"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 10
بعد از چند دقیقه حواب داد
×کجا؟
برایش یه لوکیشن فرستادم و شروع به حاضر شدن کردم
از سر تا پا مشکی پوشیدم
از پله ها پایین رفتم علی رضا بلند شد
× کجا داری میری
+باید جواب پس بدم؟
×شعور هم خوب چیزیه
+آره ولی تو نداری
در و محکم بستم و رفتم
یه تاکسی گرفتم و رفتم سمت کافه
تا رسیدم چشمم به حامی افتاد
آقا شده بود🙂
× س..سلام
+سلام عزیزم چیزی شده چرا رنگت پریده؟
×هفته ی دیگه قراره به عقد علی رضا در بیام:)
ابرو هاش توی هم گره خورد
دستش و مشت کرد و روی میز کوبید
+تو مال منی
× فقط خاستم بگم اگه بخوان مجبورم کنن خودم و میکشم:)
برای خدافظی اومدم:)
بغض کرد
بلند شدم که برم ، دستم و گرفت
× صبر کن
+سختش نکن حامی بزار برم
دستم و از دستاش بیرون کشیدم و بیرون رفتم