eitaa logo
نمکدون شعبه ایتا
198 دنبال‌کننده
113 عکس
19 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
همین اول کار بگویم این یک مطلب آموزشی نیست. صرفاً تجربه بنده در نویسندگی است، البته با تکیه بر نظر اساتید نویسندگی اعم از داستان و ناداستان و چیزی که در کل به آن ادبیات گفته می‌شود. این بار از کتاب چگونه بهتر بنویسیم استاد مرحوم بابایی استعانت می‌طلبیم. بی‌زحمت یک فاتحه قرائت کنید. نویسنده کیست؟ نویسنده کسی است که کک نوشتن به تنبان مبارکش افتاده باشد. البته در تعاریف کلاسیک می‌گویند نویسنده کسی که نوشتن برایش آسان باشد. حالا چرا محمد حسن شهسواری داستان نویس ایرانی، نوشتن را عرق ریزان روح می‌نامد به خودش مربوط است. مرحوم بابایی با نوشتن کاملا راحت بوده لابد. خلاصه نوشتن برای نویسنده راحت است حتی اگر نتیجه فیفتی فیفتی شود. یعنی امتیاز نوشته‌اش اییییی بدی نیست و میانه باشد. به همان راحتی که حرف می‌زند، می‌نویسد. هدف از نوشتن هم به تعبیر استاد بابایی گفتگو و تبادل اندیشه است نه هنرنمایی و فضل فروشی و در آوردن چش و چال همه فک و فامیل سببی و نسبی. فقط بر بنده نگارنده معلوم نیست چرا نوشتن به قصد رزومه داشتن را مسکوت گذاشته‌اند اساتید؟ درباره قانون طلایی نوشتن هم سه مرحله وجود دارد: راحت نوشتن! بسیار نوشتن! زیبا و سنجیده نوشتن!؟ که این اواخر مورد سوم زیاد اهمیت ندارد. بعد مسئولان انتظار دارند سرانه مطالعه بیشتر از سرانه مصرف لوازم آرایشی یا عمل زیبایی دماغ و لب و لوچه مردم باشد. البته این سه تا سرانه بهم ربط ندارند. این بنده نگارنده از برآیند گواهی آینه و موجودی جیبش دلش خواسته، لگدی حواله دوتا سرانه آخر داشته باشد. استاد بابایی ۵عامل را پایه نویسندگی می‌داند : ۱_ذوق و استعداد درونی؛ الحمدالله به برکت فضای مجازی و کانالها و صفحات، همه نویسنده هستند، فقط کشف نشده بودند. ۲_ تجربه: منظور از تجربه این است که نویسنده باید زیاد و بسیار و خیلی بنویسد. بازنویسی کند و باز بازنویسی و باز...به محض اینکه آن ننه بزرگش که برای خاموش کردن شمع‌های تولدش، شلنگ آتش نشانی لازم است و در عنفوان جوانی پیغام و پسغام عاشقانه و زمانِ دیت سر چشمه را با دود به پدربزرگ خبر می‌داده، گفت: ننه قربونت بره! چقدر خوب می‌نویسی؟! سیس همینگوی و براتیگان برندارد. مخصوصاً که این اعزه خودکشی کرده‌اند. ۳_اطلاعات و معلومات متنوع : گلاب به روی همه. اینجا دقیقاً منظور از اطلاعات کتاب خواندن است. کتاب را هم شاید جوان‌ترها یادشان نیاید یک سری کاغذ حاوی مطالب مهم و ارزنده بود، چسب می‌زدند لای جلدی مقوایی. البته الان هم یک سری کاغذ هست که لای جلد مقوایی می‌چسبانند؛ اما حاوی مطلب مهم و ارزنده را خدا عالم است. ۴_تخصص علمی : که این مورد زیاد مهم نیست. احتمالاً اساتید این را می‌گویند که در نویسندگی دست زیاد نشود‌ و بازار دست خودشان باشد. ولی گذشته از این؛ میزان «انی اعلم ما لاتعلمون» افراد چنان زیاد شده که خود ذات باری تعالی به سختی کنار اینها جا می‌شود. ۵_مخاطب شناسی: که دیگر گفتن ندارد. اصلاً کی کتاب می‌خواند که مخاطب محسوب شود و بخواهد شناخته شود. احتمالاً این هم از باب فرستادن پی نخود سیاه بوده. این و تجربه نگاری نوشتن ادامه دارد.... https://eitaa.com/namakdooon پی‌نوشت: این مطلب هم به سفارش دانشجوهای دانشگاه صدا و سیما نوشتم.