eitaa logo
" ناجـــه "
337 دنبال‌کننده
339 عکس
47 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
معنایِ انسان بودن... !
- 🤎 -
- 🤎 -
" ناجـــه "
- بهم گفت :« خیلی دوست‌دارم ببینم که من از دیدِ چشمایِ تو چه‌ جوری‌ام.» لبخندی زدم و گفتم : - « تو اگه می‌تونستی از دریچه‌ی چشمایِ من خودت رو ببینی ، واقعاً بهم حق می‌دادی عاشقت باشم! اونوقت می‌فهمیدی این‌همه تلاش کردن واسه به دست آوردنت، ارزشش رو داشت. تو واقعاً قشنگی✨💛 اونقدر قشنگ که من هیچ کلمه‌ای رو واسه وصفت پیدا نمی‌کنم! چشمات ، چشمات انگار یه اقیانوسه‌. یه اقیانوسی که عمق زیادی داره و آدمو توی خودش غرق می‌کنه. و خنده‌هات؛ آخ امان از خنده‌هات که آدمو سحر و جادو می‌کنه. یه جوری دلِ آدمو گیر میندازه که دیگه آزاد شدنش محاله! گُلی ؛ تو واقعاً باید از دیدِ چشمایِ من خودت رو ببینی... » در تمام طول مدتی که داشتم حرف می‌زدم ، به من خیره شده بود و با چشم‌هایی که بغض عجیبی داشت، نگاهم می‌کرد. آهسته گفت :« من اصلاً فکرشو هم نمی‌کردم یکی بیاد تویِ زندگیم ، که منو بیشتر از خودم دوست داشته باشه! من هیچ‌وقت خودم رو اینقدر دوست نداشتم. همیشه فکر می‌کردم خیلی زشت می‌خندم یا چشم‌هام به حدِ کافی ، زیبا نیستن... من، من هیچ وقت خودمو نپذیرفتم‌. ولی تو ، تو داری بهم میگی من از دریچه‌ی چشم‌های تو اونقدر قشنگم که حتی نمی‌تونی وصفش کنی! » این را گفت و قطرات اشک روی گونه‌اش لغزید. به مرواریدهایِ لغزان اشکش نگریستم. و بعد همانطور که داشتم قربان صدقه‌اش می‌رفتم ؛ به این فکر کردم که عشقِ واقعی همین است. همین که تو یک نفر را با تمامِ نقص‌هایش بپذیری. همانطور که هست بخواهی‌اش و دلت نخواهد تغییرش بدهی! دوستش داری ، چون از او فقط یک نسخه در جهان وجود دارد و تو شبیهش را هیچ کجا نمی‌توانی پیدا کنی. عشق همین است ، دوست داشتنِ بی‌قید و شرط :) و گُلی برایِ من ، معنایِ دقیق واژه‌ی عشق بود. از دیدِ چشم‌هایِ من ، او زیباترین زنِ دنیا بود و من چیزی بیش از این نمی‌خواستم : )💗 - گلنار . .
- - مخاطب عزیز ؛ عاشقانه‌های اینجا ، صرفاً زاییده‌ی ذهن نویسنده است و واقعیت ندارد... امیدوارم که دوستشان داشته باشید :)🤍
آبیِ دلربایِ آسمون ، ابرهایِ پنبه‌ای ، کتابخونه و هوایی که بویِ بارون میده : )💙
" ناجـــه "
[ ☁️ ]
- محبوبِ من ؛ اگر روزی رسید که چشم‌هایم از تماشایِ آبیِ آسمان و سبزیِ درخت‌ها عاجز بود ، اگر روزی من دیگر نبودم که از ابرها عکس بگیرم و با ذوق بگویم : « آسمونو دیدی؟ خیلی خوشگله! » اگر روزی رسید که لبخندهایم زیرِ خروارها خاک پنهان شده بود ؛ مرا با تماشایِ ابرها ، با آبی و با زمستان به یاد بیاور. مرا با باران یاد کن ، که یادِ باران ، روحم را نوازش می‌کند. اصلأ هروقت زیرِ آسمانِ آبی ، لبخند زدی و گفتی خدایا شکرت ؛ به یاد من بیفت. به یادِ من ، که بنده‌ی دلخوشی‌های کوچک بودم. بنده‌ی عکاسی از آسمان ، خیال‌بافی با ابرها و لی‌لی کردن در چاله‌‌هایِ آب پر شده از باران. به من که زندگی را دوست داشتم ؛ با تمامِ سختی‌ها و ناخوشی‌هایش‌. با تمام غم‌هایش . که زندگی جرعه‌ای شادی‌ست و دریایِ غم‌! حجم جرعه در قیاسِ با دریا ، بسی ناچیز است ، اما هیچ نیست... جرعه‌های شادی را باید یافت و با تمامِ وجود نوشید. مرا با لحظه‌هایِ کوتاهِ شادی به یاد بیاور و وقتی به یادِ من افتادی ، لبخند بزن✨ تو که لبخند بزنی ، روحِ من هم شاد می‌شود... - گلنار .