eitaa logo
«نَّفْس خویش»
1.2هزار دنبال‌کننده
375 عکس
33 ویدیو
8 فایل
مـن نـدانـم اهـرمـن‌ام یـا انـسان... خـود هواۍ نفـس خـودم یـا شیـطان...› حرفی که قراره راز باشه،هرگز از زبان جاری نمی شود.اینجا از ناگفته های که روزی راز بودند خواهیم گفت کانال تلگرام:https://t.me/+Y2quAhtVDJQ3MjFk
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از صِــدای ایـران|🇮🇷
-1062014198841467135_190188636021412.pdf
حجم: 269K
قصد ورود به این موضوع را نداشتم اما هرکس سوال می پرسید شدیدا این قضیه را نهی می کردم که رادار ربطی به هواشناسی ندارد حالا هم خود سازمان هواشناسی بیانیه داده و شدیدا این موضوع رو رد کرده،کانال ها تلاش کنند به مطالب کذب بیشتر دقت کنند و اسیر شایعات گروهک های ضد علم در فضای مجازی نشوند رسانه خبری-تحلیلی صدای ایران 🇮🇷 | منافع ملی، خط قرمز ماست‌.لینک عضویت: •[@Sound_Iran]•
«نَّفْس خویش»
قصد ورود به این موضوع را نداشتم اما هرکس سوال می پرسید شدیدا این قضیه را نهی می کردم که رادار ربطی ب
خدا باران رحمتش را برای ما فرستاد و عده‌ای آن را به حسابِ زدنِ فلان سامانه‌ی آمریکایی می‌گذارند! در حالی‌که چند سالی است مسئله‌ی کم‌آبی در کشور ما به موضوعی اساسی اما کاملاً قابل پیش‌بینی تبدیل شده و همه‌ی این سال‌ها داده‌های هواشناسی نیز تأیید کرده‌اند که ایران وارد دوره‌ی خشکسالی شده است. البته انتظارِ بارش‌های چشمگیر از کشوری با چنین موقعیت جغرافیایی و آب‌وهوای گرم و خشک، چندان منطقی نیست. آنچه امروز بیش از کاهش بارندگی نقش دارد، برداشت بی‌رویه از چاه‌های عمیق،حفر بی‌حساب آن‌ها، کشاورزی صنعتیِ رایج و مصرف نادرست و افراطی آب است،نه کم‌بارشی. در سال‌های اخیر، کمتر کسی را می‌توان یافت که به اندازه‌ی من پیگیر موضوعات هواشناسی بوده باشد. در این مدت تجربه‌های فراوانی اندوخته‌ام که باعث شده به سادگی فریب ادعاهای پوچ و فریبنده‌ی برخی افراد معلوم‌الحال را نخورم؛ کسانی که می‌دانم از کجا تغذیه می‌شوند، مرام و مسلک‌شان چیست و چگونه همچون آفتاب‌پرست رنگ عوض می‌کنند. با هر شایعه‌ی تازه، تیرهای ناآگاهی را به سمت ذهن‌های خسته و رهاشده در این بازارِ آشفته‌ی فضای مجازی پرتاب می‌کنند. متأسفانه پای برخی از این افراد به رسانه‌ی ملی نیز باز شده و مدام در حال شایعه‌پراکنی، طرح ادعاهای عجیب و غریب، و ناله و گلایه‌اند. اگر باران نبارد،کار دشمن است اگر زیاد ببارد،کار فلان مجموعه‌ی نظامی است اگر قحطی شود،ساختگی است اگر باران بیاید،ناشی از زدنِ فلان رادار است اگر زلزله بیاید،کار هارپ است! گویی در ذهن و اندیشه‌ی آنان هیچ جایگاهی برای خداوند متعال ــ که او را قادر مطلق می‌دانیم ــ وجود ندارد.با این حال باز هم لازم است یادآور شوم که از سال گذشته، و حتی از اواخر تابستان، با بررسی اغلب مدل‌های هواشناسی ــ چه آلمان، چه کانادا، اروپا یا آمریکا ــ کاملاً مشخص بود که سالی پرباران و پرنعمت در پیش داریم. آن زمان نه خبری از جنگ بود و نه از «زدن رادار افسون‌گر و ابر‌دزد»! نفس خویش←@nafsma→
