eitaa logo
نَفَحَات السَّیِّد
109 دنبال‌کننده
21 عکس
26 ویدیو
2 فایل
كلماتٌ تَبقَى وأثرٌ لا يَزول کلماتی که می‌مانند و اثری که از بین نمی‌رود. جملاتی از نفسِ گرمِ شهید سید حسن نصرالله. 🌿🕊 (کپی با ذکر نام منبع مجاز می‌باشد.) https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ucrru1t&btn=نفحات🕊
مشاهده در ایتا
دانلود
«في كربلاء بلغت القيم قمّتها، وبلغ الوفاء ذروته، وبلغ الصدق أعلى مراتبه.» در کربلا ارزش‌های انسانی به اوج رسیدند؛ وفاداری قله‌ها را فتح کرد و صداقت به بلندترین مرتبهٔ خود رسید.
«عظمة كربلاء ليست في المصيبة فقط، بل في الإيمان والبصيرة والوعي والإخلاص والوفاء والثبات.» عظمت کربلا فقط در مصیبتش نیست؛ در ایمان، بصیرت، اخلاص، وفاداری و استقامت بی‌نظیر آن است.
این روز ها درگیر پیدا کردن متن های سخنرانی سید الشهید در ماه محرم بودم. با مجموعه وسیعی از سخنرانی سید مواجه شدم... هر شب محرم نزدیک به یک ساعت ولو بیشتر سخنرانی داشتند، منم در این دریای بیکران گم شده بودم. تو این بالا پایین کردن ها رسیدم به کتابی که از سخنرانی ایشان در شب‌های سوم، پنجم و هفتم ماه محرم سال ۱۴۳۵ هجری قمری جمع کرده بودن و به یک کل منسجم تبدیل کردن. به نام سر الحياة. بیایید این شب ها پای منبر سید الشهید بنشینیم...✨❤️🪴🪐
نَفَحَات السَّیِّد
[مقدمه ناشر] برای آن‌که این سفر را به بهترین شکل ممکن به پایان برسانیم. درک درستِ نقش خود در زندگی دنیا و مسئولیتی که در برابر نعمت الهیِ عمرهایی که خداوند در این سفر زندگی به ما بخشیده است بر عهده داریم، ایجاب می‌کند که شیوه‌ای ویژه در برخورد با مسئولیت‌های بزرگِ نهاده‌شده بر دوشمان داشته باشیم. همچنین یقین ما به سرانجامِ گریزناپذیر، یعنی مرگ، ما را بر آن می‌دارد که نهایت دقت و اهتمام را به خرج دهیم. و اگر شهادت، مرگی است که هیچ مرگی همانند آن نیست، بلکه گونه‌ای ویژه از مرگ به شمار می‌آید، و اگر گریزی از مرگ نیست، پس بهترین مرگ، مرگِ شهادت است؛ اینکه انسان دنیا را ترک کند... و از دروازه شهادت به سوی آخرت گام نهد؛ جایی که گفته می‌شود بهشت درهای متعددی دارد و یکی از آن‌ها «درِ شهیدان» است؛ دری که کوتاه‌ترین راه را به سوی بهشت و گسترده‌ترین جایگاه‌های آن می‌گشاید. پس فلسفه عمرهایی که خداوند به ما بخشیده چیست؟ نقش مطلوب از ما و مسئولیت‌هایی که در زندگی دنیا بر عهده داریم کدام‌اند؟ چگونه با حقیقتِ مرگ روبه‌رو خواهیم شد؟ و جایگاه جهاد و شهادت در این میان چیست؟ آیا هر جنگی جهاد است؟ و آیا هر مرگ یا کشته شدنی شهادت به شمار می‌آید؟ نبرد در راه خدا چگونه تحقق می‌یابد؟ این پرسش‌ها را سید حسن نصرالله در مجموعه سخنرانی‌هایی که در مجلس مرکزی عاشوراییِ «مجمع سیدالشهداء(ع)» در شب‌های سوم، پنجم و هفتم ماه محرم سال ۱۴۳۵ هجری قمری، برابر با ۶، ۸ و ۱۰ نوامبر ۲۰۱۳ میلادی ایراد کرده بود، بررسی می‌کند. انتشارات «دار المودة للطباعة والنشر والتوزيع» این سخنرانی‌ها را تدوین، ویرایش و صفحه‌آرایی کرده و در قالب کتاب «سرّ الحياة» (راز زندگی) در مجموعه آثار و سخنرانی‌های سید حسن نصرالله ـ حفظه‌الله ـ در اختیار خوانندگان قرار داده است.
