مُحَلِّل
تیم ترامپ در حال استفاده از دکترین چِنی در سیستم امنیتی آمریکا هستند؛ دکترین چنی(معاون بوش)به سیاست
به نظر این دکترین در پنتاگون و نهادهای نظامی آمریکا نیز در حال پیاده سازی است.
@Muhallel
مُحَلِّل
این واضح است که پدافند ما به دلایل متعدد، امکان درگیری و سرنگونی جنگندههای دشمن را نداشته و متاسفان
پیش از این بحث شد که هر چند به دلایل متعدد، پدافند ما امکان زدن انبوه جنگندهها و موشکهای دشمن را ندارد، با این حال به دلیل زمینههای متفاوت میان دو طرف، تفاوتهای اساسی در بحث پدافند وجود دارد بطوریکه ما با عملیاتهای ویژه میتوانیم ورق را به سود خود برگردانیم. این عملیاتهای ویژه که در قالب کمینهای پدافندی در آسمان ایران و عراق به طور متعدد اجرا شد، امروز به نقطه اوج خود رسید. این عملیاتها علاوه بر تاثیر عملیاتی و تاکتیکی که داشته و منجر به احتیاط دشمن و همچنین تغییر مداوم مسیرهای آن می شود، در سطح راهبردی و سیاسی اثرگذار بوده و در داخل جبهه دشمن پیامدهای سیاسی و رسانه ای دارد، جایی که روایت کاخ سفید از تسلط کامل بر آسمان ایران، مورد خدشه و شکست واقع شده و این خود اثرات سیاسی بر موضع و تصمیمات دشمن خصوصا در تصمیمات آتی جهت عملیات های زمینی و هلی برن دارد و ما نیز مجدداً باید آمادگی خود را ارتقاء دهیم. مهم ترین شیوه در این عملیات ها نیز ناامن سازی و کمین در کریدورهای پروازی دشمن بود که حتی باعث تغییرات در آن نیز شد. یکی از مهم ترین عوامل کمک کننده نیز تجمیع گزارشات مردمی بوده که باعث تدقیق مسیرهای حرکت دشمن می شود.
بنابراین عملیات آمریکایی دستکم دو مزیت و یک درس مهم برای ما داشت.
اولین مزیت در شناسایی مسیرهای جدید پروازی بود که در صورت اقدامات لازم در ادامه اقدامات قبلی، از کریدور شدن آن ها جلوگیری می شود.
دومین ویژگی نیز شناسایی مبادی پروازی خصوصا مبداء بالگردهای دشمن بود که با توجه به نزدیکی به اجرای عملیات های مشابه از سوی حریف، لازم است اقدامات لازم انجام گیرد؛ خصوصا بر دو کشور کویت و اردن.
اما درس مهم این است که مهم ترین پیشرفت های ما، زمانی رخ داده و می دهد که به صورت عملی با دشمن رو به رو می شویم. همانطور که عملیات های وعده صادق باعث ایجاد بهبودهای اساسی در سامانه موشکی و پهپادی کشور شد، حملات متعدد جنگنده های دشمن نیز به مرور باعث ارتقاء پدافندِ پیشتر کلاسیک ما می شود. این یک سیر است، شناسایی دقیق مسیر پروازی و کریدور، طراحی و اجرای عملیات کمین، اصابت، اصابت منجر به سرنگونی و نهایتاً دستگیری یا کشته شدن خلبان ها و شکست در ماموریت نجات و بازیابی همگی مانند یک زنجیر هستند که ما به مرور آن ها را بهبود دادیم و ان شاءالله با تجربیات کسب شده بهبود خواهیم داد. دشمن نیز طرحهای خود را در حوزههای جنگ زیرساختی، ترور، اقدام زمینی و هلیبرن به پیش خواهد بود و ما نیز برگههای خود را حفظ کردهایم.
