نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌پیش به سوی جمهوری سوم؛ حراج مالکیت عمومی به نفع اولیگارشی 🖊️سیدعلی حسینی 🔗متن کامل یادداشت را این
♦️در حالی که در لایههای زیرین سیاستهای دولت جدید، بحث از بازتعریف ساختار سیاسی تحت عنوان "جمهوری سوم" و بازنگری در مالکیت منابع عمومی در جریان است، شاهد ظهور موجی از روایتهای بهظاهر تخصصی اما بهشدت پوپولیستی در فضای مجازی هستیم. این سخنرانیها و تحلیلها، اتفاقی یا تصادفی نیستند؛ بلکه بخشی از یک استراتژی نظاممند برای "مهندسی رضایت" مخاطب است تا در آیندهای نزدیک، حراج منابع عمومی و واگذاری داراییهای ملی، نه به عنوان یک عقبگرد اقتصادی، بلکه به عنوان "آزادسازی" و "حق مردم" جلوه داده شود. در واقع، این روایتها در حال آمادهسازی فضای ذهنی جامعه هستند تا پذیرشِ انتقال ثروت از بخش عمومی به دستان اولیگارشیِ جدید را تسهیل کنند. در ادامه، کالبدشکافی یکی از همین روایتها را میخوانید که نشان میدهد چگونه از زبان مردم برای پیشبرد اهداف نخبگان اقتصادی استفاده میشود:
🔻در تحلیل سخنرانی اخیر این فرد، میتوان الگویی را شناسایی کرد که در آن از «زبان مردم» برای پیشبرد «منافع نخبگان اقتصادی» استفاده میشود. این رویکرد را میتوان در چهار محور فنی تحلیل کرد:
🔸️۱. ابزارسازی از بحران مشروعیت (تخریب با برچسبهای نادرست)
استفاده از واژه «کمونیسم» برای توصیف اقتصاد ایران، یک خطای علمی عمدی است. هدف از این برچسبزنی، ایجاد یک «بحران مشروعیت» برای دولت است تا با ترساندن مخاطب از مدل فعلی، راه برای معرفی یک «ناجی» هموار شود. در واقع، او سعی میکند با جایگزینی مفاهیم (جایگزینی سرمایهداری دولتی با برچسب کمونیسم)، مخاطب را به سمت پذیرش راهکارهای حداکثری در جهت خصوصیسازی سوق دهد.
🔸۲. ماسک پوپولیسم و هدف اولیگارشیک
در این سخنرانی، یک تضاد آشکار میان «ادعاهای پوپولیستی» و «راهکارهای نخبگانی» وجود دارد. از یک سو، او از «لیاقت ملت» و «حق مردم» سخن میگوید تا اعتماد تودهها را جلب کند، اما از سوی دیگر، راهکار نهایی را «واگذاری مالکیتها به خانوادههای کارآفرین» میداند.
این دقیقاً همان الگوی «پوپولیسم راستگرا» است: استفاده از زبان مردم برای انتقال داراییهای ملی از دست دولت به دست یک «اولیگارشی» (حکمرانی ثروتمندان). در این مدل، «مردم» تنها ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به انتقال ثروت به «خانوادههای خاص» هستند.
🔸️۳. خصوصیسازی به مثابه ابزاری برای بازتولید سرمایه
پیشنهاد «کوچک کردن دولت» و «واگذاری مالکیتها»، در این تحلیل، نه یک راهکار برای رفاه عمومی، بلکه سازوکاری برای بازسازی سودآوری سرمایهداران است. این مدل، تکرار تجربه خصوصیسازیهای رفاقتی است که در آن داراییهای ملی با قیمت ارزان به دست گروهی محدود میرسد. در واقع، هدف او نه «توسعه»، بلکه «تغییر مالکیت» از بخش عمومی به بخش خصوصیِ وابسته است تا سودآوری سرمایهداری در قالبی جدید تثبیت شود.
