Muhallel
مُحَلِّل
اکنون مطالب را از جایی که به پایان برده بودیم، آغاز می کنیم. 🔹 در آخرین تحلیل، اشاره کردیم که استر
پس از امنیت زدایی از کریدورهای پروازی دشمن، آنها خصوصا آمریکایی ها تلاش می کنند اعزام جنگنده های خود به عمق را ولو اندکی کاهش داده و سهم موشک های کروز، پهپادها و ... را افزایش دهند. لازم به ذکر است که کماکان هدف قرار دادن شهرهای خرمشهر و آبادان اکثراً توسط سامانه موشکهای زمین به زمین دشمن از مبداء کویت و همچنین برخی جزایر ایرانی از مبداء امارات متحده عربی و گاه توسط خود این کشورک است.
@Muhallel
نکاتی در خصوص حملات امروز
۱. جنگ زیرساختی عملا از هفتههای قبل آغاز گردیده و ما تنها در حال مشاهده تشدید آن هستیم. این یک نکته جالب است که ترامپ زمانهایی را تعیین و تهدیداتی میکند اما سگ هار آن زودتر، به صورت پله به پله این جنگ را پیش میبرد.
۲. در روزهای اخیرا رایزنیهای عملیاتی میان سنتکام و آمان در خصوص بانک اهداف زیرساختی زیاد بوده است که به معنای افزوده شدن این اهداف در میانه جنگ (که خود به معنای شکست حملات قبلی میباشد) و همچنین وجود طراحیهای جانبی است. منظور از طراحیهای جانبی این است که احتمالاً ما شاهد یک کمپین مشترک جهت اجرای عملیاتهای دیگر و همزمان، همراه با استفاده از تسلیحات جدید بر روی اهداف مرکز ثقلی خواهیم بود. اکنون شاهد یک چهار ضلعی از سوی دشمن هستیم که شامل تداوم حملات به اماکن نظامی و مراکز شلیک، حمله به زیرساختهای ملی، ترور، و تدارک و اجرای حملات زمینی و هلی برن است.
۳. برخی تحلیلگران عقیده دارند جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت برخی از برگههای مهم خود را حفظ کردهاند تا با آغاز مرحله جدید عملیات دشمن، ضربات خود را به صورت پی در پی بر پیکره دشمن وارد آورند. نیروی دریایی یمن از صبح امروز دستورات لازم جهت بستن تنگه باب المندب را دریافت کرده است. همچنین حملات به شهرک صنعتی جبیل عربستان و استفاده از پرتابگرهای دو فروندی نشان داده که ایران و مقاومت اراده و ابزار تشدید را دارند. در برابر تحلیل تله واکنش، تحلیل تله انتظار نیز وجود دارد که امشب مشخص خواهد شد کدام صحیح است.
۴. در خصوص سناریوی زمین سوخته که ناظر به روز بعد صورت میگیرد، به نظر آنها زمین سوخته را به عنوان زمینهای برای بعد از پایان جنگ میبینند تا با وارد آوردن تکانهها و شوکهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، کشور را وارد چرخهای خونین از درگیریهای داخلی سازند؛ باطل السحر این موضوع علاوه بر پاسخ تخریب محور به تاسیسات دشمنان جهت اختلال در چرخه بازسازی آنها، تحمیل معادلات مدنظر امنیتی و اقتصادی به دشمن در طول جنگ فعلی است تا آنها نتوانند بدون تعیین تکلیف این موارد و به صورت بیهزینه پس از ضربه به کشورمان، از جنگ خارج شوند.
@Muhallel
اکنون و در حالی که موج صدم عملیات وعده صادق 4 در سراسر منطقه و از مبداء پایگاههای موشکی قهرمانی که یک لحظه هم آتش دشمن از آنها قطع نشد با همراهی یمن و با قدرت هر چه تمام تر ادامه دارد، همه ما پس از قطع آتش وظایفی داریم.
مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران موظف به استحصال و تثبیت شروط اعلامی در مذاکرات پیش رو هستند. قطعا تصویب و تایید حتی بخشی از این 10 بند توسط آمریکا منجر به کسب دستاوردهای راهبردی برای جمهوری اسلامی خواهد شد. از ابتدا نیز برای کشور و مقام معظم رهبری مهم بوده که این آتش بس، موقت نباشد و منجر به پایان جنگ و رفع حالت نه جنگ نه صلح شود.
