eitaa logo
نمکدون شعبه ایتا
264 دنبال‌کننده
230 عکس
37 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
البته که اگر علم در ثریا باشد مردمی از پارس میرن خفتش میکنن اینا صرفا جهت خنده بود
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه چیزی مردم را متحد می‌کند ؟ هشت فصل سریال گیم آف ترونز مخاطب را می‌کشاند تا به این سکانس برسد. البته که در زیر نویس هیستوری را داستان معنی میکند. اما در ادامه حرفهایش مشخص میشود هیستوری یعنی «تاریخ » ملتی که تاریخ دارد را نمیشود شکست داد. تاریخ نخ تسبیح یک ملت است. ادبیات و داستان را میشود حافظ تاریخ دانست. مخصوصا ادبیات حماسی را. دشمن میخواهد هیستوری خودش را ماندگار کند. میخواهند همه را حول داستان خودش جمع کند. زهی خیال باطل! قصه جنگ ما با آمریکا و اسراییل نه هسته‌ای است و نه نفت! قصه ملتی است که تاریخی کهن و سرفراز دارد و جلوی اهریمن و بتهایش قد علم کرده.
قشنگ معلوم یه جوری گرا گرفتن پیامک بعدی اینه هر کی چهارشنبه سوری به پا کنه خره!
💌  | خوب مردمی هستیم 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴ 🔻 برای افطار سبزی می‌خواهیم. به نوبت از مغازه‌های اطراف خانه خرید می‌کنم تا شرط همسایگی را رعایت کرده باشم. فروشنده‌ای که امروز نوبتش شده، غرولند می‌کند که: «سبزی نداریم! بار نیومده!» و اشاره‌ای به میوه‌ها می‌اندازد: «اینام موندن!» از او موز می‌خرم؛ کمی پوستشان سیاه شده اما تنها کمکی است که الان از دستم برایش برمی‌آید. می‌دانم چند روز دیگر همه‌چیز عادی می‌شود. موز را می‌گذارم توی پلاستیک مات و می‌روم سراغ مغازه پیرمردی که بهترین جنس این اطراف را دارد. نمی‌خواهم موزها را دستم ببیند و شکار شود که چرا از او خرید نکرده‌ام. 🔻 جعفری و ریحان می‌خرم؛ کمی هم شاهی. نگاهم می‌افتد به سیب‌زمینی‌ها. پیرمرد فروشنده رد نگاهم را می‌زند و می‌گوید: «سیب‌زمینی کیلویی ۱۲۰ تومنه. الان بخر! فردا شاید ۱۵۰ تومن هم گیرت نیاد!» لبم را جمع می‌کنم و جواب می‌دهم: «الان لازم ندارم.» و فکر می‌کنم لازم دارم اما نه با این قیمت؛ پس دروغ نگفته‌ام. سبزی‌ها را با نخ پلاستیکی چفت می‌کند به هم و می‌گذارد توی کیسه. کارت را که می‌کشد، بادی به غبغبش می‌اندازد: «سیب‌زمینی حکم نون داره. وقتی نون نباشه، مردم سیب‌زمینی می‌خرن!» به حرفش اعتنایی نمی‌کنم. تمام توانم را گذاشته‌ام برای این جنگ نابرابر با مصیبت سوگ رهبر که دارد لِه‌ام می‌کند. 🔻 خودم را می‌کشم سمت خانه. سر کوچه که می‌رسم، توی زمین خاکی، وانت میوه‌فروش پارک کرده. قیمت‌هایش بهتر از مغازه‌هاست، اما اغلب به خاطر تندیِ اخلاقش قیدش را زده‌ام و جزو همسایگان لحاظش نکرده‌ام. مردم دورش را گرفته‌اند. چشمم می‌افتد به گونی سیب‌زمینی‌هایش. جلو می‌روم؛ می‌گوید ۸۰ تومن و بعد با تفاخر شکمش را می‌دهد جلو و اضافه می‌کند: «همینو مغازه‌دارا می‌دن ۱۲۰!» 🔻 مرد بارفروش با دست، کارتن موزی را نشان می‌دهد که سیب‌زمینی‌های نامرغوبی تویش ریخته. جنگجوی درونم بیدار می‌شود. انگار در همین لحظه وظیفه دارم به مردمی که حریصانه دارند چنگ می‌زنند و گونی‌ها را زیر و رو می‌کنند، «انسان بودن» را ابلاغ کنم، حتی اگر ریشخندم کنند. ته دلم دوست ندارم جنگ‌زده باشم؛ این لحظه‌ای است که باید مبارز باشم، مبارز با قحطیِ کاذب... 