🔸️۴. مدیریت اضطراب اجتماعی با ابزارهای احساسی
استفاده از مقایسههای سطحی (مانند قیمت طلا در دورههای مختلف)، تلاشی برای تبدیل «بحران اقتصادی» به «خشم روانی» است. او به جای ارائه یک مدل نظری منسجم، از «اضطراب معیشتی» مردم به عنوان سوخت استفاده میکند تا راهکارهای ابزاری (مانند واگذاری داراییها) را به عنوان تنها راه نجات معرفی کند. این روش، مخاطب را از تحلیل «علتهای ساختاری» دور کرده و به سمت پذیرش سریع راهکارهایی میبرد که در نهایت به نفع جریانهای سرمایهدار است.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌 پروژه نرمالیزاسیون بعد از تشییع: نه خانی آمده، نه خانی رفته! 🖊️پدرام کاوند هریری 🔗متن کامل یاددا
♦️بعد از جنگ ۱۲روزه و بخصوص بعد از جنگ ۳۹روزه رمضان بسیاری از غرب گرایان که با شنیدن صدای بمبها با واقعیت وجودی نظام بین الملل از نزدیکتر آشنا شده بودند دیگر از آن خوشبینیهای سابق درباره مشروعیت نظام حقوقی بین الملل و نهادهای حافظ این نظم ظالمانه جهانی و شعارهای صلح و حقوق بشری غربیها و... دست کشیدند و در چرخشی گاه صریح و گاه ضمنی به نقد گذشته سیاسی خود و احزاب متبوع و دوستان سابق و لاحقشان پرداختهاند.
🔸اما برخی دیگر از آن ها که هنوز صدای سوت بمبها هم نتوانسته آنها را از خواب خرسی خارج کند در روزهای گذشته و پس از آیینهای گسترده و پرشور تشییع و تدفین رهبری شهید مجددا پروژه نرمالیزاسیون را کلید زدهاند و گزارههایی چون «رهاسازی تنگه هرمز»، «شخصی جلوه دادن دشمنی رهبری شهید با آمریکا»، «شخصی جلوه دادن موضوع انتقام شهادت رهبری»، «صرف نظر کردن از انتقام»، «تحقیر و تقلیل حاضران در اجتماعات شبانه میدانی» و .... در همین چارچوب طرح میشوند.
🔸پیشتاز این پروژه هم سایت انتخاب و برنامه گفتگو محور محمدفاضلی است که تلاش میکنند با به صحنهآوردن رادیکالهای غرب گرا همچون ناصر هادیان (از فعالان جنبش بدیم بره)، سعید شریعتی ( از وابستگان حزب مشارکت و شرکتهای نفتی) و فیاض زاهد ( از مبلغان ایده توهمی سرمایهگذاری ۱۰۰۰ میلیاردی ترامپ در ایران) دوباره ما را به عقب برگردانند.
🔸️این مرتجعینی که در تلاش هستند تجربیات و خاطرات ما از بدعهدی آمریکاییها در قرارداد الجزایر در دهه شصت ، در ماجرای آزادسازی گروگانهای آمریکایی در لبنان در دهه هفتاد، در پیمان سعدآباد در دهه هشتاد و در برجام در دهه ۹۰ و در یکسال گذشته در قبول مذاکره و بعد از آن بمباران شدن دوباره میز مذاکرات و ترور رهبر و حمله به تاسیسات هستهای در سکوت سازمانهای مثلا صلح بین المللی را پاک کنند به طوری که گویا «نه خانی آمده و نه خانی رفته» و ملت ایران را به پیش از جنگهای ۱۲ روزه و ۳۹روزه برگردانند متوجه نیستند برخلاف آنها حافظه ملت مبعوثی که میدانهای اجتماعات شبانه را حفظ کردهاند شبیه ماهیها نیست که به سادگی تجربیات بدعهدیها و زورگوییها و فریبکاریهای قبلی آمریکاییها و اروپاییها را فراموش کنند.
🔸بخاطر همین انباشت تجربیات است که ملت مبعوث با دقت و حمیت اخبار مذاکره و تفاهم و نقض تعهدات توسط آمریکا را به صورت لحظهای رصد میکنند و واکنش نشان میدهند.