@Muhallel
نکته مهم در خصوص پاسخها در جنگ زیرساختی، لزوم افزایش نقش رژیم صهیونیستی است. گام اول جهت بازدارندگی در این جنگ، هدفگیری تاسیسات و زیرساختهای مرتبط با منافع راهبردی آمریکا در منطقه است(مستقیم و غیرمستقیم) تا اهرم کشورهای عربی و آمریکا فعال گردد. اما در گام بعدی، مهمترین اقدام، هدفگیری و انهدام تاسیسات حیاتی رژیم صهیونیستی و قطع شریانهای حیاتی و درآمدی آن است، جایی که رژیم به صراحت اعلام کرده با گسترش بانک اهداف خود به تاسیسات اقتصادی ایران در روزهای اخیر و آتی به دنبال قطع منابع درآمدی ماست، لذا این موضوع نیز از حیث اهداف، تفاوتی با حمله به جزیره خارک ندارد. بنابراین تلآویو نیز نباید احساس کند که در قبال حمله به زیرساختهای ایران، هزینه بزرگی پرداخت نکرده و آن صرفاً مربوط به کشورهای عربی است. در صورتی عدم ایجاد بازدارندگی با این دو گام، مرحله سوم، هدفگیری گسترده زیرساختها است تا زمین سوخته برای دیگران نیز ایجاد شود.
@Muhallel
در حال جستجو در آرشیو، متوجه مطلبی شدم که حدود نه روز پیش از حمله دشمن به کشورمان منتشر شده بود و فردی ادعا کرده بود «ایران در نتیجه عملیات ربایش اسناد از اراضی اشغالی، اسناد اصلی ترامپ در جزیره اپستین را در اختیار دارد و به همین دلیل آمریکا مجبور است با ایران توافق کند و اعزام نیروهای نظامی آن رد گم کنی است و ایران از طریق واسطه ها این را به ترامپ اطلاع داده است و کوشنر هم در حال مذاکره محرمانه با مقامات دیگر ایران برای این اسناد است». همان زمان، تحلیل فرد دیگری این بود که وی «کارشناس سیاسی است نه نظامی، اما آمریکا به دلیل شرایط آب و هوایی سرد زمستان و فرسایش جنگنده های آن، به ایران حمله نخواهد کرد.» خلاصه حرف این است که کشور اگر قرار باشد ضربه ای بخورد، نه از ناحیه تکنولوژی و تجهیزات نظامی و نه از ناحیه سیاست یا دیپلماسی و سایر متغیرها بلکه ابتدائاً از ناحیه اشتباهات تحلیلی و برآوردهای ما ضربه خواهد خورد. غفلت از تصویر کلی، نادیده انگاری یا تحدید مخالف، غفلت از در نظر گرفتن پیامد ناخواسته تصمیم، محاسبه نادرست نیات و اراده بازیگران و غفلت از ویژگی های شخصیت تصمیم گیر، از جمله تله هایی است که هر مفسری را دچار خطا می کند.
@Muhallel
غیرت، وطن پرستی و شجاعت مردم ایران خصوصا خطه قهرمان کهگلویه و بویراحمد عزیز نیاز به توصیف ندارد، اما متاسفانه امشب شاهد نقض گسترده مسائل حفاظتی در حوزه ارتباطات تلفنی و مجازی، تجمعات و جابه جاییهای و اقدامات غیر ضرور و عجیب هستیم. شروع ماجرا از این نقطه نقضها بوده خصوصاً که از دیروز درگیری ها مستمر است.
