دلم برایت تنگ است...
نه آنطور که دلم بخواهد صدایت بزنم،
آنطور که دلم بخواهد در آغوشت نفس بکشم.
بار
سنگین است و...
من
کم طاقت و...
دنیا
حســود
خم شدن را
عار میدانم
دعا کن
بشکـــــ...ـنم !
«تو مرا آزردی…
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی!
و به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی
بر نمیگردم، نه!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد…»