♦️نه آقایان! ما بهرهای از حافظه داریم و دیگر به عقب بر نمیگردیم.
🖊️ پدرام کاوند هریری
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌دوگانه واقعی؟ ملیگرایی-امت گرایی ملیگرایی-بدیم بره 🖊️پدرام کاوند هریری 🔗متن کامل یادداشت را ا
♦️بعد از مقاومت جانانه ایرانیان در جنگ دوازده روزه و شکست آمریکاییها و صهیونیستها برخی از فعالان سیاسی و دانشگاهی تلاش کردند این مقاومت را با دوگانه سازی ملیگرایی_امتگرایی به حاشیه ببرند به طوری که گویا تا پیش از جنگ دوازده روزه سیاستهای جمهوری اسلامی در راستای «امتگرایی» بوده، ولی حالا در این جنگ ناگهان نوعی از اتحاد و انسجام ملی سکولار باعث مقاومت و تاب آوری ایرانیان شده است.
🔸️حالا بماند که تجربه جنگ با عراق و یا چالشهایی که با کشورهای اسلامی جنوب خلیج فارس یا با طالبان افغانستان داشتهایم نشان میدهد اساسا حمایت از مقاومت غزه و لبنان و عراق و یمن و ونزوئلا به امتگرایی ارتباط ندارد بلکه حمایت از مردم ایران و منطقه و جهان در مقابل تعدیهای نظام استکباری و آمریکا بوده است.
🔸️اما سوال اینجاست که چرا بعد از جنگ رمضان دیگر از این دوگانه سازی خبری نبود؟ چرا مدعیان برعکس جنگ دوازده روزه تلاش میکنند فیتیله ملیگرایی را پایین بکشند؟
🔸به نظر پاسخ این سوال را باید در دو اتفاق جست: اول اینکه حضور چندمیلیونی شبانه ملت مبعوث با پرچم ایران و با نوای یا حسین در میادین شهری زیر تهدیدات و مخاطرات بمب و موشک دشمن دیگر مجال تفسیرهای سکولار در تبیین مقاومت و انسجام ملی ایرانیان را فراهم نمیکرد.
🔸دیگری هم مساله تنگه هرمز است. در واقع اگر ملیگرایی را «در نظر داشتن منافع ملی فراتر از هر چارچوب و تعهد دیگری از جمله پیمانها و تعهدات و انتظارات بین المللی» تعریف کنیم پس در چارچوب «ملیگرایی واقعی» اساسا حفظ تنگه هرمز به عنوان یک ابزار بازدارنده ژئوپلتیک ضرورتی حتمی و گریزناپذیر به نظر میرسد و این مهم با تمایل «تنگه هرمز را هم بدیم بره» این ملیگرایان تقلبی همساز نیست، برای همین بعد از جنگ ۳۹روزه رمضان تلاش میکنند سویههای ملیگرایی را خیلی پر رنگ نکنند تا شرایط «بدیم بره» سخت نشود.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
📌آمارپردازی برای ایجاد خطای محاسباتی
🖊️پدرام کاوند هریری
♦️اخیرا گزارشی اجتماعی توسط دستیار اجتماعی رئیس جمهور آقای دکتر ربیعی با نام «آنچه ایران میخواهد؟» تهیه شده و به رسانههای خارجی درز «دادانده شده» و بحثهایی را برانگیخته است. در این گزارش [مثلا] محرمانه که به نظر میرسد اتفاقا برای انتشار در رسانهها و تاثیر بر فضای سیاسی اجتماعی تهیه و منتشر شده، وضعیت اجتماعی کشور با تفاسیری مخدوش و سوگیرانه روایت شده تا احتمالا اغراض خاصی در صحنه سیاسی تحصیل و برای تصمیمگیران خطای محاسباتی ایجاد شود. در واقع انتشار این گزارش را باید در زمینه بزرگتری بعد از آیینهای تشییع و تدفین رهبری مورد خوانش قرار داد: فعال شدن همزمان برخی اصحاب رسانه، سیاسیون، بلاگرها و لشکر سلبریتی ها با شعار «نه به جنگ» علیه واکنش متناسب دفاعی به نقض مکرر بندهای تفاهمنامه اسلام آباد توسط آمریکا.
