eitaa logo
" ناجــه "
529 دنبال‌کننده
536 عکس
81 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
تمام دلخوشی‌ام یک نگاه کوچک اوست، ز چیست یار من از من کنار می‌گیرد؟ :) ؟
کنارِ تـو درگیر آرامشم : )
" ناجــه "
کنارِ تـو درگیر آرامشم : )
ء . گاه واژه‌ها حقیر و فقیرند در توصیفِ لحظاتِ زیسته‌ی آدمی‌زاد! و گاه تمام آنچه در ذهن آدمی می‌گذرد، در واژه نمی‌گنجد... امشب از همان شب‌ها بود، همان شب‌هایی که ثانیه به ثانیه‌اش تجربه‌ی جدید و دست‌اول است و هر تجربه، جرعه جرعه آرامش به قلبِ تو سرازیر می‌کند. دیگر می‌دانم بعد از گذر کردن از برهه‌های مختلف زندگی، باید کنارش بنشینم و از دریچه‌ی نگاه او به ماجراهای زندگی‌ام نگاه کنم. به اتفاقات ریز و درشتی که از سرگذراندم بیاندیشم و رشدهایی که به دست آورده‌ام را هایلایت کنم! زاویه‌ی نگاهش را دوست دارم، نگاهی پر از رشد، پر از حکمت و پر از اعتمادِ به خدا🌱 کنارم که می‌نشیند، حرف که می‌زند، نگاهم که می‌کند، جرعه جرعه آرامش به قلبِ ناآرامم تزریق می‌کند. با کلامش، جامی از امید به دستم می‌دهد و من یک نفس آن را سرمی‌کشم! حالا می‌فهمم چقدر به بودنش محتاج بوده‌ام و چقدر خدا را شکر می‌کنم بابتِ وجودش✨ دوست دارم امشب این‌طور دعا کنم : ای خدایِ رزاقِ من؛ در سفره‌ی نعمتِ همه‌ی آدم‌ها، نعمتِ قرین و دوست خوب قرار بده. دوستی که ما را در مسیرِ بندگیِ تو، همراهی کند و هرجا به بیراهه رفتیم، دست‌مان را بگیرد. آمین آمیین آمییین آمیییین : ))) - گلنار.
امشب لابه‌لای صحبت‌ها، به چشم‌هایش نگاه کردم و برایش خواندم : « تو همه راز جهان ریخته در چشمِ سیاهت؛ من همه محوِ تماشایِ نگاهت :) » و عمیق و طولانی نگاهش کردم و اجازه دادم واژه‌ها در جانش رسوخ کنند...
" ناجــه "
یکصدمین شبِ حضور ؛
تو همچو بوی محبت زپشت پنجره‌ها ، درون ذهن شقایق خطور خواهی کرد. نگاه شوق وامیدم به آن دم صبحی است؛ که خاک رابه قدومت چو طور خواهی کرد : ) ؟
- هرکسی‌توان‌اعتراف‌به‌زیباییِ‌دیگران‌را‌ندارد!
" ناجــه "
ء . کسانی که زیبایی دیگران را می‌بینند و به زبان می‌آورند را عمیقاً دوست دارم. آنها می‌دانند که با یک جمله‌ی ساده چقدر می‌توانند در حال روحی یک آدم تأثیرگذار باشند. گفتن جملاتِ ساده‌ای مثل: « چقدر قشنگ شدی! » ، « وای چقدر این رنگ بهت میاد» ، « مثل ماه شدی! » و انواعِ جمله‌های کوتاهِ محبت‌آمیز می‌تواند تمام غم و اندوه یک نفر را از بین ببرد. می‌تواند سختی یک روز را از دوش آدمی‌زاد بردارد و لبخند را مهمان لب‌هایش کند. برای همین گاه با خودم فکر می‌کنم وقتی می‌شود همینقدر ساده، دل یک‌نفر را به دست آورد و از غصه نجاتش داد، چرا دریغ کنم؟ چرا حیفم بیاید کلمات را خرج کنم؟ مگر باید بابتِ ردیف کردن واژه‌ها، هزینه‌ای بپردازم؟ : ) پس دوست دارم بی‌جهت به عابرانِ پیاده لبخند بزنم، به دخترِ موفرفری داخل مترو، بگویم خیلی خوشگلی! به دختربچه‌ای که از کنارم می‌گذرد، شکلات بدهم و وقتی با غمِ فردی مواجه می‌شوم، سعی می‌کنم کنارش باشم و دلداری‌اش بدهم : ) من مدت‌هاست که فهمیده‌ام محبت کردن هزینه‌ای ندارد، ولی باعث می‌شود من ارزش پیدا کنم. باعث می‌شود دیگران مرا به چشمِ فردی خیرخواه بنگرند و چه چیز بهتر از به‌جا ماندنِ نامِ نیک؟ : ))) آری ؛ راست گفته‌اند که : از محبت خارها گل می‌شود🤍 - گلنار .
خبر از آمدنت من که ندارم تو ولی، جان من تا نفسی مانده خودت را برسان :) ؟