eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
232 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
524 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
هوش و ذکاوتتو تحسین میکنم
هدایت شده از 𝑴𝒂𝒚𝒃𝒆 𝑰...
سلام و دورد خدایا یونان بر شما باد! چنل Maybei قصد در دادن تقدیمی داره. بخاطر جبران فاجعه‌ی قبلی... خلاصه میگم ، شما این پیام رو توی چنل زیباتون فور میکنید و زیرش نیک نیم/ ریل نیم خودتون رو مینویسید و لینک رو اینجا میزارید. (ممبر هاعم میتونن شرکت کنند فقط نیک نیم خودشون رو + ایدی اینجا بزارن) سپس من میگم با خوندن اسمتون اولین چیزی که به ذهنم اومد چی بود و دوتا عکس که وایب اسمتون هست رو تقدیمتون میکنم. -مهلت تا پنجشنبه. -امضا؛‌"𝑴𝒆𝒅𝒖𝒔𝒂"
خوش آمدی زیبا((: پ.ن: وایب اکانتت>>>>>>
و آنگاه که آفتاب ، از پس ابرهایی که روزهای طولانی مهمان آسمان بودند ، رخ نشان میدهد و کل فلک را منوَّر میکند.. زمانی که صبح از راه میرسد و ضیافت طولانی شب را پایان میدهد.. درست مثل وقتی که در اوج خستگی و ناامیدی ، فرشته نجات سر میرسد و از کمک های فراوانش دریغ نمی‌کند.. مدت کوتاهی قبل تر را هیچگونه نمیتوان از یاد برد. صبحگاه ، هوا تاریک بود ، ظهر هم به همین روال.. اما شب نورانی ترین زمان روز بود..نور ماه کمک عظیمی به مردم میکرد.. خستگیِ پایان ناپذیری بر تن رنجور مردم شهر افتاده بود و کل روز را در تنشان مهمان بود.. خیابان ها بوی ناامیدی گرفته بودند و کوچه ها ظلمانی تر از همیشه.. پرنده ها پرواز نمیکردند و حیوانات از لانه بیرون نمی‌آمدند. همه جا ، بوی دلتنگی میداد.. این شهر ، دلتنگ آفتاب شده بود.. شهر ، با تمام وجود خسته و نالانش ، نام او را فریاد میزد.. به راستی ، چه شد که آفتاب آسمان شهر را ترک کرد و مردمان را تنها گذاشت..؟