eitaa logo
نماز امام زمان (عج) و نماز قضا
212 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.5هزار ویدیو
51 فایل
💚۳۱۳ نماز امام زمان (عج)💚 در این گروه هر هفته روزهای🔸 جمعه 🔸 خوانده می‌شود 📿 و همچنین هر روز یک نماز قضا بجا می آوریم به نیت فرج @khodayarir
مشاهده در ایتا
دانلود
✴️داستان یک (۱۷) داستان را که می خواست تعریف کند بدنش به لرزه می افتاد. اولین کلمه ای که از بین دندان های بهم فشرده شده اش به سختی شنیده بودند این بود؛ دیدمش...دیدمش 🔹خانم مهین پدرام اهل فسا است. حدود ۶۵ سال سن دارد و از چند وقت پیش احساس سنگینی در ناحیه سر می کند. کم کم وضع وخیم تر می شود و توان حرکت سر و پا را از دست می دهد و فلج می شود. پزشکان تشخیص می دهند که آب دور مغز خشک شده و اینها عوارض ناشی از آن است. قرص و دارو تجویز می کنند اما فایده ای نمی کند و چند مدت درگیر بیماری می ماند. 🔹 برای پیگیری درمان به «شیراز» می آید. امیدی به بهبودی نداشته اما چاره ای هم نبوده. برای بعد از ظهر روز 18 مهر 1402 ، نوبت دکتر داشت و در خانه ی دخترش منتظر مانده بود که در این حال خواب سبکی چشمانش را می برد و در عالم خواب بانگی را می شنود که ؛ بیا آستانه... 🔹هراسان از خواب می پرد. اصرار می کند که او را به حرم سید علاءالدین حسین علیه السلام بیاورند. چون وقت دکتر نزدیک بوده خانواده مقاومت می کنند اما با اصرارهای پی در پی خانم پدرام ، بالاخره راضی می شوند. تاکسی می گیرند و به حرم می آیند. 🔹دختر و همسرش به همراه یکی از خادم ها او را با ویلچر به داخل حرم می برند. ضریح را که می بیند از خود بی خود می شود و شروع به گریه و مناجات می کند که «آقا، خود شما به من گفتید به آستانه بیا و الان من آمدم و وضعم این است و شفا می خواهم». در همین حال از هوش می رود و به روی زمین می افتد‌. 🔹 از این دنیا بی هوش می شود و در جهان دیگر چشم باز می کند. آن قدر نور وجود داشته که نمی توانسته به درستی اطراف را ببیند. 🔹تا اینکه متوجه می شود آقایی نورانی با قدی بلند که عمامه ی سبز به سر داشته به او نزدیک می شود. حضرت روبروی او می نشیند و دست خود را زیر سر خانم پدرام می برد و سرش را بلند می کند. خانم پدرام دست دراز می کند تا دست حضرت را بگیرد ولی آقا دستش را می کشد و دست تبدیل به نور می شود. 🔹خانم پدرام غرق در تماشای جمال آقا می شود. اینقدر زیبا که نمی تواند توصیفش کند. حضرت گوشه عمامه ی خود را بر گردن خانم پدرام می اندازد و دستی بر سر او می کشد و می گوید ؛ بلند شو... 🔹خانم پدرام از هوش می رود. در این سو و در عالم دنیا، خادم ها و مردم گرد خانم پدرام جمع شده بودند و سعی می کردند او را به هوش بیاورند. همسرش هم خود را به او می رساند تا بلکه کاری کند. اورژانس نیز از راه می رسد و قرصی زیر زبان او می گذارند و خانم پدرام آهسته چشم باز می کند و نزدیک ۱ ساعت این وضعیت ادامه داشته‌. به محض به هوش آمدن اطرافیان متوجه می شوند که می خواهد چیزی می بگوید؛ دیدمش... دیدمش‌... 🔹 کمی که حالش بهتر می شود برایش ویلچر می آورند تا در حرم چرخی بزند و هوایی تازه کند‌. خود و خانواده اش متوجه می شوند که دیگر به راحتی سر خود را کنترل کرده و بالا و پایین می کند و بعد از مدتی تصمیم می گیرد که از روی ویچلر بلند شده و امتحان کند که آیا می تواند راه هم برود. یک یا سید علاءالدین حسین (ع) می گوید و بر می خیزد... 🔹 با پای خودش به دفتر روابط عمومی آمد تا از داستان شفای او فیلمبرداری کنیم... 🔸 حتی اگر بی پا و سر به حرم بیایید، سر بلند و ثابت قدم از آن خارج می شوید... (ع) ✴️ لینک عضویت در کانال طبیب هزار ساله، حضرت سید علاءالدین حسین (ع) https://eitaa.com/Astanehoseini