eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
959 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
893 ویدیو
23 فایل
ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 اغتشاشات اخیر ، فقط محصول دستِ آتش زنان نبود؛ بلکه محصول چشمِ تماشاگران هم بود در بررسی اغتشاشات اخیر، ساده‌ سازیِ ماجرا بزرگ‌ترین خطاست. این‌که همه تقصیرها را تنها بر گردن اغتشاشگرانِ آتش‌زن بیندازیم، گرچه بخشی از حقیقت را می‌گوید، اما همه حقیقت نیست. تاریخ، جامعه‌شناسی و حتی معارف دینی و قرآنی به ما می‌آموزند که هیچ فاجعه‌ای تنها با یک عامل شکل نمی‌گیرد؛ فاجعه زمانی متولد می‌شود که فاعلِ شر در کنار تماشاگرِ خاموش قرار بگیرد. در این حوادث، میلیاردها تومان از اموال عمومی و خصوصی به آتش کشیده شد؛ حوزه‌های علمیه‌ای که مأمن علم و اخلاق بودند، سوختند؛ خانه‌هایی که حاصل یک عمر رنج و کار مردم بود، ویران شد. اما پرسش کلیدی این است که : آیا همه این‌ها فقط کار چند اغتشاشگر بود؟ پاسخ صادقانه این است : نه. سکوت، همیشه بی‌طرفی نیست در هر جامعه‌ای، وقتی ظلم، تخریب و جنایت در برابر چشم‌ها رخ می‌دهد، سه گروه شکل می‌گیرند : 1_ عاملان مستقیم (اغتشاشگران) 2_ مدافعان و مانعان (کسانی که ایستادند، روشنگری کردند یا هزینه دادند) 3_ تماشاگران خاموش تجربه‌های تلخ تاریخی نشان می‌دهد که اگر گروه سوم نبود، گروه اول هرگز تا این اندازه پیش نمی‌رفت. اغتشاشگر، وقتی جسور می‌شود که ببیند جمعیت کثیری نگاه می‌کند اما واکنش ندارد؛ فیلم می‌گیرد اما فریاد نمی‌زند؛ تحلیل می‌خواند اما موضع نمی‌گیرد. در منطق قرآن، سکوت در برابر منکر نوعی مشارکت غیرمستقیم در آن است؛ نه به اندازه عامل، اما به اندازه‌ای که وجدان را مسئول می‌کند. آن‌جا که می‌فرماید چرا عالمان بنی‌اسرائیل مردم را از منکر بازنمی‌داشتند، دقیقا انگشت اتهام را به سوی سکوت نخبگانی و اجتماعی می‌گیرد، نه فقط فاعلان گناه. ■ تماشاگران چگونه مقصر می‌شوند؟ نه با بنزین، نه با کبریت؛ بلکه با بی‌تفاوتی. کسی که تخریب را دید و گفت : به من چه . کسی که آتش‌زدن خانه‌ها و... و.... را دید و گفت : بگذار هرچه می‌خواهد بشود. کسی که هتک حرمت قرآن و مساجد و حوزه‌های علمیه را دید و گفت : حالا یک عده طلبه‌ آخوند اند دیگر. این‌ها شاید آتش نزدند، اما فضای آتش‌زدن را امن کردند. اغتشاش، بدون پشت‌ صحنه روانیِ بی‌تفاوتی عمومی ، دوام نمی‌آورد. ■ سهم خواصِ ساکت، سنگین‌تر است. در این میان، مسئولیت خواص اهل رسانه، اهل قلم، اهل منبر، اهل دانشگاه و اهل کانالهای مجازی محلی و.... سنگین‌تر است. وقتی کسی که قدرت تبیین دارد، ابهام را انتخاب می‌کند؛ وقتی کسی که می‌تواند مرز اعتراض و اغتشاش را روشن کند، عامدانه همه چیز را خاکستری نشان می‌دهد؛ وقتی کسی که باید جلوی دروغ بایستد، برای محبوبیت، سکوت می‌کند؛ او فقط تماشاگر نیست؛ او تسهیل‌کننده اغتشاش است. ■ جامعه‌ای که مسئولیت جمعی را فراموش کند ، به عبارتی جامعه‌ای که هر کس فقط به نجات خود فکر کند، دیر یا زود همه‌چیزش می‌سوزد؛ امروز خانه همسایه، فردا خانه خودت؛ امروز حوزه علمیه، فردا مدرسه فرزندت؛ امروز اموال عمومی، فردا امنیت شخصی. اغتشاش، اگر مهار نشود، مرز نمی‌شناسد؛ و سکوت، بدترین نوع مهار نشدن است. ✅ در اغتشاشات اخیر، اغتشاشگران مجرم‌اند و باید پاسخگو باشند؛ این تردیدی ندارد. اما جامعه‌ای که تماشاگر بودن و بدتر محافظه کاری را فضیلت بداند، جامعه‌ای که بی‌طرفی در برابر ظلم را عقلانیت جا بزند، جامعه‌ای که از هزینه دادن برای حق و حقیقت بترسد، دوباره و دوباره، همین صحنه‌ها را خواهد دید. درس بزرگ این حوادث آن است که : شر، فقط با دستِ بدکاران پیش نمی‌رود؛ با سکوتِ خوبان هم رشد می‌کند. اگر این درس را نیاموزیم، خسارت‌های بعدی، دیگر فقط مالی نخواهد بود؛ خسارتِ وجدان، خسارتِ اعتماد و خسارتِ آینده خواهد بود. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7363
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 غمنامه سترگ هجده روز است که در بی‌خبریِ مطلق می‌سوزیم؛ هجده روزِ سنگین، کش‌دار و فرساینده. اغتشاشات آمد، خانه‌هایمان آسیب دید، سقف امن‌مان فرو ریخت و ما ماندیم و آوارگی؛ ماندیم و خانواده‌هایی که شب را با اضطراب صبح می‌کنند و صبح را با ترسِ شب. در این روزها، آن‌که رفیق نامیده می‌شد، آن‌که دم از همراهی می‌زد، آن‌که در روزهای آرامش با لبخند و تعارف چاکرم، بله قربان می‌گفت، ناگهان ناپدید شد. مسئولین دولتی و حوزوی هم، گویا در تقویم‌شان جایی برای رنج ما ندارند؛ انگار مصیبت، اگر رسانه‌ای نشود، اگر پر سر و صدا نباشد، اصلاً وجود خارجی ندارد. در روزهای خوشی، همه بلدند بیایند، عکس بگیرند، وعده بدهند، اظهار همدردیِ تشریفاتی کنند؛ اما در سختی‌ها، در بی‌خانمانی، در زمانی که توان‌مان تحلیل رفته و امیدمان لب پرتگاه است، هیچ خبرِ استعجالی نیست، هیچ پیگیری فوری نیست، هیچ دستی برای گرفتن نیست. ما آواره شدیم، اما انگار درد آوارگی فقط برای خودمان واقعی است. سکوت‌ها بلندتر از هر فریادی ما را خفه می‌کند. این غمنامه نه از سر گلایه شخصی، که فریاد یک واقعیت تلخ است: وفاداری‌ها موسمی است، همراهی‌ها تا روز راحتی دوام دارد، و وقتی نوبت امتحان می‌رسد، بسیاری غایب‌اند. هجده روز گذشته است؛ اما برای ما، هر روزش به اندازه یک سال گذشته….. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7364