#امام_زمان #تشرف #مرحوم_سیدعلی_دولت_آبادی
🔻من در جوانی به همراه والدمان، آیتالله ناصری حفظهاللهتعالی، خدمت شخصی به نام آقاسیدعلی میرفتیم. ایشان مطالبی از امام زمان علیهالسلام نقل میکرد؛ آن هم نه از خود حضرت؛ بلکه یک واسطهای به نام حاج علی در این بین بود. حاج علی پیرمردی بود که در بیابانها و كوهستانهای اطراف شهرضا باغی داشت و فقط با همسرش در آنجا زندگی میكرد. آنان تمام احتیاجات زندگیشان را از آن باغ تأمین میكردند و احتیاجی به بیرونرفتن از آن باغ نداشتند. این قضیه مربوط به حدود هشتاد سال پیش است. این پیرمرد، گاهی خدمت حضرت میرسید و واسطهای بود که اخبار را به مرحوم سیدعلی دولتآبادی كه در اصفهان بود میرساند.
جملاتی را که مرحوم سیدعلی نقل میکرد، آثار صدق از آنها پیدا بود. گاهی که تشرّف برایش پیدا شده بود، ملاقات ایشان برکات داشت. وقتی انسان کنار او می نشست، عشق به امام زمان علیهالسلام از تمام وجودش معلوم بود و مرتّب اشک میریخت. گاهی اصلاً صحبت هم نمیکرد؛ بلکه با همان سكوتش تأثیری عمیق در دل انسان میگذاشت. معلوم بود كه از ناحیهی مقدّسی به ایشان كمک میشود.
ادامه دارد...
ادامه مطلب قبل...
🔻مرحوم آقاسیدعلی نقل میکرد که یک بار حاج علی (آن پیرمرد) عصر پنجشنبه به منزل ما آمد و گفت: «قرار است امشب به باغ ما در بیابان برویم؛ فردا صبح، حضرت به آنجا تشریف میآورند.» مرحوم آقاسیدعلی فرمود که حاج علی دست مرا گرفت و تعدادی صلوات فرستاد. دیدم مثل اینكه از فضا بیرون رفتم. نگاه كردم دیدم در دامنهی كوهی هستم. با او وارد باغ شدم و شب تا صبح، درباره حضرت صحبت میكردیم. بعد از نماز صبح حاج علی آمد و گفت: «به آن اتاق بیا؛ حضرت تشریف آوردند.» آقاسیدعلی میگفت: «به آن اتاق رفتم و دیدم آقا مشغول تعقیبات نماز هستند. وقتی تعقیبات حضرت تمام شد، آفتاب طلوع كرد و حضرت در یک طرف اتاق نشستند. حاج علی برای صبحانه، سفره ای پهن كرد؛ مقداری نان و مغز بادام و كشمش جلوی من گذاشت؛ ولی جلوی حضرت نگذاشت. اشاره كردم که جلوی حضرت بگذارد؛ دیدم چیزی نگفت. بعد دیدم یک سینی در دست دارد که در آن، مقداری شیر در یک كاسهی سفالی و یکتكّه نان بود و آن را جلوی حضرت گذاشت.» حاج علی بعد به آقاسیدعلی گفته بود: «آقا منزل ما كه تشریف میآورند، غذایشان میرسد؛ از منزل ما غذا نمیخورند.»
این بندهی خدا كه همهی مواظبتها را داشته است، با این وجود، حضرت از غذای او نمیخورند. چقدر پایهی طهارت برای ارتباط با اهلبیت علیهم السلام باید بالا باشد! ما كه إنشاءاللّه میخواهیم از سربازان حضرت باشیم، چقدر باید مراقبت كنیم! چقدر این قلوب باید از افكار متشتّت و افكاری كه رنگوبوی معصیت دارد، خارج شود و چقدر محبّت حضرت بقیةاللّه علیهالسلام باید در دل ما راسخ شود تا بتوانیم بهره ببریم!
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: @nasery_ir
┈•• گپ •• سروش •• ایتا ••┈
* #قلب
🔻اگر كسی ظاهر قلبش دچار مشكل باشد چقدر می ترسد و درمانش را پیگیری می کند و کوچکترین چیزها را مراعات می کند؟ مانند پرهیز از خوردن قرص اشتباهي يا از غذايي كه برايش ضرر داشته باشد و ...
🔅اما ما كه قلبمان (قلب به معناي مركز قوای معنوی) قطعا دچار مشكل شده و اين مشكل هم مقداري از آن مربوط به دوران طفوليت و تاثير منفي مدرسه است یا تاثير منفي دوست است یا تاثير منفي اجتماع است یا...
اما به فکر درمان آن نمی رویم در حالی که سعادت دنیوی و ابدی ما به این درمان گره خورده است!
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: @nasery_ir
┈•• گپ •• سروش •• ایتا ••┈
#آخوند_کاشی #حاج_آقا_رحیم_ارباب
🔻خدا مرحوم آخوند كاشی را رحمت كند، ایشان در اصفهان بودند، پدربزرگ ما، مرحوم حاج ملاباقر، خدمتشان رسیده بودند و چیزهای عجیبی دربارهی ایشان نقل میكردند. مرحوم آخوند كاشی، فقیه و حكیم بود، راهرفته و روشن و آگاه هم بود. واقعاً اهل زهد و تقوا بود. بزرگمردی بوده. مرحوم حاج آقا رحیم ارباب كه خودش از زهاد و علمای درجهیک است، شاگرد ایشان بوده است.