@Muhallel
نقدهای متعددی را میتوان وارد کرد از عدم بلوکبندی یا تجهیز قبلی منطقه تا سایر موارد و مسائل. اما نباید فراموش کنیم که آمریکا با نیمی از استعداد و توان آتش فعلی خود که در منطقه ما دارد، وارد کاراکاس شد و رئیس جمهور این کشور و همسرش را از میان چندین لایه حفاظتی در کمتر از ۱ ساعت ربود و هیچ تلفات یا آسیب خاصی نیز ندید. با این حال پس از سرنگونی F15، آمریکاییها با چندین برابر استعداد و توان آتشی که پای کار آوردهاند و آن را هم در ۳۵ روز گذشته و هم در ساعات اخیر در منطقه درگیری به کار بردهاند، طی ۴۸ ساعت گذشته چندین تلاش برای نجات دو خلبان خود انجام دادند و در این میان خسارات قابل توجهی مانند آسیب یا انهدام بلکهاوکها، سرنگونی A10 و سه پهپاد، انهدام دو C130 و همچنین چندین زخمی از سوی سربازان آمریکایی به آنها وارد شد. همانطور که پیشتر هم گفتیم، اصل مهم، مواجهه با دشمن در میدان است. ما تا پیش از عملیاتهای وعده صادق، سابقه درگیری پدافندی، موشکی و پهپادی با دشمن نداشتیم و پس از آن بهبودهای اساسی را اجرا کردیم. اکنون نیز دستاوردها و درسهای مهمی از این عملیات وجود دارد که با توجه به در پیش بودن عملیاتهای زمینی و هلی برن دشمن تاثیرگذار خواهد بود.
@Muhallel
نگاهی دیگر به مقوله ترور
قبلا بحث شد که نگاه پایه موجود در خصوص ترور اشخاص در کشور این است که «سیستم به فرد متکی نیست و لذا حذف افراد نیز تاثیری در هدف، اراده و مسیر ما ندارد». گفته شد که تجربه های تاریخی نشان می دهد این گزاره در بسیاری از موارد محقق شده اما اگر در علم تبدیل به مخدر شده و در عمل تنها به آن اکتفا شود، خطراتی را برای ما به همراه دارد.
اکنون اما نگاهی به ترورهای صورت گرفته در دو جنگ اخیر (با تمرکز بر شخصیتهای سیاسی، امنیتی و نظامی) نشان می دهد دشمن دو هدف را در پیش گرفته:
از سویی ما شاهد ترور افرادی هستیم که حلقه اصلی امام شهید بودند و به نوعی نماد دکترین ایشان محسوب می شدند مانند سرداران رشید و باقری و شمخانی و سپبهد موسوی و دکتر لاریجانی و... .
از حیث دیگر، نیز شاهد ترور نخبگان با تفکر راهبردی و دارای تحلیل در عرصه های امنیتی و نظامی هستیم. هدف این اقدام دشمن در کوتاه مدت، تلاش برای ایجاد فرسایش درونی و ایجاد اختلال در تصمیمسازی و تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران تا حاکم شدن وضعیت بی تصمیمی یا بد تصمیمی و یا عدم توان اتخاذ تصمیمات راهبردی در تهران است؛ امری که تاکنون با انسجام و پایداری سیستمی نظام، محقق نشده است.
همچنین در بلند مدت به طور طبیعی آن ها به دنبال تضعیف سرمایه انسانی کشور با حذف افراد دارای تفکر راهبردی و تحلیلی هستند.
در حوزه اطلاعاتی و امنیتی نیز، ترور افراد نخبه این بخش حتی می تواند پیامدهای مهم تری نیز داشته باشد زیرا به دلیل ماهیت این حوزه، افراد خود بخشی از حافظه نهادی محسوب شده و بسیاری از تجارب، اطلاعات، مهارت ها و ... در ذهن ایشان حضور دارد.
راهکار چیست؟
به نظر می رسد در حوزه ترور ما پیش از هر چیز نیازمند یک تحول ادراکی و شناختی هستیم. این تحول، حوزه های مختلف از اهمیت و دکترین ترور نزد دشمن و تاثیر و تاثرات آن تا مسائل فنی همچون شیوه ترور، حفاظت از شخصیت ها و ... را در بر می گیرد.
موضوع بعدی، توجه به سرمایه انسانی کشور در حفظ و تزریق نخبگان در نهادهای حاکمیتی است که بسط آن خارج از حوصله این بحث است.
همچنین مسئله بعدی، کسب بازدارندگی در برابر کمپین ترور دشمن است. اخیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده که در برابر هر ترور، زیرساختهای فناوری دشمن را تحت آماج خود قرار می دهد، رویکردی بسیار لازم و موثر اما احتمالاً ناکافی زیرا گاه تنها خون است که خون را می شوید.