گل اسپند،عصر یک جمعه بهاری در ۱۴۰۵/۲/۱۸ منطقه برخوار اصفهان اسپند گیاهی آئینی در نزد ایرانیان چه پیش از اسلام چه بعد از اسلام است،در زبان اوستایی سپنته و در زبان پهلوی افزونیک و در زبان امروزی اسپند یا عربی شده اش اسفند نام دارد،در باور ایرانیان باستان اسپند برکت دهنده مقدسی بود که با دود کردن آن بوی خوش آن باعث دور شدن اهریمن می شود،پیش از زرتشت در ایران باستان نیز اسپند در کیش دیوپرستی مقدس شمرده می شد،در اسلام(تشیع) نیز اسپند برای دفع شیطان بیماری ها و چشم زخم توصیه شده.از همین رو حافظ می فرماید: بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند نفس خویش←@nafsma→
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای امروز ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ در تقویم ایرانی مصادف با روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه سرا ایرانی ست،این روز گرامی باد نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای امر
حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعرِ حماسه‌سرای ایرانی؛ مردی که اشعارش سرشار از حکمتِ الهی است. فردوسی را می‌توان شاعری منصف و راستگو دانست؛ او اصل صداقت را تمام و کمال در شاهنامه به‌جا آورد. در روزگارانی که برخی آثار دیگران را به نام خود ثبت می‌کردند، فردوسی امانت‌داری را پیشه ساخت. در شاهنامه، نام ابومنصور طوسی را به‌عنوان گردآورنده‌ی اصلی داستان‌ها و روایت‌های اساطیری آورده و نیز اشعاری را که قرار بود دقیقی طوسی بسراید ــ و با مرگش ناتمام ماند ــ در اثر خویش جای داده است. این، اوج اخلاق، ادب و امانت‌داری است. شاهنامه از داستانِ انسانِ آتش‌افروز سخن می‌گوید؛ از کیومرث و آغاز یکجانشینی بشر و نخستین پادشاهی، تا هوشنگِ کاشفِ آتش و آیینِ جشنِ سده؛ از تهمورثِ دیوبند و جمشید و برپایی نوروز و آن مهاجرت بزرگ، تا دورانِ ضحاک و چیرگیِ اهریمن و بازگشتِ فرّهِ شاهیِ فریدون و جشنِ مهرگان. آنگاه به حماسه‌های شاهانِ کیانی و پهلوانانی چون زال و رستم می‌رسیم؛ به درامِ جان‌سوزِ سیاوش؛ به اوجِ حماسه‌ی ماندگارِ رزمِ رستم با پسرش سهراب و آن اندوهی که تا ابد در خاطرِ تاریخ خواهد ماند؛ به نبردِ رستم و اسفندیار و امدادهای پرنده‌ی افسانه‌ای، سیمرغ. در کنار همه‌ی این‌ها، داستان‌های عاشقانه و شورانگیزِ شاهان و شاهزادگان و دلدادگی‌شان به شاهدخت‌های سرزمین‌های دیگر نیز جلوه‌ای دیگر از این اثر سترگ است.خلاصه آن‌که هرچه از حماسه، حکمت و تاریخ بخواهی، در شاهنامه می‌توان یافت. نفس خویش←@nafsma→