🔻در اینجا صرفا به ذکر چند نکته در اثبات سوگیرانه بودن روایت این گزارش بسنده میکنم:
⬇️ادامه در پست بعد
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌آمارپردازی برای ایجاد خطای محاسباتی 🖊️پدرام کاوند هریری ♦️اخیرا گزارشی اجتماعی توسط دستیار اجتماع
🔺ادامه پست قبل
1️⃣ گزارشهای ملی وضعیت اجتماعی که عمدتا برای نهادهای بالادستی تهیه میشود، معمولا با جمع بندی دادههای آماری مراکز نظرسنجی معتبر صورت میگیرد و اینکه در یک گزارش ملی صرفا به دادههای یکی از مراکز خاص ارجاع داده شود نشان از اهداف خاصی دارد.
2️⃣در گزارش مزبور آمارهای بین المللی صرفا آنجاهایی که قرار بوده وضعیت کشور سیاه نشان داده شود مورد استناد قرار گرفته و مثلا آمارهای جهانی میزان اعتماد نهادی عامدا کنارگذاشته شدهاند.
3️⃣در گزارش دستیار اجتماعی تلاش شده «تجمعات شبانه در میدانها» که با حضور میلیونها ایرانی نقش مهمی در دفاع میهنی در جنگ ۳۹روزه رمضان و بعد از آن داشته است تخفیف داده شود. در حالیکه در نظر سنجیهای معتبر مختلف در اردیبهشتماه (همچون صدا و سیما، شهرداری، ملت و...) نزدیک به ۷۰درصد مردم ایران برگزاری تجمعات شبانه را حتی بعد از آتش بس ضروری دانسته بودند.
4️⃣د رحالی که دستیار رئیس جمهور تلاش کرده تصویری مغموم و نا امید و خشمگین از مردم ایران نشان دهد دادههای آماری معتبر(نظیر صدا و سیما) نشان میدهد حدود ۷۱درصد مردم نسبت به بهتر شدن اوضاع در آینده امیدوارند و تنها ۱۳.۵ درصد از پاسخگویان معتقد به بدتر شدن اوضاع هستند.
5️⃣حدود 85درصد پاسخگویان در نظرسنجیهای معتبر اردیبهشتماه گفتهاند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «محدودشدن صنعت موشکی» بگذارد، ایران نبایستی بپذیرد. حدود ۸۳ درصد پاسخگویان گفتهاند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «خارج شدن 400 کیلوگرم اورانیوم غنی شده از ایران» بگذارد، ایران نبایستی بپذیرد. حدود ۸۰ درصد پاسخگویان گفتهاند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «تعطیلی غنیسازی اورانیوم» بگذارد، ایران نبایستی بپذیرد. حدود ۷۴درصد پاسخگویان گفتهاند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «آزاد شدن بی قید و شرط تردد کشتی ها در تنگه هرمز» بگذارد، ایران نبایستی بپذیرد. حدود ۷۰درصد پاسخگویان گفتهاند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «قطع همکاری ایران با جبهه مقاومت» بگذارد، ایران نبایستی بپذیرد. در حالی که در گزارش دستیار رئیس جمهور تلاش شده میان دفاع میهنی و جبهه مقاومت دوگانه سازی شود.
6️⃣درباره اعتماد نهادی هم متاسفانه در گزارش دستیار محترم رئیس جمهور میزان محبوبیت رهبر جدید و نیز اعتماد به نیروهای دفاعی و نظامی به طور عمد نادیده گرفته شده است. بر اساس دادههای استخراج شده از نظرسنجیهای مختلف میزان محبوبیت رهبر جدید به نزدیک به ۷۰درصد رسیده است و همچنین در نظر سنجیهای مختلف مردم ایران با قضاوتی قاطع (۸۷.۲ درصد)، عملکرد نیروهای نظامی کشورمان در دفاع از کشور را «بسیار قوی» ارزیابی کرده اند. در مقابل میزان اعتماد به مذاکره کنندگان در یک ماه گذشته (پس از آتش بس) به شدت کاهش یافته است. در واقع این اعداد نشان میدهد از قضا اعتماد نهادی به رهبری و نیروهای دفاعی چند برابر اعتماد به دستگاههای اجرایی است و باید منویات رهبری و شیوه و کیفیت عمل نیروهای دفاعی سرلوحه قرار گیرد اما در گزارش مزبور تلاش شده میان نظام و کشور در ذهن ایرانیان شکافی تصور شود.
