- 𝘁𝗿𝗮𝘂𝗺𝗮 .
- البته که بخشِ وسیعی از ترومایِ من تویی ❤️🩹 .
تو هنوزم اینجایی ، هرجایی که میرم تو هستی .. یه تصویرِ محو تو آینه ویترینِ مغازهها وُ یه سایه که تهِ کوچه از کنارم رد میشه.
۳۰ اسفند
- 𝘁𝗿𝗮𝘂𝗺𝗮 .
همه چیز از وقتی شروع شد که تو رفتی.
بعد از این همه مدت هنوزم میتونم مدلِ نگاه کردنِتُ تویِ ذهنم ببینم ؛ من حتی میتونم حدس بزنم که اگر الان اینجا بودی چی میگفتی ، اما تو نیستی .. .
۳۰ اسفند
۳۰ اسفند
تو همیشه یه خیال بودی ، یه رویایِ دست نیافتنی که هر چقدر بیشتر دنبالِش میدوئیدم بیشتر ازم دور میشد.
۳۰ اسفند
۳۰ اسفند
من تو قلبم آتیشِت زدم ، ولی تُ تو تکتکِ افکارم جوونه زدی .. طوری تو افکارم ریشه کردی که حتی نمیدونم بدونِ تو کی هستم.
۳۰ اسفند
۱ فروردین
۱ فروردین
۲ فروردین
منی که با تو بود با منِ بدونِ تو زمین تا آسمون فرق کرده ، آره دلم برات تنگ شده ؛ اما الان اگر برگردی دیگه انتخابم نیستی.
۳ فروردین
منی که با تو بود وقتی دلِش میگرفت باید ساز میزدُ باهات آهنگِ همیشگیمونُ همخونی میکرد ، فقط فکر میکرد که نور به قلبِش تابیده اما واقعاً اینطور نبود ؛ ولی الان منِ بدونِ تو به مرزِ کلافگی که میرسه باید خودشُ برسونه به کنجِ حرم تا لبهاش به لبخند باز بشه.
۳ فروردین