eitaa logo
مکتب شهدا_ناصرکاوه
935 دنبال‌کننده
22.1هزار عکس
17هزار ویدیو
546 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
30.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥شهیدصف اول ▪️شب گذشته دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، با هم‌دانشگاهی خود، اینگونه وداع کردند. ▪️باز دانشجوی ما مهمان دانشگاه شد/ گرچه خونین‌ و‌ شهید، گرچه خونین‌ و‌ شهید ▪️باب صادق را گشود و یار ثارالله شد/کربلایی پر کشید، کربلایی پر کشید ▪️ بانوای: برادر وحید نادری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹پیکر شهید رئیسی در حرم امام رضا آرام گرفت 🔹رئیس جمهور شهید پس از تشییع باشکوه در تبریز، تهران، بیرجند و مشهد، عصر امروز در حرم امام رضا برای آخرین بار طواف داده شد و در دارالاسلام برای همیشه آرام گرفت.
برآوردها از حضور ۲.۵میلیونی مردم در تشییع امروز مشهد خبر می‌دهد 🔹تقریبا از ساعت ۱۲ظهر تا ساعت ۵عصر مسیر میدان ۱۵خرداد تا حرم مطهر رضوی و خیابان‌های اطراف پر از جمعیت بود؛ ظرفیت صحن‌های حرم رضوی هم تکمیل شده بود.
کتابچه الکترونیکی روایت خدمت.pdf
7.89M
📚 روایت خدمت 22 روایت مختصر از خدمات ۱۰۰۰ روزه شهید جمهور آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی 🔹پس از شهادت رئیس جمهور شهید، اصل بر تبیین و ترویج گفتمان شهید رئیسی است و دیگر موضوعات فرعیات هستند، گفتمانی که بتواند بین کار هیأتی و تشکیلاتی، بین دیپلماسی و میدان، بین سیاست و صداقت، بین حوزه و دانشگاه، بین جوان‌گرایی و تجربه‌گرایی جمع کند و عبور از همه این دو قطبی‌ها مهمترین مشخصه آن است. 🔹باید بکوشیم تا در زمان باقی‌مانده تا موعد انتخاب رئیس جمهور جدید، این گفتمان در اذهان عمومی جامعه به مهمترین شاخصه انتخاب رئیس جمهور آینده تبدیل شود و درس آموخته‌های سازنده دوره رئیس جمهور شهید به عنوان گفتمان قالب در جامعه مورد مطالبه عموم قرار گیرد، شما می‌توانید بخشی از این درس آموخته‌ها را در فایل روایت خدمت مطالعه کنید. | || 🇮🇷 این کانال جهت معرفی خدمات آقای شهید دکتر رئیسی و دولت شان برای مردم است. خدمات دولت شهید رئیسی ❤️🖤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❗️ کارایی که مردم آمریکا دارن در دفاع از فلسطین انجام میدن توی ایرانم قفله طرف دور تا دور ماشینش رو مانیتور زده و جنایات صهیونیستا رو به نمایش گذاشته! اللّهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَیکشِفُ السُّوءَ . 🏴🇮🇷🇮🇶🇸🇾🇱🇧🇵🇸🇾🇪🇦🇫
🌷 !! 🌷چهره‌ اش در خاطرم بود، اما هر چه فكر مى كردم، نمی‌توانستم بفهم كى و كجا او را ديده‌ام. قد بلند بود و چهارشانه، لباس خاكى پوشيده بود و اصلاً شبيه بچه‌هاى شهر نبود. يك روز آمد توى سنگر ما و گفت: بچه يك محله‌ايم. آن وقت بود كه همه چيز يادم آمد.... او كه دستمال ابريشمى به مچ دستش می‌بست، دكمه يقه باز می‌كرد و می‌نشست سر كوچه. باورش برايم كمى مشكل بود كه او را اين‌جا ببينم. چند روز بعد كه خودمانی‌تر شديم، ازش پرسيدم. گفت: اومديم ببينيم اين‌جا چه جوريه. اون‌جا كه خبرى نبود. نزديك سحر، وقتى چفيه‌ انداخته بود روى صورتش و نماز شب می‌خواند، فهميدم بايد همه چيزش را همين اين‌جا پيدا كرده باشد. وقتى ذكر مصيبت بى بى فاطمه زهرا(س) خوانده شد، آن‌قدر.... 🌷آن‌قدر ضجه زد كه گفتم الآن است از هوش برود. روز بود يا شب، يادم نيست. آمد پيشم و گفت: حاج‌ آقا! آماده‌ام برم اون دنيا، ولى به على (ع) قسم از حضرت زهرا (س) خجالت می‌كشم؛ شرم دارم. بعد دكمه‌هاى خاكی‌اش را باز كرد و عكس يك زن را كه روى سينه‌اش خالكوبى شده بود، نشانم داد. درحالی‌كه اشك توى چشمش حلقه زده بود، بغض‌آلود گفت: می‌خواهم طورى بسوزه كه هيچ اثرى ازش نمونه. وقتى خبر شهادتش را دادند، بغض كردم، لبخند ‌زدم و اشك ‌ريختم. خودم را به جنازه‌اش رساندم. روى شكم، آرام خوابيده بود. برش گرداندم و شهادتش را تبريك گفتم. پيراهن خاكى نيم‌ سوخته‌اش را باز كردم. سينه‌اش طورى سوخته بود كه اثرى از خالكوبى نبود. صورتش داشت مى‌خنديد....
🌷 !! 🌷گلوله خمپاره پشت خاکریز به زمین نشست. ترکش بزرگی پای بسیجی را قطع کرد. پاش به پوست بند بود. یکی خودش را رساند و گفت: «برادر چیکار می‌کنی؟» گفت: «مگه نمی‌بینی؟ دارم جلوی این‌ها رو می‌گیرم.» بهش گفت: «ولی پات بد جوری زخمی شده.» بسیجی نگاهی به پاش انداخت، باورش نمی‌شد با خونسردی گفت: «الان موقع عقب رفتن نیست، پشت خاکریز دراز می‌کشم و طرف عراقی‌ها شلیک می‌کنم. پاتک‌شان که تمام شد، می‌روم اورژانس.!» آن‌ها این‌طور برای حفظ مملکت، ناموس و ارزش‌ها زحمت می‌کشیدن حتی جونشون رو کف دستشون می‌گرفتن و حالا ما...؟!  📚 کتاب "راوی"، ج۴، ص۸۷