روزهای ماه آبان و کشف تاریخی یک طنزنویس
نویسنده: سمیه رستمی
(بیزحمت قبل خواندن متن زیر صدای برنامه رادیویی تقویم تاریخ را ذهن خود پلی کنید با این متن حال میدهد)
وقتی حوصلهمان سر رفته باشد میتوانیم به تقویم نگاه گذرایی بیندازیم؛ ولی خوب معلوم است که چیزی دستگیرمان نمیشود؛ اما اگر نگاه غیر گذرایی بیندازیم و حتی نگاه عاقل اندر تقویمی داشته باشیم، شاید به نکات ارزشمندی پی ببریم. مثلاً ربط معنادار و تناسب عجیب بین نامگذاری روزهای سال.
همین آبانماه که بالاخره سلطنت متولدینش رو به اضمحلال رفت، روز بیست و سومش را «روز مهربانی» نامگذاری کردهاند. البته هیچ ربطی به روز بیست و یکمش که روز مجردان سینگل به گور نامگذاری شده، ندارد؛ اما قطعاً به «روز کتابخوانی» که روز بیست و چهارم آبان هست مرتبط است.
چون شاعری از زبان کتابها گفته: من یار مهربانم و یک سری تعاریف دیگر که حمل بر خودستایی کتاب نباشد، صرفاً جهت آشنایی با مزایای همنشینی کتاب است.
اصلاً فرض کنید نامگذاری پیدرپی این دو روز اتفاقی بوده، چرا روز بیست و پنجم ماه آبان را به نام «روز تمیزکردن یخچال» نامگذاری کردهاند؟ فسفر مغزتان را برای پیداکردن ارتباط این روز با دیروز و پریروز نسوزانید. چندان ربطی ندارند.
چون یخچال کسی که اهل کتاب و کتابخوانی باشد و حتماً از تخفیفهای روز کتابخوانی فیض کافی و وافی برده به فضل الهی و لطف تورم پاک است، مثل شماره یک نوزادان.
ولی شک نکنید بین نامگذاری روز تمیزکردن یخچال با بیست و ششم آبان که «روز فستفود» نامگذاری شده، حتماً دو زار خطوربط پیدا میشود.
منطقیاش این است که وقتی یخچال پاک و منزه باشد از هرگونه مواد غذایی است، آدم برود سراغ فستفود. البته اینجا منظور از فستفود، غذای حاضری است.
چون تا قبل از قرشمال بازی پنیر پیتزا و تهاجم فرهنگی فستفودها ما خودمان غذا حاضری مذگان داشتیم که همین نانپنیرسبزی بود و تخممرغ نیمرو. اتفاقاً این نامگذاری هم از جهت تراز مالی، با جیب کتابخوانها تناسب دارد هم از جهت شرایط زیستی سینگل جماعت. اگرنه که باتوجهبه قیمت فستفود اصلاً این نامگذاری توجیه عقلانی ندارد.
اگر بازهم به ربط بین این نامگذاریها ایمان نیاوردهاید؛ ما اصراری نداریم. ولی توجهتان را به روزهای پایانی آبان جلب میکنیم که تیر آخرمان است. روز ۲۸ آبان «روز فلسفه» نامگذاری شده، روز ۳۰ «روز کودک».
اما نکته مهم روز مناسبتهای ۲۹ آبان است که دریا، دریا حرف و معرفت و حقیقت در آن ول میخورد. اگر در تقویم نگاه کنید این روز را «روز آقایان» نامگذاری کردهاند، با حفظ سمت «روز توالت» و با حفظتر سمت، «روز بد».
اصلاً به اینکه اکثر قریب بهاتفاق فیلسوفها آقایان هستند کاری نداریم. به این که فمینیستها میگویند: مردها، کودکانی هستند که نتوانستهاند جلوی رشد خود را بگیرند هم محلِ سگ نمیگذاریم. از معانی و مفاهیم عمیق روز «توالت» به معنای جایگاه ارائه محصولات جانبی انسان هم چشمپوشی میکنیم. چرا این نامگذاریها را باید بگذارند برای روزهای آخر ماه که شپش در جیب جمیع مردان مافیا میزند؟
اگر باز هم بهتناسب نامگذاری این روزها ایمان نیاوردهاید از برنامههای مفرح شبکه چهار یا مستند محظوظ شوید که در این نامگذاریها برای اهل یقین نشانههایی است.
https://eitaa.com/namakdooon
وقتی موهاتو دادی
یه تازه کار
رنگ کنه ...