🔻 به سیب‌زمینی‌های نامرغوب اشاره می‌کنم. می‌گوید: «۵۰ تومن». می‌گویم: «از همین بده که این جنست فروش بره. نمونه رو دستت.» این‌پا و آن‌پا می‌کنم و ادامه می‌دهم: «فقط یه کیلوها؛ هم موندگار نیست، هم اینکه اگه یکی مجبور بود ارزون بخره، براش بمونه.» 🔻 فروشنده‌ی عبوس، دستی به چانه‌اش می‌کشد و سر تکان می‌دهد: «والله خوب مردمی هستیم ما...» ✍🏻 سمیه رستمی 🗓 شماره ۶٨ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
وزارت امور خارجه قطر تهدید کرده : اگر طرف ایرانی به رویکرد خصمانه خود ادامه دهد، قطر اقدامات بیشتری انجام خواهد داد.* واکنش ایران: اینا رو کی بهت گفت بگی بابا جون! https://eitaa.com/namakdooon
برای اعلام همبستگی با پهلوی هنگام وارد شدن به دستشویی با پای چپ وارید شوید. https://eitaa.com/namakdooon
میدونید چرا آمریکا اصرار داره سربازاش دچار ضربه مغزی شدن؟ چون میخواد ثابت کنه اونا مغز هم دارن! https://eitaa.com/namakdooon
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام سال خوبی رو برای همه دوستان همراه در این کانال آرزو میکنم.. خوب شاید این آخرین قسمت بشر اولیه باشه سردبیر نشریه عوض شد و به سیاق همه جای این ایران دوست داشتنی رؤسا اونایی که دوست دارن رو میارن سرکار. الحمدالله که توفیق همکاری با این نشریه و استاد حامد جلالی رو داشتم. مخاطبین هم احتمالا مجبورن به نظر سردبیر جدید احترام بذارن. و درنهایت منتظر انتشار کتاب بشر اولیه باشند که در دست تهیه ست.
سفت و محکم خودت را نگه‌دار! سمیه رستمی آن شب یکی از عجیب‌ترین شب‌های بشر اولیه بود. آنها کشف مهمی کردند که آینده بشریت رو کاملاً زیرورو کرد. اگرچه خانواده اولیه آن روز کار خاصی انجام نداده بودند. در واقع هیچ کاری انجام نداده بودند. پدر اولیه آن روز، ساعت‌ها زل‌زده بود به تصاویری که قبلاً روی دیوار حک کرده بود. حتی دو سه باری برگشته بود از اول و بادقت بیشتری نگاه کرده بود. یکی دو باری هم توضیحاتی را به تصاویر اضافه کرده بود که امروزه به آن کامنت گذاشتن می‌گویند. پسر اولیه هم زیر نور ملایم آفتاب چرت مرغوبی را تجربه کرده بود و فقط چند باری غلتیده بود که خیلی برشته نشود. مادر اولیه چند ساعت با خانم غار پشتی؛ کلیه رفتار خانم غار پایینی را از منظر روان‌شناسی بالینی، تجزیه‌وتحلیل کرده بود. آن زمان‌ها نمی‌دانستند به این عمل غیبت و بدگویی می‌گویند و چقدر انرژی منفی دارد. بالاخره روز تمام شد و وقتی خانواده اولیه دور هم جمع شدند؛ متوجه شدند نه غذایی برای شام دارند و نه حتی تکه‌ای هیزم برای تهیه آتش و البته نداشتن آتش از همه چیز بدتر بود؛ چون پدر اولیه می‌توانست در روشنایی آتش، دوباره تصاویر روی دیوار را مرور کند و توی دلش بگوید «چقدر خوبیم من؟!» نبود آتش مثل تمام‌شدن شارژ گوشی‌های امروزی بود، آن هم وقتی که برق رفته باشد. پدر اولیه کاملاً کلافه بود؛ چون اصلاً نمی‌توانست سنگینی سکوت را تحمل کند پس تصمیم گرفت سکوت را بشکند.