نیروهای مسلح و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور و محور مقاومت نیز در این دو هفته و تا هر زمان دیگری، به طور جد تلاش خواهند کرد تا ضمن رصد تحرکات و هوشیاری نسبت به اقدامات دشمن، حداکثر بازیابی را داشته، بانک اهداف و طرحهای عملیاتی را بروز کرده و آسیب های وارده خصوصا در مبادی شلیک را بازسازی کنند. خصوصا که احتمال نیرنگ دشمن به هیچ وجه کم نیست و آنها نیز اقداماتی خواهند کرد، البته آرایش عملیاتی جدید آنها نیز تعیین کننده بسیاری از موارد است.
در این بین مردم کشورمان نیز با حفظ وحدت ملی، جلوه جدیدی از عظمت خود را به نمایش خواهند گذاشت اما این نافی مسئولیت مقامات کشورمان در تبیین وضعیت جنگ و همچنین وضعیت جاری و آتی نیست؛ امری که می بایست زودتر از این آغاز می شد اما برخی سیاست های غلط رسانه ای، مانع از آن شد.
دولت نیز موظف است همانطور که تا اینجای کار شرایط داخلی کشور را به خوبی مدیریت کرده، زین پس و خصوصا در این دو هفته تا تعیین تکلیف وضعیت، از تکانه های اقتصادی و اجتماعی جلوگیری کند.
تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم. در موقعیت فعلی، این مبارزه دائما از شکلی به شکل دیگر در می آید. جنگ به پایان نرسیده و مجدداً به عرصه های جدیدی سرایت کرده است.
مسائل و موارد مترتب زیادی وجود دارد که به مرور بدان ها خواهیم پرداخت.
@Muhallel
مُحَلِّل
اکنون و در حالی که موج صدم عملیات وعده صادق 4 در سراسر منطقه و از مبداء پایگاههای موشکی قهرمانی که
در موج ۱۰۰ عملیات وعده صادق ۴ علاوه بر تهاجم به زیرساختهای هر ۵ کشور عربی منطقه، هر سه شهر راهبردی رژیم در شمال، مرکز و جنوب یعنی حیفا، تلآویو و بئرالسبع هر کدام با موفقیت مورد هدف و اصابت قرار گرفتند. مبداء شلیک این امواج اما دقیقا از اماکنی بود که دشمنان ما در این ۴۰ روز حتی یک روز هم آتش سنگین خود را بر آنها قطع نکردند؛ در حالی که یکی از اهداف راهبردی دشمن از این جنگ، انهدام توان موشکی کشورمان بود اما این شلیکها تا لحظه آخر و با قدرت ادامه یافت. این حفظ آتش خصوصاً بر کشورهای عربی از جایی اهمیت دارد که آنها متوجه برخی معادلات شوند؛ ترامپ تهدید و ضرب الاجل حمله به تاسیسات انرژی ایران در ساعت ۳:۳۰ را مطرح کرد اما در نهایت در این ساعت، این تاسیسات انرژی کشورهای فوق بود که هدف قرار گرفت. حال وقتی پایگاههای ما، تحت آتش، خود را بازیابی کرده و اینگونه توان شلیک خود را حفظ کردند، به یقین در طول دوره فعلی شاهد بهبودهای کیفیتری خواهیم بود لذا دقیقه به دقیقه و ساعت به ساعت دوره فوق اهمیت دارد و ما لحظهای نباید از تداوم کار فارغ شویم.