7️⃣نکته قابل توجه در گزارش دستیار اجتماعی رئیس جمهور اینکه علیرغم اینکه بارها در توصیه های سیاستیاش نقش صدا و سیما در میزان کارامدی نهادی و حس مطلوب در افکار عمومی مورد تاکید قرار گرفته است اما مثلا نقش وزارتخانههای دولتی همچون مسکن، صنعت معدن تجارت، وزارت علوم، وزارت اقتصاد، بانکها، رسانههای رسمی و غیر رسمی وابسته به دولت و... در ایجاد شکافهای اجتماعی، ایجاد یاس و نا امیدی و تخفیف روحیه مردم عامدا نادیده گرفته شدهاند. به عنوان مثال نقش دو برابر شدن قیمت مسکن در عرض دو ماه پس از آتش بس و رشد منفی ۱۵درصدی در بخش ساختمان نشان از بی عملی وزارتخانهای دارد که وزیر آن با القاء توجه به زنان تصدی گرفته است.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌 آنچه غنینژادها برای ما میخواهتد: مرگ در اثر سرما و گرما 🖊️پدرام کاوند هریری 🔗متن کامل یادداشت
♦️در چند هفته گذشته بیش از دوازده هزار نفر در اروپا به دلیل موج گرما تلف شدهاند. انرژی گرانقیمت، فاصله طبقاتی و مسئولیتزدایی از دولت در قبال مشکلات مردم عامل اصلی این تلفات به شمار میآید. اینها همان آرمانهایی است که جریان بازار آزاد وطنی سالهاست برای تحقق آن در ایران تلاش میکنند.
🔸اروپا از نظر فناوری مزیتهایی قابل توجه دارد، اما اتکای زیاد به سازوکار بازار منجر به تمرکز منابع در دست گروههای مرفهتر شده است. همچنین شکاف میان ساختارهای بوروکراتیک و نیازهای فوری مردم نشان میدهد که هنوز یک رویکرد عمیق مردممحور در توسعه آن شکل نگرفته است. برخی رسانههای اروپایی حتی این موج گرما را بهعنوان نوعی «تنش طبقاتی اقلیمی» توصیف کردهاند.
🔸این در حالیست که سالهاست بازار آزادیهای وطنی با تحقیر تلاشهای ملی برای برقراری عدالت توزیعی بخصوص در حوزه انرژی در کشور، گرانسازی انرژی و حذف بازتوزیع منابع از طریق مالیات را مهمترین راهحل ناترازی انرژی و رشد اقتصادی میدانند.
اما نتیجه چنین سیاستهایی تکرار صحنههای امروز اروپا در سالهای آتی در کشورمان است. شبیه همان صحنههای بعد آزادسازی ارز که دیماه ۱۴۰۴ در خیابانهای کشور دیده شد.
🔸اصحاب «گران کن» سالهاست عدم تحقق آزادسازی قیمت انرژی را بهعنوان «ناعقلانیت مدیریتی» تعبیر میکنند، اما در قبله آمال این نئولیبرالهای وطنی از سال ۲۰۰۰ به این سو میزان مرگومیر ناشی از گرما در کارخانهها، مدارس، بیمارستانها و مراکز نگهداری کودکان و سالمندان در اروپا نزدیک به ۴۲درصد افزایش داشته است. تابستانهای اروپا در گذشته نسبتاً معتدل بود، بنابراین کمبود گسترده تجهیزات سرمایشی ریشه در عوامل تاریخی دارد. با این حال، تغییرات اقلیمی مدتهاست زنگ خطر را به صدا درآورده و موجهای گرما دیگر پدیدهای استثنایی نیستند. در مواجهه با این وضعیت جدید، دولتها باید از مدتها قبل برای نوسازی شهری، امنیت انرژی، حمایت از گروههای آسیبپذیر و تأمین تجهیزات اضطراری برنامهریزی میکردند.
