eitaa logo
نِـــفـــــــار
453 دنبال‌کننده
859 عکس
996 ویدیو
55 فایل
قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُواْۚ | در جست‌وجوی حقیقت، بدان خواهد رسید M.Sc in Road & Transportation at KHU سرباز امام خامنه‌ای | @rahbar_enghelab_ir علی عباسیان | @aliabbasian
مشاهده در ایتا
دانلود
نِـــفـــــــار
دقیق یادم نیست روز دوم بود، اول یا سوم... اوایل ورود به پادگان بود که میون به خط شدن و صف بندی یهو ی
توی گروهان ما که همگی مدرک ارشد یا دکتری داشتیم چند نفری بودند که مهندسی خونده بودند اما فقط یک نفر بود که به اسم مهندس می‌شناختیم! جناب مهندس کاظمی... خیلی طول نکشید تا با کارکتر مهندس آشنا بشم... بعد مدتی دیدم یه جمعی دور یک نفر جمعند و با شور و هیجان در حال خندیدنند! برام جذابیت داشت... نزدیک‌تر که شدم مهندس رو تشخیص دادم که داره از تجربیات خاص شخصی‌ای صحبت‌ می‌کنه که طبیعتاً نباید اون‌هارو توی اون جمع می‌گفت؛ و این گفتن‌های از سر صداقت محض باعث شده بود که بچه‌ها دورش جمع بشن و به قولی ایستگاهش رو بگیرند! یکم که گذشت به مهندس نزدیک‌تر شدم و بیشتر باهاش حرف زدم... از زندگی و مسیر سختی که توی زندگیش گذرونده بود بهم گفت؛ هم کنترل‌های شدید داشت و هم سرکوب‌های شدید... این‌هارو اضافه کنید به اینکه توی یکی از ناامن‌ترین محیط‌ها شهر خودشون زندگی می‌کرد! اما با همه سختی‌هایی که گذرونده بود برای ما شخصیتی شیرین پیدا کرده بود؛ رفته رفته بچه‌ها هم هوای مهندس رو بیشتر از پیش داشتند و حالا چون خودش خیلی متوجه اذیت‌ها نمی‌شد نمی‌رفتند که فقط دست بیاندازنش! هرچند که بعد چند روز معاف از گرفتن اسلحه شده بود اما پست دادن نوبتی هم هر از گاهی بهش می‌رسید! اوج شیرین بودن مهندس همون‌شب معرکه‌ای بود که اولین پست ساعت ۹ شب که تقریبا اون موقع شب همه بیدار بودند قسمت ایشون شده بود! ماها همه بیدار و داشتیم حرف می‌زدیم که یهو مهندس درب آسایشگاه رو باز کرد و اومد برق توی آسایشگاه رو بدون هیچ مقدمه‌ای خاموش کرد! همه بهتمون زد! اولش متوجه جدی بودنش نشدیم چند ثانیه بعد که دوباره روشن کردیم بدون توجه به کسی که اونجا ایستاده بود و داشت حرف می‌زد دوباره کلید رو زد و برق رو خاموش کرد! انقدر جدی اینکار رو می‌کرد که انگاری هیچ یک از سر و صداها و بچه‌هارو نه می‌بینه و نه می‌شنوه! درست مثله یک ربات.. شاید اون شب هر ده ثانیه بچه‌ها برق رو روشن می‌کردند و هربار ما از فرط خنده غش می‌کردیم اما این مهندس بود که عین ربات دوباره درب آسایشگاه رو باز می‌کرد و بدون هیچ حرفی دوباره برق رو خاموش می‌کرد؛ این جدیت و ندیدن همه بچه‌ها که غش می‌کردند و تکرار مصرانه مهندس که ده دقیقه طول کشیده بود رو هرگز از خاطر نمی‌بریم و هنوز هم تصورش برامون خنده داره... و اما برسیم به اون استراحت‌های بی‌امانش... درواقع اینطوری بود که ما اگر میون خدمت وقت پیدا می‌کردیم یه استراحتی هم می‌کردیم اما برای مهندس این قصه دقیقا برعکس بود؛ بدون هیچ حاشیه‌ای فقط توی متن اجباری کلاس‌ها اگر گیر می‌دادن بیدار بود! در غیر این صورت ایشون واقعا وسط خوابیدن‌هاش گاه گاهی هم خدمت می‌کرد؛ تقریباً در همه نقاط آسایشگاه، روی پله روی چمن روی جدول... حتی توی حرکت... زیر نور خورشید زیر نور ماه پشت تلفن توی حمام... هرجایی که فکرشو بکنید... ما توی همه این‌جاها ایشون رو به حالت خوابیده دیدیم و توی خاطرمون است؛ هیکل نحیفی که با موهای جوگندمی عاشق درس خوندن بود! عاشق درس خوندن و البته خوابیدن! عجیب‌ترش این بود که درس خوندن رو نه برای کار... بلکه فقط برای حس برنده شدن توی کنکورش