[التمهید] سنتناول في كلامنا الآتي موضوعا يرتبط ارتباطا وثيقا بالبعد الثقافي لعاشوراء وكربلاء، ألا وهو موضوع الشهادة. [مقدمه] در سخنان پیشِ رو، به موضوعی خواهیم پرداخت که پیوندی عمیق و ناگسستنی با بُعد فرهنگی عاشورا و کربلا دارد؛ و آن، موضوع «شهادت» است.🫀🦋 يُعد هذا الموضوع من الموضوعات التي يحوطها لبس كبير يقع فيه بعض الناس، حيث إن البعض يطرح فكرة طلب الشهادة وقيمتها بشكل يوحي أن رسالات السماء عمومًا، ودعوات الأنبياء - وخصوصا الرسالة الإسلامية والدين الإسلامي - تدفع بأتباعها دفعًا نحو الموت، وأن على المؤمن حقا السعي دائما نحو الموت، وكأن مفهوم الحياة في هذه الأديان مفهوم ناقص لا قيمة له، بل وكأن القيمة كلها لطلب الموت، ما يوحي أن في تعاليم هذه الأديان مشكلة مع عيش الناس حياتهم عيشة هنيئة. این موضوع از جمله مباحثی است که برخی افراد درباره آن دچار برداشت‌های نادرست و ابهام‌های فراوان می‌شوند. گاه چنین وانمود می‌شود که آرمان شهادت و ارزش آن، در پیام‌های آسمانی و دعوت‌های پیامبران ـ به‌ویژه در اسلام ـ به این معناست که پیروان این ادیان باید همواره به سوی مرگ حرکت کنند و مؤمن واقعی کسی است که دائماً در جستجوی مرگ باشد. گویی زندگی در این ادیان ارزشی ندارد یا ارزشی ناقص دارد، و تمام ارزش‌ها تنها در طلب مرگ خلاصه شده‌اند؛ برداشتی که چنین القا می‌کند که تعالیم دینی با زندگی آرام و سعادتمندانه انسان‌ها ناسازگار است.🪽🌱 وإشكالية كهذه إنما تنشأ عادة عن معالجة القضايا وتناولها من بعد واحد وبشكل مجتزأ وغير مكتمل، وهذه المعالجة تعوزها الموضوعية لما تهمله من التناول التام والشامل لمختلف جنبات موضوع البحث. چنین اشکالی معمولاً از آنجا پدید می‌آید که یک موضوع تنها از یک زاویه دیده شود و به‌صورت ناقص و بریده از سایر ابعاد آن مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه، از نگاه منصفانه و علمی فاصله دارد؛ زیرا همه جوانب و ابعاد مسئله را در نظر نمی‌گیرد.✨ وتظهر إشكالية مشابهة أيضًا عند تناول موضوع الزهد والحث عليه في تعاليم الدين الإسلامي، في حين قد يتصور البعض أن تعاليم الدين الإسلامي تدفع نحو هجران الدنيا وترك التنعم بها، والتطلع فقط إلى الآخرة، وهذه طبعا مفاهيم ملتبسة ينبغي تصويبها. نمونه‌ای مشابه از این سوءبرداشت را می‌توان در بحث «زهد» مشاهده کرد. برخی گمان می‌کنند که تعالیم اسلام انسان را به ترک دنیا، چشم‌پوشی از نعمت‌های آن و توجه صرف به آخرت دعوت می‌کند؛ در حالی که این نیز برداشتی نادرست و نیازمند اصلاح است.🌚 لن أقف في معالجتي على الجوانب الذهنية والفكرية المنفصلة عن الجانب المسلكي والحياتي، بل سأعالج الموضوع من ناحية تأثيره على سلوكنا وحياتنا، لما يعود به ذلك من نفع علينا في تحديد كيفية الاستفادة من أعمارنا التي كتبها الله لنا. در این بحث، تنها به جنبه‌های ذهنی و نظری که از زندگی عملی جدا هستند اکتفا نخواهم کرد؛ بلکه موضوع را از منظر تأثیر آن بر رفتار و شیوه زندگی ما بررسی می‌کنم، زیرا این نگاه می‌تواند به ما کمک کند تا بهتر بدانیم چگونه از عمرهایی که خداوند برایمان مقدر کرده، بهره ببریم.🕊 وعليه، سينقسم الكلام في هذا البحث إلى مطالب عدة. بر این اساس، این بحث در چند بخش تنظیم خواهد شد.