@Muhallel
لبنان قطعا بخشی از معادلات محسوب میشود. به درخواست تهران از بیروت، حزبالله نیز برگهای از شروط، مطالبات و خطوط قرمز خود را ارائه کرده تا در مذاکرات اسلام آباد بحث و بررسی شود. در خصوص نقض آتشبس نیز یک تحلیل این است که نتانیاهو به دلیل فرار از فشار داخلی، به دنبال این است زیرا پذیرش آتشبس در عرصه لبنان، قطعا شکست بزرگی برای نتانیاهو محسوب میشود. این مسئله خود موضوع مهمی در پرونده لبنان است زیرا پس از آتشبس سال ۲۰۲۴ نیز در اصل رژیم صهیونیستی به آن پایبند نبود و به نوعی یک آتش بس یکطرفه را شاهد بودیم، از این رو آنها اکنون به دنبال تثبیت این معادله بوده و حزبالله نیز که یکی از اهداف آن در ورود به این جنگ تغییر معادلات تحمیلی قبلی بوده، اجازه این موضوع را نخواهد داد. رایزنیهای فشرده سیاسی نیز ادامه دارد.
@Muhallel
موضوعی که ما اکنون با آن مواجهیم، به هیچ وجه در سطح نقض آتش بس و یا کمک به لبنان خلاصه نمیشود و شاهد مثال سایر اقدامات و نقض هایی است که دشمن در این ساعات ترتیب داده است. این تداوم نبرد قبلی است که در آن رژیم صهیونیستی قصد تحمیل این معادله را دارد که میتواند در هر زمان، هر کجا، هر کسی/ چیزی را با هر ابزاری، هدف قرار دهد تا از رهگذر آن، برتری همه جانبهای بر کل منطقه پیدا کند و این همان چیزی بوده که مقاومت از ابتدا در برابر آن ایستاده است. اساسِ آتشبس های یک طرفه در لبنان و غزه نیز همین بوده و هست. اکنون نیز آنها قصد تحمیل همین الگو را دارند و اگر نتوانند آن را جا بیندازند، تمام اقدامات و دستاوردهای رژیم در دو سال گذشته پوچ میشود. در ایران، ما به دنبال توقف و پایان قطعی جنگ هستیم و این آتشبس نیز به نوعی یک شبیهسازی کوچک یا فضای تمرینی از دوره پس از پایان جنگ است. آنها علاقه به تحمیل الگوهای لبنان(آتشبس یکطرفه و تداوم حملات) و غزه(از سرگیری مداوم چرخههای ناتمام جنگ) را دارند و اکنون وقت آن است که این دو الگو نیز درهم بشکند. جمهوری اسلامی ایران تاکنون با اعلام عدم حضور در مذاکرات اسلام آباد و بسته ماندن تنگه هرمز تا زمان توقف آتش در لبنان و همچنین انجام بررسیها و تدارکات عملیاتی جهت پاسخ به جنایات امروز صهیونیستها، در این مسیر گام برداشته است.
@Muhallel
در حال حاضر دشمن ایجاد یک چند پارگی و دوقطبی در جامعه ایران و همچنین مقصرسازی جمهوری اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی را دنبال میکند. آنها در سطح داخلی علاقه دارند این گزاره را جا بیندازند که "ایران به خاطر حزب الله وارد جنگ مجدد شد و نه منافع ملی کشور" که این موضوع خود بعداً باعث دوقطبی شده و از سوی دیگر به همین ترتیب ایران را در سطح جهانی مقصر و جنگطلب نشان دهند. در داخل، مهم ترین راهبرد باید این باشد که بدانیم اکنون موضوع فقط دِین اخلاقی و وظیفه انسانی و اسلامی ما در برابر حزبالله نیست، بلکه اولاً منافع محور و همچنین استراتژی وحدت ساحات به طور کامل با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران گره خورده و ثانیاً شاهد نقضهای متعدد در روز جاری از سوی محور حریف بودهایم که این در چارچوب تحمیل معادلات خاص در منطقه قرار داشته و لبنان تنها یک جبهه آن است.
@Muhallel
مُحَلِّل
مهم ترین تغییر مثبتی که در عملیاتهای محور مقاومت(عراق و لبنان) در منطقه ایجاد شده، برقراری کیفی و ع
همانطور که هدف اصلی دشمن، ایجاد شکاف در وحدت میادین بوده و هدف ما نیز ایجاد و تثبیت آن است، این وحدت عرصه ها در جریان تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرای هر موضع، تصمیم یا اقدام در خصوص پاسخ به حملات امروز به لبنان نیز جاری و ساری است. یکی از موارد تجلی آن نیز اعلام حمایت و آمادگی گروه های عراقی و یمنی از جبهه لبنان است.
@Muhallel