eitaa logo
نرگِث
1.3هزار دنبال‌کننده
430 عکس
18 ویدیو
3 فایل
,اتفاقاً ما شرقی شادیم. اگر انگولکمان نکنند. 🧋 @narqaf
مشاهده در ایتا
دانلود
ما دیگه فکر نمی‌کنیم موشکا ستارن؛ این تراژدی‌بازیها چیه. ما نهایتا بریم محل وقوع حادثه برای کمک.
نرگِث
برگشتن به روند عادّی زندگی یکم سخت بود. پیگیری نکردن اخبار، نادیده گرفتن صداهای عجیب، تعقیب و گریز ن
نمی‌دونم. به مرور حس می‌کنم این زندگیِ جنگیِ شُخمی(از جهت شخم زدن اراضی اشغالی) با یک قسمت قابل توجهی از زندگی عادّیم گره کور خورده و یک پیوند ناگسستنی ایجاد کرده. پس برگشتن به روند عادّی زندگی یک جوک بیمزه‌ی شوهر عمه‌ایه
کافی کف خیابون، کافیه. همیشه‌ی همیشه؛
نرگِث
زیر بارون دعا می‌کنم. موقع اذان دعا می‌کنم، شبا دعا می‌کنم قبل افطار دعا می‌کنم. من دعا می‌کنم. چون
دعاهامون می‌رسه دستت اقای اوستا کریم؟ ما می‌گیم آقا چون ذهن ناقص ما با توجه به ضمیر هو تو رو کفیل و خالق و عهده‌دار این بنده جماعت می‌دونه. واگرنه که ما هیچی‌ایم برای قائل به جسمیتت!
نرگِث
دعاهامون می‌رسه دستت اقای اوستا کریم؟ ما می‌گیم آقا چون ذهن ناقص ما با توجه به ضمیر هو تو رو کفیل و
بیا و بنده نوازی کن و دعاهامونو که بین‌شون بوس و اشکم فرستادیم اون‌طور که شایسته‌ی خودته جواب بده. شایسته‌ی خودت
شما تی‌فرندتونو پیدا کردید؟ آدم "بریم چایی؟ بریم چایی" خودتون رو پیدا کردید؟ هم‌چائی خودتون رو پیدا کردید؟ همونی که حتی اگه بوق شب بیدارش کنید برا چائی استقبال کنه؟ پیداش کردید؟
به وجد نمیاید وقتی اون آقا لره می‌گه " با ای برنوی شکاری خو، دیگه شکار چارپا نمی‌ریم"؟ مردی پنجتا پهپاد زده سَقط کرده کنار هم خوابونده با برنو. وقتی پدافند بالا سر مردم کار می‌کنه و مردم خوش‌شون می‌اد و بزن که خوب میزنی رسولی رو آنی پلی می‌کنن دهنتون کف نمی‌کنه؟ بابا بنازم عجب چیزی خلق کرده خدا.
نرگِث
به وجد نمیاید وقتی اون آقا لره می‌گه " با ای برنوی شکاری خو، دیگه شکار چارپا نمی‌ریم"؟ مردی پنجتا په
جیگر دارید این هوا *(باز کردن دستام از شرق به غرب به موازات و مواسات و هرچی که ات داره)*
ما ملّت شهادت و امام حسین اصلاً، ما صبور هفت اقلیم اصلاً امّا تو دل یه ایران سووشون به راهه؛ می‌فهمی؟ سووشون.
نرگِث
ما ملّت شهادت و امام حسین اصلاً، ما صبور هفت اقلیم اصلاً امّا تو دل یه ایران سووشون به راهه؛ می‌فهمی
آیین سووشون (یا سوگِ سیاوش) یکی از کهن‌ترین آیین‌های سوگواری در فرهنگ ایران است که ریشه‌های آن به اسطوره‌های ایران باستان و داستان سیاوش در شاهنامهٔ فردوسی برمی‌گردد. این آیین ترکیبی از اسطوره، آیین کشاورزی، سوگواری جمعی و نمایش آیینی است و در طول تاریخ به شکل‌های مختلف در مناطق ایران برگزار می‌شده است. برخی پژوهشگران مانند مهرداد بهار و میرچا الیاده معتقدند سووشون نمونه‌ای از اسطورهٔ خدای شهیدشونده (Dying God) در فرهنگ‌های باستانی است. در اسطوره‌های ایرانی، سیاوش شاهزاده‌ای پاک و بی‌گناه است؛ پسر کی‌کاووس. در باورهای کهن گفته می‌شود از خون سیاوش گیاهی می‌روید. همین عنصر باعث شده بسیاری از پژوهشگران این داستان را با آیین‌های مرگ و زایش طبیعت مرتبط بدانند.
من از دور وایمیستم و آدمهای شهرمو نگاه می‌کنم. براشون معوذتین فوت می‌کنم. گریه می‌کنم، گریه می‌کنم، گریه می‌کنم
نرگِث
نمی‌دونم دقیقاً چندساله که داریم بدون شما شمع فوت می‌کنیم و Happy Birthday to you می‌خونیم و آخر مرا
من براتون روبان سبز گره زدم؛ جان جهان! جان جهان؛ جون جهان به پیشونی رسید؛ شما نمی‌خوای بیای تا چشمای ستاره‌ای و قلبی قلبی شده‌مون شما رو ببینه؟