🗺 أما الفصل الأول فينقسم إلى قسمين، سأتناول في أولهما موضوع العمر والحياة التي نعيشها، عبر تعريف هذا المفهوم وفقا للفهم الإسلامي له، إضافة إلى المفاهيم المتعلقة به والوقوف عندها، ثم أتناول ثانيا موضوع المسؤولية المترتبة على كل فرد في حياته هذه وعمره هذا. فصل نخست خود به دو بخش تقسیم می‌شود. در بخش اول، درباره عمر و زندگی‌ای که در آن به سر می‌بریم سخن خواهیم گفت؛ اینکه از نگاه اسلام زندگی چیست و چه مفاهیم مرتبطی پیرامون آن وجود دارد. سپس در بخش دوم، به مسئولیتی خواهیم پرداخت که هر انسان در برابر این زندگی و این عمر بر عهده دارد.💎🕯
وبعبارة أخرى، إن لكل منا حياة خاصة وعمرا خاصا وهبه الله إياه، فما هي مسؤوليتنا - أنا وأنت - تجاه هذه الأعمار؟ والمسؤولية المطروحة هنا هي المسؤولية الشرعية التي تفرضها علينا التعاليم الإسلامية. به بیان دیگر، هر یک از ما زندگی و عمر ویژه‌ای داریم که خداوند آن را به ما بخشیده است. پرسش این است که من و تو در برابر این سرمایه الهی چه مسئولیتی داریم؟ و مقصود از مسئولیت در اینجا، همان مسئولیت شرعی است که آموزه‌های اسلامی بر عهده ما قرار داده‌اند.⚔ بعدها نقف في الفصول التالية على مفهوم الشهادة وما يتعلق به من موضوعات طلب الموت، وطلب العيش والدعاء بطول العمر أو بتقصير العمر، واختلاط هذه الأمور في الأفهام العامة، ثم نذهب بعدها إلى مفهوم الشهادة بمقاربة متناسبة ومرتبطة بطبيعة المناسبة التي نعيش ذكراها في هذه الأيام. پس از آن، در فصل‌های بعدی به مفهوم شهادت و موضوعات مرتبط با آن خواهیم پرداخت؛ از جمله مسئله طلب مرگ، علاقه به زندگی، دعا برای طول عمر یا کوتاه شدن آن، و نیز آشفتگی‌ها و سوءبرداشت‌هایی که در فهم عمومی نسبت به این مفاهیم وجود دارد. سپس به سراغ مفهوم شهادت خواهیم رفت، با نگاهی متناسب با حال‌وهوای مناسبتی که این روزها یاد و خاطره آن را زنده نگه داشته‌ایم؛ یعنی مناسبت عاشورا و کربلا.📚 (صفحه:۱۵_۱۷) @nasrollah403
خدایا هر چه را دوست داشتم از من گرفتی به هر چه دل بستم دلم را شکستی... به هر چیز عشق ورزیدم آنرا زائل کردی، هر کجا قلبم آرامش یافت، تو مضطرب و مشوش کردی. هر وقت دلم بجایی استقرار یافت، تو آواره م کردی. هر زمان به چیزی امیدوار شدم، تو امیدم را کور کردی. تا به چیزی دل نبندم و کسی را به جای تو نپرستم و در جایی استقرار نیابم و به جای تو محبوبی و معشوقی نگیرم و جز تو به کسی دیگر و جایی دیگر و نقطه ای دیگر آرامش نیابم و فقط تو را بخوانم و تو را بخواهم و تو را پرستش کنم و تو را بجویم. آقا مصطفی چمران *پی‌نوشت:به مناسبت سالروز شهادت مصطفی چمران🕯🥀
نَفَحَات السَّیِّد
ترجمه: بيوتنا المهدّمة تترجم في الزمن الحاضر الخيام المحروقة في كربلاء، وأجساد وأطفالنا الممزّقة تجسّد وتُصوّر حال الطفل الرضيع الذي مزّق السهمُ رقبته الطرية. خانه‌های ویران‌شدهٔ ما، در روزگار امروز، ترجمان همان خیمه‌های سوختهٔ کربلا هستند و پیکرهای پاره‌پاره و کودکان زخمی ما، تصویرگر حال آن کودک شیرخواری‌اند که تیر، گلوی لطیفش را درید. والعزم هنا من ذاك العزم، والإرادة هنا من تلك الإرادة، والعشق هنا هو بعضٌ من عشق الحسين ودرس الحسين وكربلاء الحسين. این استقامت، از همان استقامت سرچشمه می‌گیرد؛ این اراده، از همان اراده است؛ و این عشق، پرتویی از عشق حسین و درس حسین و کربلای حسین است. أن أهمّ ما في حرب تموز ـ ونحن في ذكرى كربلاء ـ أن الروح إذا هُزمت، ماذا ينفع السلاح؟ مهم‌ترین درس جنگ تموز ـ آن هم در روزهای یاد کربلا ـ این است که اگر روح شکست بخورد، سلاح چه سودی خواهد داشت؟ هنا النصر الاستراتيجي الذي تحقق في لبنان، وهذه الروح هي التي هزمت تلك الروح. ويعلّمنا الحسين عليه السلام أن الدم ينتصر على السيف. پیروزی راهبردی‌ای که در لبنان تحقق یافت، از همین روح برخاست؛ و همین روح بود که روح دشمن را شکست داد. حسین علیه‌السلام به ما می‌آموزد که خون بر شمشیر پیروز می‌شود. اسألوا عن الروح الكامنة هنا في هذا الجحفل أو ذاك، اسألوا عن الإرادة الواقفة هنا خلف هذا السلاح أو ذاك، يمكننا حينئذ أن نستكشف أو نستطلع النصر أو الهزيمة مبكراً. از روح نهفته در این سپاه یا آن سپاه بپرسید؛ از اراده‌ای که پشت این سلاح یا آن سلاح ایستاده است سؤال کنید؛ آن‌گاه می‌توان پیروزی یا شکست را از پیش تشخیص داد. مع شهدائنا نستعيد كل القيم والمفاهيم والمعاني، لنعلن في الذكرى وبعد السنوات لشهدائنا وللأحياء وللأمة التي ما زالت تراهن على مسيرة الشهداء: إننا ها هنا باقون، في هذا الدرب نمضي، وفي هذا الطريق نسلك. با شهیدانمان همهٔ ارزش‌ها، مفاهیم و معناها را بازمی‌یابیم تا در این سالگرد و پس از گذشت سال‌ها، به شهیدان، زندگان و امتی که همچنان به راه شهیدان امید بسته است اعلام کنیم: ما اینجاییم؛ پابرجا خواهیم ماند؛ در این راه گام خواهیم زد و این مسیر را ادامه خواهیم داد. عيوننا مشدودة إلى إحدى الحسنيين؛ إلى الحياة الكريمة أو الحياة الأبدية، إلى النصر أو الشهادة. چشمان ما به یکی از دو نیکی دوخته شده است؛ به زندگی عزتمندانه یا زندگی جاودانه، به پیروزی یا شهادت. ما دام هذا إيماننا وهذه ثقافتنا، لن تضيع دماؤنا. تا زمانی که این ایمان و این فرهنگ در ما زنده باشد، خون‌های ما هرگز هدر نخواهد رفت. في 13 أيلول، لا في ساحة الخيّرين ولا في الجبل الرفيع، ولكنها ستزهر كل يوم في لبنان، في فلسطين، في غزة، في جنين، في بيت المقدس، وعلى قباب المسجد الأقصى، وفي كل ساحة فيها مظلوم ومعذّب يناضل ويجاهد من أجل العزة والكرامة. خون‌های ریخته‌شده در سیزدهم سپتامبر، در میدان‌ها و ارتفاعات نبرد از میان نرفته‌اند؛ بلکه هر روز در لبنان، فلسطین، غزه، جنین، بیت‌المقدس، بر فراز گنبدهای مسجدالاقصی و در هر سرزمینی که مظلومی برای عزت و کرامت مبارزه می‌کند، شکوفه می‌دهند. نتعلّم من زينب عليها السلام، نحن الذين قدّمنا الدماء ونقدّم الدماء، نتعلّم منها كيف نصرخ بالموقف الشجاع والصريح والصافي انطلاقاً من ديننا وإيماننا ومسؤوليتنا الشرعية أمام الله سبحانه وتعالى. ما که خون داده‌ایم و همچنان خون می‌دهیم، از زینب علیهاالسلام می‌آموزیم که چگونه با موضعی شجاعانه، صریح و پاک، برخاسته از دین، ایمان و مسئولیت شرعی خود در برابر خداوند، فریاد حق سر دهیم. بالسيف والصوت، بالمداد والدماء، استمرّت هذه المسيرة، وحُفظ هذا الدين، وأعزّ الله هذه الأمة، وهكذا يجب أن نستمر. با شمشیر و با صدا، با قلم و با خون، این مسیر ادامه یافته است؛ این دین حفظ شده است؛ خداوند به این امت عزت بخشیده است؛ و ما نیز باید همین‌گونه به راه خود ادامه دهیم. @nasrollah403