زخم هایش رو بوسید و به خودش بابت
تمام آنها افتخار کرد،
زندگی اش را در آغوش گرفت و
از میان تاریکی جوانه زد
از دردات لذت میبری؟
بهت قول میدم اگر به نقطه ای برسی که از دردات هم لذت ببری ازت چیزی ساخته میشه که هیچکس نمیتونه بشکنتت رفیق جان… :)
-هَوایَت
او حساب کرد و رفت، من احساس کردم و ماندم… و همین شد فرق ما. #دستنویس
شاید حق با او بود،
اما منطق هیچگاه مزهی دلدادگی را نمیفهمد.
#دستنویس