برات نارنجی کرده
میگه مسی برات زدم
مده...
فکر میکنی خوشگل شدی
و قر انداختی تو کمر ....
تکس اند فوتو بای می
#شوخی_با_پاییز
https://eitaa.com/namakdooon
نمکدون شعبه ایتا
چون میدونم حال ندارین بزنین رو لینک همینجا بخونیدش باو!👇 ای برق خر بی من مرو! نویسنده: سمیه رست
#رضایت_مشتری
سلام بانو جان
معلوم وقت بیکاری زیاد داری خدائی،
خوش بحالت😉
مغزت چه خوب فعاله الحمدالله.
موفقیتهای روز افزون در پیش رو داشته باشی.
همیشه یکی هست
عکس رو خراب کنه
این بار سیم هندزفری
نکبت اون از گره خوردنهاش
اینم از این!
https://eitaa.com/namakdooon
تعبیر خواب دانشجو در شب یلدا
در کتاب تعبیر خواب جناب قیلوله بن چُرتیه ابن ابی الکابوس آمده است:
اگر دانشجویی در شب، دو قدم مانده که پاییز به یغما برود ؛ خواب انار سرخ پایه زرشکی بببیند که بر دانه کردن آن مداومت میکند، یقین بداند آن درس سه واحدی را پاس نخواهد کرد و استاد آن درس، چون اناری، پوست از اقصی نقاط وی به تمامی برکند.
اما اگر حولوحوش یلدا نبود و انار ببیند؛ مگر چه خبر است؟! کنفوسیوس نیست که خوابش اقیانوسی از حکمت باشد. وقت معبران نگیرد، انار بیوقت محل اعتبار نباشد.
اما دانشجوی ترم اولی خوابگاهی باشد و یلدا از آنچه در تقویم رویت میشود به او نزدیکتر؛ خواب ببنید دوستانش خانی گسترده باشند و انواع تنقلات از پَساتیل(ج پاستیل)، پُفافیک (ج پفک) و چِزافیل (ج چیزفیل یا همان پف فیل) و بر وی لبخندی پتوپهنی نثار میکنند؛ یقین بداند آنان چَساپیس (ج چیپس) را پنهان نموده تا بعدها بر بدن زنند با ماست موسیر و دنگ از وی ستانند. در حالیکه همه آن اطعمه و اشربه را از بِلک فرایدی با تخفیف ستانده باشند؛ با وی به قیمت پشت جلد محاسبت نمایند. دیر نباشد، بر جمیع الیافِ اطراف و اکناف قابل رویش بر چهرهاش که ریش گویندش، هارهار بخندند.
لکن
اگر دانشجوی دانشگاه صداوسیما و ورودی سال «فرد» بود. فیالمثل ۴۰۳یا ۴۰۱ یا اینجور سالی و خواب ببیند شب چلهای دارد سماق میمکد، فوراً سماق را تِخ کند؛ خوابش با خواب عید نوروز خطروخط شده.
https://eitaa.com/namakdooon
اگر دانشجویی در ایام قریب به یلدا خواب لبو دید، بر جمله معبران واجب است وی را چنان بزنند؛ مدتها رنگش مثل شلغم باشد و صدای چغندر از خود در بدهد. چه معنی دارد دانشجو دم امتحانات پایان ترم خواب ببیند. تازه برای تعبیرش تایم معبران تلف کند؟ اصلاً ما بچه بودیم کی پایمان را دراز میکردیم که اینقدر بخوابیم؟! ....( گویا قیلوله بن چُرتیه در هنگام نوشتن این سطور خوابمرگ شده، اعصاب نداشت. توضیح از میرزا کَپیده لحافدوز؛ نسخهنویس جناب قیلوله)
https://eitaa.com/namakdooon
ضرورت سفر در هوای برفی
نویسنده: سمیه رستمی
زمستان، برف، کولاک و انواع هشدار قرمز و نارنجی هواشناسی و راهداری و هلالاحمر و سایر ارگانهای وابسته و حتی نا وابسته: «ملت شریف همیشه در صحنه، به علت نفوذ جبهه هوای سرد بالاغیرتاً از سفر غیرضروری خودداری کنید!» ولی هنوز دهان مسئولین این ارگانها باز است که خبر پشت خبر میرسد؛ فلان تعداد خودرو در جادههای برفی گرفتار آمدهاند.