سخن از حکمت فردوسی شد؛ او نه‌تنها شاعر بود، بلکه حکیم نیز بود، و این را در سروده‌هایش می‌توان به‌روشنی دید ــ به‌ویژه آن‌جا که می‌گوید: به نام خداوند جان و خرد کزین اندیشه بر نگذرد فردوسی دو واژه‌ی «جان» و «خِرَد» را تصادفی کنار هم ننشانده است. این دو مفهوم در سنت و حکمت ایرانی معنایی ژرف و درهم‌تنیده دارند، چراکه هرکدام به بعدی از انسان و هستی اشاره می‌کنند. جان، اصل حیات‌بخش و نیروی زنده‌ی هستی است؛ خداوند، هستی‌بخش و مبدا بودن است؛ آن‌که امکان وجود را ممکن می‌سازد. خِرَد در این معنا همچون «نور» در حکمت اشراقی است، یعنی اصل هستی نورانی است. پس جان، بعد وجودی و نور درون انسان است؛ اما خرد در شاهنامه با «دانش» و «دانایی» تفاوت دارد و از آن جدا می‌آید. به گفته‌ی پیر خردمند: خِرَد بهتر از هرچه ایزد بداد خرد، برترین عطیه‌ی الهی به انسان است؛ نیروی تشخیص خوبی از بدی، نیکی از زشتی. گاه، خرد با عطای فرّه‌ی ایزدی همراه می‌شود؛ آن‌که هم خرد دارد و هم فرّه، عقلش هماهنگ با نظمِ کیهانی عالم است. در حکمت اشراقی نیز خرد، معادلِ «عقل کلی» یا «نورالانوار» دانسته می‌شود؛ برتر از عقلِ استدلالی، زیرا خرد در این معنا، عقل منطقی نیست بلکه نوعی بصیرت منور و هماهنگ با نور هستی است. اما چرا «جان» و «خرد» در سخن فردوسی جدای از هم نیامده‌اند؟ اگر می‌گفت «خداوند جان»، تأکید صرفاً بر خالق حیات بود؛ و اگر می‌گفت «خداوند خرد»، تنها بر عقل الهی تأکید داشت. ترکیب «خداوند جان و خرد» وحدتی است میان حیات و آگاهی. در حکمت ایرانی، انسان صرفاً زنده نیست، بلکه زنده‌ی آگاه است.اگر جان بی‌خِرَد بود، حیات حیوانی می‌شد؛ و اگر خِرَد بی‌جان بود، موجودی خیالی یا صرفاً ذهنی پدید می‌آمد. آمیزش این دو یعنی «انسان»؛ جان، اصلِ وجود است و خرد، ابزار شناخت آن.از دید فردوسی، خداوند هم مبدا هستی است و هم مبدا شناخت؛ زیرا شناخت حقیقی از همان سرچشمه‌ی وجود می‌جوشد. نفسِ خویش ← @nafsma →
عید سعید قربان،عید بندگی را خدمت همگی دوستان و بزرگواران تبریک عرض می کنیم،عید عزیز را با شعر مولانا در دیوان شمس بر لب و دهان خود،شیرین کنید: آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو/وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت می کنند _نقاشی مینیاتوری از استاد فرشچیان نفسِ خویش ← @nafsma →
هدایت شده از «نَّفْس خویش»
مرا آب و گل از خم غدیر است وجودم از ولایت ناگزیر است. سری دارم که بر دامان زهراست دلی دارم که در بند امیر است میلاد عرفان پور عید ولایت و امامت؛ عید سعید غدیر خم را خدمت عموم شیعیان جهان تبریک عرض می کنیم نفس خویش←@nafsma→
هدایت شده از صِــدای ایـران|🇮🇷
از خون جوانان وطن لاله دمیده از ﻣﺎﺗﻢ ﺳﺮو ﻗﺪﺷﺎن ﺳﺮو خمیده شهادت جمعی از سربازان و هموطنان را تسلیت عرض می کنیم،دشمن جنایتکار و پست فطرت در شروع جنگ چهل روزه با زدن مدرسه میناب و جنایت لامرد خوی وحشی گری خود را به همه جهانیان نشان داد و حالا با شروع مجدد جنگ دوباره دست به جنایت زد و خوابگاه سربازان را بمباران کرد،امیدوارم خیلی زود تاوان این جنایت را پس بدهد. رسانه خبری-تحلیلی صدای ایران 🇮🇷 | منافع ملی، خط قرمز ماست‌.لینک عضویت: •[@Sound_Iran]•