🔸با این حال، در زمان وقوع بحران، سیاستمداران اروپایی به جای تمرکز بر افزایش تولید یا واردات کولرهای مقرونبهصرفه، بیشتر به مقصرسازی یا پیشبرد دستورکارهای سیاسی ادامه میدهند. در واقع، ریشه اصلی مشکل در ضعف ظرفیت حکمرانی است؛ یعنی مسئلهای انسانی، نه صرفاً یک بلای طبیعی.
فقط کافی بود یک صدم این تعداد تلفات در کشور ما اتفاق بیفتد؛ خود تحقیرهایی همچون غنینژاد، فاضلی، آخوندی، صادق الحسینی و ... به میدان آمده و خون به پا میکردند اما این روزها فقط سکوت کردهاند...
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
📌غنینژاد آنکه گفت شیاد
🖊️محمد جواد نجفی
♦️«انقلاب ملی در انقلاب اسلامی» برای زندگی معمولی و ویسکی بود
🔻اخیراً گفتوگویی از دکتر موسی غنینژاد در فضای مجازی پربازدید شد که او، شریعتی و چند نفر دیگر را شیاد مینامید. این گفتوگو بهانهی خوبی برای پرداختن به رویکرد علمی غنینژاد است.
🔸جایی غنینژاد دلیل وقوع انقلاب اسلامی را زیادهطلبی روشنفکران چپ معرفی میکند: «دو نفر که یکی قصاب بود، در کابارهای در تبریز ویسکی میخوردند. یکی به دیگری گفت، ما که اینجا نشستیم به تماشا و نوشیدن، ببین فلان فلان شدهها( اشراف و سرمایهدارها) چه میکنند. اینطور روشنفکران، نارضایتی ایجاد کرده بودند.»
🔻ادامه پست
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
🔸غنینژاد برای یافتن فهم رخداد انقلاب اسلامی، نیاز به مطالعه نظریههای انقلابی، بررسی شعارهای انقلاب اسلامی یا وقایع پیرامون آن ندارد. این اقتصادخوان در همان خاطره ذکر میکند: «روشنفکران به مردم میگفتند الان که وضعیت شما مقداری خوب شده است، ببینید طبقات بالایی جامعه چه اوضاعی دارند». او حتی زحمتِ تطبیق این ادعا با آمارهای اقتصادی سالهای منتهی به انقلاب را نکشیده است.
🔸این خاطرهگوییها آدم را یاد راننده تاکسیها میاندازد که معتقدند «مردم را باید گرسنه نگهداشت تا راضی باشند. شاه خدابیامرز کمی به مردم رسیدگی کرد، برای همین انقلاب شد. شکم سیرها انقلاب میکند». برای همین حجت برای غنینژاد تمام است و در یک مناظره آن را مطرح میکند.
🔸با عرض شرمندگی برای ساحت علم و روش و دکتر غنینژاد باید گفت که مردم برای ویسکی بهتر، انقلاب نمیکنند بلکه ساقی بهتر پیدا میکنند. اگر هم قرار باشد در دنیایی موازی که لیبرالیسمِ منزه و بیعیب و نقصِ امثال غنینژاد بالاخره صورت واقعی پیدا میکند، برای مشروب انقلاب کرد، حتماً انقلابی دینی نمیکنند که فتوای حرام و نجس بودن مشروب داشته باشد چون در چنین انقلابی مشروبفروشیها اولین مکانهایی هستند که به دست انقلابیون تعطیل میشوند. بماند که انقلاب اگر برای زندگی معمولی و ویسکی بهتر شدنی بود، الان «انقلاب ملی در انقلاب اسلامی» که امثال جواد طباطبایی (محبوب و مراد بازار آزادیها) انتظار داشتند رخداده بود و زنزندگیآزادی ساختار سیاسی ایران را تغییر داده بود.