می‌خوند؛ هدف پیش روش این بود که حالا بعد از گرفتن مدرک ارشد برق الکترونیک، پزشکی بخونه و وسط آموزشی با خودش کتاب زیست آورده بود و تست می‌زد! اون هم نه اینکه پزشک بشه!! فقط برای رتبه‌ش! پزشکی رو هم دوست نداشت! تصور این حرکات هم حتی می‌تونه آدم رو دیوونه بکنه اما باید بگم من شخصاً آدم‌های خاص اینطوری رو هم دوست داشتم... درست مثل فیلم دیوانه‌ای از قفس پرید که از شاهکارهای جک نیکلسون بود! همین‌قدر غیر قابل پیشبینی و ساده... ! راستش باید بگم شاید مهندس برای ما متفاوت بود اما آزارش به هیچ‌کس نمی‌رسید... شایدم اینجا خیلی جدی‌ش نگرفتیم اما همین ماها روزی حسرت اینو خواهیم خورد که کاش جای همچین آدم‌های بی‌آزاری بودیم که بارشون از همه ما سبک‌تره... خط آخری اینم هم بگم تا یادم نرفته که روز آخر که تقسیم شدیم چقدر به ترکیب عظیم، علوی، مهندس و جومونگ گروهان که باهم راهی لشکر نصر مشهد شدند خندیدیم؛ نمی‌دونم مهندس و این رفقا الان دقیقا کجان... ولی امیدوارم همیشه سرسلامت باشند و عاقبت بخیر @nephaar
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴میزان تلفات صهیونیستها به فیلم دقت کنید و بشمارید... @nephaar
🔺پیام مهم سردار قالیباف خطاب به مردم ایران @nephaar
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی گشتم تا این جملات بی‌تکرار عاشقانه امام رو پیدا و بارگزاری کنم، شاید عاشقانه‌ترین جملاتی که از امام ثبت شده و اشک جمعیت..! خودتون ببینید! @nephaar
🎉 انتشار نسخه‌ی الکترونیکی کتاب «هندسه‌ی نبرد» هم‌زمان با روز جهانی قدس 📚 هم‌زمان با فرارسیدن روز جهانی قدس و در شرایطی که ایران اسلامی و جبهه‌ی مقاومت در برابر تهاجم و فشارهای جبهه‌ی آمریکایی–صهیونیستی ایستاده‌اند، کتاب «هندسه‌ی نبرد؛ شناخت دشمن و روش‌های مقابله با آن در اندیشه‌ی حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای» به‌صورت الکترونیکی و پیش از انتشار نسخه‌ی چاپی در اختیار مخاطبان قرار گرفت. ♦️ این اثر که از سوی انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده، مجموعه‌ای از بیانات و رهنمودهای رهبر شهید انقلاب درباره‌ی ماهیت دشمنی جبهه‌ی استکبار، شیوه‌های جنگ تبلیغاتی و فرهنگی دشمن و راهبردهای مقابله با آن است. در این کتاب تلاش شده با دسته‌بندی موضوعی سخنان ایشان، تصویری روشن از منطق تقابل انقلاب اسلامی با نظام سلطه و صهیونیسم جهانی ارائه شود. ♦️ «هندسه‌ی نبرد» در ۳۶۲ صفحه گردآوری شده و به موضوعاتی همچون شناخت اهداف دشمن، ابزارهای جنگ نرم، تلاش برای ایجاد اختلاف در میان مسلمانان، نقش رسانه و فرهنگ در نبرد روایت‌ها و ضرورت بصیرت و اتحاد در جبهه‌ی مقاومت می‌پردازد. ◀️ انتشار زودهنگام نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب با هدف دسترسی سریع‌تر مخاطبان و تقویت آگاهی عمومی درباره‌ی ابعاد مختلف نبرد جبهه‌ی حق و باطل صورت گرفته و علاقه‌مندان می‌توانند آن را به‌صورت رایگان دریافت کنند. @KhameneiBook @nephaar
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 قیصر خواننده لس آنجلسی از تعجب دوستانش از قدرت موشک های ایرانی میگوید @nephaar
جای خالی ?#@?!* را با گزینه مناسب پر کنید!😂 @nephaar
♨️ پیام یحیی ابوزکریا، متفکر ، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی برجسته جهان عرب خطاب به سپاه پاسداران به زبان فارسی 🔹️آرزو دارم یک دست لباس نظامی از لباس‌های سپاه پاسداران به من هدیه دهید تا آن را به فرزندان و نوه‌هایم به ارث بسپارم و به آن‌ها بگویم این لباس قهرمانان و انسان‌های شریف است... @nephaar