سوگِ بالاخره جنگ «تلفات» دارد... از اروپا تماس گرفته بود، نمی‌توانست علت فوت پدرش را توضیح دهد. شرمی آغشته به احساس گناه گلویش را فشار می‌داد. چهار جلسه طول کشید تا «بتواند» بگوید پدرش را در بمباران یکی از مناطق تهران از دست داده است. در حالی که برای خرید به آن منطقه رفته بود و حتی منزل‌شان نزدیک مناطق نظامی نبود.  پیش از فوت پدرش از حمله (جنگ) حمایت می‌کرد و فکر می‌کرد جنگ به هر حال «تلفات» دارد! در آمار رسمی و برای سیاست‌مداران، عزیزان ما «تلفات» هستند. اما پدر، برای او مهم‌ترین چیزی بود که جهان را برایش امن، معنادار و زیست‌پذیر می‌کرد. بخش مهمی از دلیلش برای دوست داشتن خودش، ایران و بودن و نفس کشیدن بود. یک کس، یک کس نیست، کس ِ کسی دیگر است. و آن کسِ دیگر کسانی دارد. و این کسان، تار و پود جهانند. هر کس به اندازه کل جهان ارزش دارد. و سوگ، تنها واکنش به فقدان یک انسان نیست، بلکه مواجهه با فروپاشی جهانی است که آن فرد در بنای آن سنگ زیرین بوده است. (دکترای انسان‌شناسی) نفس خویش←@nafsma→
روزگاری که اهریمن بر این پهنه‌ی خاکی تاخت... روزگاری که اهریمن بر این پهنه‌ی خاکی تاخت، تاریخ بار دیگر تکرار شد. گویی سالیان سال است که اهریمن بر این سرزمین تاخته است؛ دقیق نمی‌دانم، دو سال، سه سال، شاید ده‌ها سال و شاید صدها سال. چون اهریمن بر این سرزمین تاخت، آسمانِ پر از نگین‌های شب‌افروز و خورشید پرفروزش در غبار غم نهان شد. در گردش این چرخ فلک، رونق زندگی مردمان به سویی دیگر چرخید. آسمان غبارگرفته و نامهربان، از فرط اندوه، دیگر اشکی در چشمان زیبایش ندارد و زمین پهناور ما نیز از باران بی‌بهره مانده است؛چون لبان تشنه‌ی مردمان از خشکی، پایانی برای عطش خود نمی‌بینند...دیگر از وَرِ جمشید اسطوره‌ای نیز خبری نیست. جنگ و تازش از راه رسیده و ضحاک ماردوش، در پی آن است که فرّهِ این سرزمین را برباید. اما روزگار اهریمنی نیز خواهد گذشت؛ کاوه‌ای درفش حق را برخواهد افراشت و فریدونی زاده خواهد شد تا ضحاک را به بند کشد. آنچه در این سالیان بر ایران عزیز گذشته است؛ از جنگ و خشکسالی گرفته تا آلودگی هوا، مشکلات اقتصادی و از دست دادن عزیزانمان، چیزی جز جلوه‌ای از تازش اهریمن نیست. و راه رهایی، جز اتحاد و همبستگی همه‌ی ایرانیان، در هر کجای جهان که باشند، بازگشت به فرهنگ اصیل و ریشه‌های کهن، دفاع از خاک مقدس میهن در برابر بیگانگان و کوتاه کردن دست متجاوزان و ضحاکان روزگار از ایران عزیز نخواهد بود. آن‌گاه خواهیم دید که ستارگان پارسی در آسمان پرنگین چگونه خواهند درخشید و خورشید ایران‌زمین از مشرقِ وجود تک‌تک ایرانیان طلوع خواهد کرد.به امید ایرانی آباد، پیروز و متحد. خویش←@nafsma→