نهایتاً اتخاذ رویکرد متقابل در حذف نخبگان و تئوریسینهای حریف ولو در ردههای میانی از موثرترین گام هایی است که می توان اتخاذ کرد.
@Muhallel
هر چند شواهدی وجود دارد که این گمان را تقویت کرده که عملیات آمریکاییها در جنوب اصفهان، هدفی علاوه بر نجات خلبان دوم داشته است، اما مهمترین مسئله این است که این برداشت ایجاد نشود که این تنها نقشه آمریکاییها بوده است. پیش از شروع جنگ فعلی نیز دشمن قصد داشت با انجام یک عملیات خطرناک ایذایی در تهران، این باور را ایجاد کند که این همان طرح حمله بوده که اکنون سوخته و دیگر قابلیت بازیابی ندارد. لذا باید توجه کرد که این محاسبه ایجاد نگردد که طرح دشمن دیگر اجرا نمی شود.
@Muhallel
از حیث استراتژیهای نظامی، میتوان گفت که دشمن ما اکنون به استراتژیهای ثانویه جنگ های جهانی اول و دوم بازگشته است. گیولیو دوئه و میشل در کتاب فرماندهی هوا در دهه ۱۹۴۰، نظریه ضربه عمیق یا بمباران استراتژیک را پس از مشاهده جنگهای فرسایشی و خونین جنگ اول جهانی مطرح کردند. آنها معتقد بودند که باید از محدوده خطی میدان نبرد فراتر رفت و کاری کرد تا جمعیت غیرنظامی دشمن عملاً تاثیرات جنگ را تجربه کنند تا در نتیجه، روحیه و پشتیبانی آنان از جنگ تحلیل رفته و رهبران خود را به تسلیم وادار سازند. بدین ترتیب استراتژی حمله به شبکه صنعتی و زیرساختهای کشور دشمن، به جای حمله مستقیم به نیروهای نظامی مطرح گردید و برای اولین بار توسط آمریکا و انگلیس در جنگ جهانی دوم علیه آلمان مورد استفاده قرار گرفت اما بر خلاف تصور، بمباران وسیع جمعیت غیرنظامی و زیرساختهای صنعتی آلمان با موفقیت همراه نبود و حتی نتایجی عکس به بار آورد. در واقع بمباران مردم آلمان به ویژه بمباران وحشتناک شهر درسدن، باعث تهییج روحیه انتقام جویی و پشتیبانی آنها از جنگ شد. در خصوص مراکز صنعتی نیز بمباران کارخانه های بولبرینگ سازی که از صنایع اصلی دفاعی آن زمان به حساب می آمد، سودی نبخشید و آلمان ها توانستند بولبرینگ های مورد نیاز خود را از کشورهای سوئیس و سوئد وارد کنند. تنها در اواخر جنگ بود که تاثیرات ناشی از بمباران زیرساخت ترابری و تولید سوخت آلمان، نازی ها را آنچنان مستاصل کرد که مجبور به تسلیم شدند. در واقع می توان گفت که دشمن با استفاده از استراتژی های مبتنی بر انهدام و تخریب فیزیکی، به دنبال تحمیل انفعال و سردرگمی شناختی است. امری که تاکنون موفق نبوده و حتی باعث هوشیاری بسیاری از افرادی شده که تا پیش از این تصور می کردند جنگ فقط برای حاکمیت است.
@Muhallel
مُحَلِّل
اکنون مطالب را از جایی که به پایان برده بودیم، آغاز می کنیم. 🔹 در آخرین تحلیل، اشاره کردیم که استر
پس از امنیت زدایی از کریدورهای پروازی دشمن، آنها خصوصا آمریکایی ها تلاش می کنند اعزام جنگنده های خود به عمق را ولو اندکی کاهش داده و سهم موشک های کروز، پهپادها و ... را افزایش دهند. لازم به ذکر است که کماکان هدف قرار دادن شهرهای خرمشهر و آبادان اکثراً توسط سامانه موشکهای زمین به زمین دشمن از مبداء کویت و همچنین برخی جزایر ایرانی از مبداء امارات متحده عربی و گاه توسط خود این کشورک است.
@Muhallel