قطعاً این افراد حتی اگر در رستوران بینراهی، کبابی از جنس گوشت الاغ تناول کرده باشند؛ مغزش را نخوردهاند که در غیرضرورت بزنند به چاک جاده، لابد ضرورتی را احساس کردهاند.
اولین ضرورت سفر در هوای برفی را میتوان سنجش پیشبینیهای هواشناسی اعلام کرد. آیندهنگری ایجاب میکند پیشبینیهای این سازمان را سنجید تا در مواقع خیلی ضروری بشود اعتماد کرد.
در همین راستا دومین ضرورت، سنجش خدمات راهیاری و راهداری و پلیس و هلالاحمر و علیالخصوص ایمنی خودروهای وطنی است. بالاخره حفظ جان اهمیت دارد.
ضرورت سوم بررسی افت فشار گاز در مناطق صعبالعبور است. اگر انسان شرایط سخت سرما و نبود گاز را حس کند، آن دو درجه کمتر و دمای رفاه را با جدیت بیشتری پیگیری میکند.
اما از همه اینها ضروریتر. پاسخ به نیازهای فروخفته است. نیازی که در اثر تماشای کارتونهای دهه شصت در آن پُشت و پَسَله ناخودآگاه پنهان شده و گاه سر برمیآورد.
https://eitaa.com/namakdooon
همذاتپنداری باشخصیت کارتونهای آن دوره که تقریباً همهشان دقیقاً در یک شب برفی که اگر سگ را مثل الاغ هم بزنند از لانهاش بیرون نمیرفت، باید به دنبال موفقیتهایشان میرفتند. نمونهاش کارتون بل و سباستین یا لوسین یا پسر شجاع.
بازپخش این کارتونها و ترشح مدام دوپامین بعد از تماشای آنها یک حسی در مخاطب ایجاد میکند که تا خبر برف و کولاک را بشنود با الگوگیری از آن کارتونها سر آسیمه به دنبال موفقیتهایش برود. هوای زمستان هم که در ایران انگار قوت غالبش بیسکویت دایجستیو بوده، خشک، خشک. حالا چه بشود یک جبهه هوای سرد و خیس راهش را گم کند سر از ایران دربیاورد و اینجا بارشش بگیرد. پس نباید فرصت را از دست داد.
البته ناگفته نماند ممکن است، عبارت «جبهه» که مدام در هشدارها تکرار میشود؛ باعث شده یکهو ملت را شور خلق حماسهای در بر بگیرد، گویا در حال اعزام به نبرد حق علیه باطل است.
همه این عین ضرورت است برای سفر و اصلاً مگر شاعر نگفته بسیار سفر باید تا پخته شود خامی؟! شاعر زمستان و تابستانش را که لحاظ نکرده، بدون قید زمان و مکان آورده پس این سفرها خیلی هم ضروری است تا آدمی مغزپخت بشود. چهارتا خاطره فکبرانداز هم برای نوه و نتیجههایش داشته باشد.
منتشر شده در سایت دفتر طنز
https://eitaa.com/namakdooon
فضای مجازی؛ رقیب والدین در تربیت فرزندان
نویسنده: سمیه رستمی
احترام به والدین در فرهنگ ما اینقدر عمیق است که نوعی ضمانت اجرایی محسوب میشود.
مثلاً همین که همه میدانند اگر بگویند «بر پدر و مادر کسی که اینجا آشغال بریزد لعنت!». دیگر خیالشان راحت است با ذرهبین هم سر سوزنی آلودگی آن حوالی پیدا نمیکنند!
البته این سطح از احترام برای دهه شصتیهایی بود که همیشه یک حسی در درونشان وِر میزد اینها پدر مادر واقعی تو نیستند. این حس نه بهخاطر رفتار والدین که بیشتر تحتتأثیر کارتونهای آن دوران بود.
بس که در فیلم و کارتونها، شخصیت اصلی، آخر داستان بالاخره صاحب یک جفت ننه بابای پولدار شیک و خفن پرومکس میشد، بچههای آن دوره هم با صدای هر زنگی منتظر بودند والدین راستراستکی خودشان بودند.