مرحوم حاج آقا رحیم ارباب در شرح حال خود نوشتهاند که روزی مرحوم آخوند كاشی به من فرمود: «رحیم! امشب برای افطار برو بادمجان بگیر.» ایشان میگوید: رفتم مقداری بادمجان گرفتم، پوست كندم و در صندوقخانه رفتم (انتهای حجرههای مدارس اصفهان، غیر از حجره، یک صندوقخانه یک متر در دو متر هست) و مشغول سرخکردن آنها شدم. مرحوم آخوند كاشی مشغول تعقیبات نماز بودند. تا چشم من به ایشان افتاد، از خودم غافل شدم و حالی به من دست داد؛ یعنی نشسته بودم؛ امّا متوجّه نبودم. این حالت، طول كشید تا اینکه متوجّه صدای مرحوم آخوند كاشی شدم كه گفت: «رحیم! رحیم! رحیم!» ناگهان به خود آمدم؛ دیدم بادمجانها سوخته و صندوقخانه را دود گرفته است. بعد فرمودند: «رحیم! بلند شو. امشب هم قسمت نبود ما غذای پختنی بخوریم.»
این بزرگان عمری بهسختی و زهد همانند حضرات معصومین علیهم السلام زندگی میکردند.
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: @nasery_ir
┈•• گپ •• سروش •• ایتا ••┈
ادامه مطلب قبل...
#شیخ_مرتضی_طالقانی
🔻نمونه دیگر، مرحوم آشیخ مرتضی طالقانی و نیز شاگردانشان در نجف بودند. این بزرگوار در حجره، دائم مشغول به عبادت بود.
چنین بزرگانی در گذشته زیاد بودهاند، که صحبتهای آنها مؤثّر و مجالسشان بابرکت بوده است. شاگردان آنها، از جهت روحی تأمین بودند و احساس خلأ و تشنگی نداشتند.
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: @nasery_ir
┈•• گپ •• سروش •• ایتا ••┈
الهادی
* #ذکر #تشتت #نفی_خواطر
🔻قدم اولی كه بعد از اذكار لساني بايد انجام داد، انصراف قواي خيالي و وهمي از امور متشتت به سمت همان عبادتي كه انجام می دهیم، است.
اگر در زبان «اللّه» گفته مي شود باطن و فكر و خيال هم «الله» بگويد، آنها چيز ديگر نگويند.
انسان در سجده ظاهرا و باطنا به سمت خدا باشد و اين كار قوه واهمه است.
🔸بايد موهومات ذهنی را محو كرد و خیالات متشتت را به سمت عبادتی که انجام می دهیم انسجام داد.
ما بايد از اين وهم و از اين تشتت خيال در بياييم و درآمدن از تشتت قوه خيال بي قاعده نمی شود.
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: @nasery_ir
┈•• گپ •• سروش •• ایتا ••┈
_49_._97.4.19.mp3
14.4M
#سخنرانی_صوتی
🎧 مروری بر دعای 49 صحیفه سجادیه
🗓تاریخ: 1397/4/19
🔸با توجه به مطالب ارزنده ای که در این جلسه ارائه شده است استفاده از این فایل به همه دوستان اکیدا سفارش میشود.
الهادی
#آیت_الله_بهاءالدینی
🔻خدا مرحوم آیتاللّه بهاءالدینی را رحمت كند، ایشان شبها در حسینیهی خود، نماز مغرب و عشاء را اقامه میکردند. واقعاً دوستانی كه در نماز جماعت ایشان، شرکت میکردند، بعد از نماز، یک دنیا سُرور و فَرَح و سَبُكی خاصّی به آنها دست میداد. در مقابل، شما همین قسمت را نگاه كنید؛ ما چقدر سنگینی روی سنگینی در قلوبمان هست و آن را تحمّل میكنیم؟ خودمان را با یک زندگیِ كدر وِفق دادهایم؛ زندگیای كه اصول و قواعد اصلی آن روی مادیّات دور میزند.
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: @nasery_ir
┈•• گپ •• سروش •• ایتا ••┈
الهادی
دو گام اساسی در الگوگزینی
گام اول، چهارده معصوم علیهم السلام، استادِ جبرئیل و ملائكه اند كه الگوی بشریتاند.
یک گام بعد، بعضی از مؤمنین هستند که زحمت كشیده، راه رفته، ملتزم به شرع و نتیجه دیدهاند. «راهرفته» یعنی طی طریق كرده و به اعتدال انسانی و بصیرت، راه پیدا كرده اند.
🔸این ها بوده اند كه همین طور كه زندگیشان را می كردند، قضایا هم برایشان شفّاف بوده است؛ ولی چون قواعد، دست افراد نیست، گاه در هنگام مواجههی با این افراد، به آنان می گفتند: «بگو در دست من چیست؟» این اصلاً مهم نیست که در دست من چه هست. این امور یک باب است و راه انسانیّت، راهی دیگر؛ رسیدن به انسانیّت، التزام میخواهد به آنچه میدانید و میدانیم. اگر به آنچه میدانیم ملتزم بشویم، آنچه را كه نمیدانیم خدای متعال در مسیر ما قرار خواهد داد.
ادامه دارد...