𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 16 × دانیال +چیشده حامی چرا انقدر نفس نفس میزنی × رز احتمالا رفته خونه سحر آدرسش
از یزید بازیات کم کنی نمیمیریاااا
رز بیچاره
عررررررررررر😭
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
از یزید بازیات کم کنی نمیمیریاااا رز بیچاره عررررررررررر😭
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
وقتی میگم با همسایه هام کیف میکنم🙂🤍
یزید مهدیس و اذیت نکنید بچهها
عیبه
گناهه
زشته
دلشون میشکنه😃
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
از یزید بازیات کم کنی نمیمیریاااا رز بیچاره عررررررررررر😭
همین یکی همینو بگه به یاسی😂
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
یزید مهدیس و اذیت نکنید بچهها عیبه گناهه زشته دلشون میشکنه😃
خانممم من هیچکارم بخدا😂
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
یزید مهدیس و اذیت نکنید بچهها عیبه گناهه زشته دلشون میشکنه😃
دخترم شما به پیوی بنده مراجعه کن
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 17
#حامی
اسلحه روی سرم بود و انگشت علی رضا روی ماشه
رز التماس علی رضا میکرد و من هم التماس رز
رز از ترس عقب رفت که پاش لغزید و از تراس طبقه ۵ پرت شد
دست علی رضا رو پس زدم و دستم و به نرده گرفتم و اسم رز و فریاد زدم
دانیال از پله ها پایین رفت منم پشت سرش رفتم
علی رضا هم سوار ماشین شد و فرار کرد
شونه های رز و گرفتم و تکون دادم
×دورت بگردم چشاتو وا کن ، ببین من حالم خوبه باز کن چشماتو
دانیال میلرزید و اشک میریخت فریاد زدم : زنگ بزن اورژانس
آمبولانس اومد و بدن بی جون رز و روی برانکارد قرار داد
دستش و گرفتم و اشک ریختم
حال دانیال خیلی بد بود
دستش و گرفتم و بغلش کردم که دوتامون یه هق هق افتادم
وقتی رسیدیم بیمارستان فریاد زدم: کسی تو این خراب شده نیستت؟
چند تا پرستار اومدن و از دانیال چند تا سوال پرسیدن و رز و بردن اتاق عمل
از استرس بدنم میلرزید
انقدری نگران رز بودم که به هیچی نمی تونستم فکر کنم
همش تو فکر رز بودم