🔸تدا اسکاچپول نظریهی ساختاری انقلاب خود را با وقوع «انقلاب اسلامی» تغییر داد. مری هگلند که در سالهای نزدیک به انقلاب برای موضوع دیگری در روستاهای اطراف شیراز پژوهش میکرد با وقوع انقلاب اسلامی و دیدن فراگیری آن، موضوع تحقیقش را به «زنان انقلابی روستای علیآباد شیراز» تغییر میدهد. فوکو انقلاب اسلامی را روحِ جهانِ بیروح و انقلابی با حضور همه مینامد.
🔸اما غنینژاد، این مهمان همیشگی مجلات روشنفکری ایران، این اسطوره علم اقتصاد و مترجم آثار لیبرال در ایران که عدالت اجتماعی را سراب میداند، با حداقل چهل و چند سال زیست در این مملکت، انقلاب اسلامی را انقلابی برای ویسکی بهتر میداند. عجب انقلاب ناموفقی! فقط باید از خود پرسید پس این شکست همه جانبه، چگونه هنوز میتواند مقاومت کنند؟ این شاید اساسیترین پرسشی باشد که هر شخص در ایران باید از خود بپرسد. غنینژاد باز هم روح مری هگلند و مخصوصاً فوکو را عذاب داد. او معتقد است در انقلاب اسلامی انقلابی دانشگاهی و روشنفکری بود و نه مردمی؛ محدود به شهرها بود و نه روستاها! در حالیکه اگر میدانست اسم کتاب مری هگلند «روزهای انقلاب؛ چگونه زنان یک روستا در ایران انقلابی شدند؟» است.
🔸فوکو که با دیدن جمعیت انقلابی و بسیج گستردهی مردمی که شامل شهری و روستایی بودند، از دیدن عینیت «قرارداد اجتماعی» به شوق آمده بود و یادداشتهایی نوشت با عنوان «ایرانیان چه رویایی در سر دارند».
🔸غنینژاد البته بیخیال فوکو نمیشود و درگیری شدیدی با فوکو در این مناظره دارد. او دنبال افشای شیادهاست و خودش را هم به همین دلیل، با ذکر خاطره ویسکی و نشان داد عیار علمی حرفها و ادعاهایش افشا کرد. او لیستی از اسامی را نام میبرد و سپس یک برچسب شیاد روی پروندهی آنها میچسباند و مختومه اعلام میکند. جلال آل احمد، علی شریعتی، مارکس و فوکو! البته فقط شریعتی و فوکو لیاقت دارند که دلیل شیاد بودنشان کامل توسط غنینژاد در این مجال مطرح شود. شریعتی چون به شاندل رفرنس داده و فوکو چون همجنسباز بوده.
🔸سطح استدلالها از درک نگارنده که خارج است اما با خواندن فوکو و مارکس و شریعتی و جلالآلاحمد میتوان متوجه شد که جملگی پروژهی افشا را پیگیری میکردند. فوکو نئولیبرالیسم را، مارکس سرمایهداری را، شریعتی زر و زور و تزویر را و جلال غربزدگی و خیانت روشنفکران را افشا کردند. هر کدام هم فراتر از نقد زندگی شخصی، آثاری چنان موثر در این زمینههای مورد علاقهی غنینژاد دارند که لیاقت شیاد نامیدن توسط او را بعد از دههها داشته باشند.
🔸غنینژاد از این اظهار نظرهای شاذ کم ندارد. مثلا چندسالی است در سالگرد کودتای 28 مرداد برعکس استنادات داخلی و خارجی میگوید: «در 28 مرداد، مصدق کودتاچی برکنار شد». یعنی خود آمریکاییها بارها به کودتای ۱۹۵۳ در ایران اذعان کرده اند ولی خلاصه غنی نژاد معتقد است «متوفی غلط کرد». این هم از آخر و عاقبت روشنفکری راست در این کشور!
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard