eitaa logo
_ نیهـان _
94 دنبال‌کننده
850 عکس
529 ویدیو
2 فایل
@neyhaan ناشناسمون شنوای حرف های شماس:) https://daigo.ir/secret/2198843248
مشاهده در ایتا
دانلود
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاه چون صبح شود ماه محرم شده باشد دورهمی شاعران برای اولین بار بدون رهبر
رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای تا به حال سه پیام برای امت ایران داشتند که در هر سه بار مدرسه شجره طیبه میناب را اسم بردند.[این سه بار یادآوری و نام بردن رو میتوان تلقی بر فراموش نکردن این مصیبت کرد] اگر همین برای تبدیل مدرسه به موزه جنگ کافی نیست، ما دیگر حرفی برای زدن نداریم!
مردم ما دچار فراموشی اند در این چند سال تاریخ، حوادث و اتفاقات به جای تجربه شدن فراموش شدن. راهی برای ثبت این جنایت بزرگ، برای حک کردن قتل عام کودکان بیگناه در تاریخ و ذهن ها، تبدیل مدرسه شجره طیبه به موزه‌ی جنگ است.
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ می‌تونه عاشق و معشوق ها رو هم از هم جدا می‌کنه...❤️‍🩹 ولی ما کماکان پای کار کشورمون هستیم. 🆔 ble.ir/hamin_media | کانال بله 🆔 @Hamin_media | حامین مدیا
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
سید مجید نقطه زن واسم ps5 بخر @farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
♦️گریه های یک نظامی بر تابوت همکار شهیدش! @farsitweets
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
بر وعده اهل قمار اعتبار نیست
آقاسیدمجتبی هرچی بگن سمعا و طاعتا
ولی دقیقا چلهم رهبرمون نباید مذاکره کرد....
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
کیف دوربین را روی شانه‌ام می‌اندازم و جلوتر می‌روم. هرچه به سوژه نزدیک‌تر می‌شوم، بیشتر در غبار خاک و بوی خون فرو می‌روم. لنز را می‌چرخانم و روی موهایش زوم می‌کنم. موهایش میان آوار، شبیه ساقه‌های نازک گیاهی شده است که از دل سنگ‌ها روییده. باد نرمی می‌وزد و دنباله دسته‌ای از موهایش را تاب می‌دهد. فکر می‌کنم با این موها چند بار تاب‌باز ی کرده؟ چند بار از بالای تاب توی آسمان، بلندبلند گفته است: «خدا منو نندازی!». چندبار روی تاب آن‌قدر نشسته است که باران بگیرد؟ چندبار زیر باران موهای خیسش را چپ و راست تاب داده تا باران به جای چکیدن از ابرها از موهای او بچکد؟ لنز را می‌چرخانم. لابد بعد از باران، مادرش موهایش را شامپو می‌زده؛ با حوله نرم می‌خشکانده و آرام‌آرام شانه می‌کشیده. موهایش طوری مرتب است که انگار همین چند ساعت پیش قبل از خواب، جلو آینه ایستاده و شانه زده. خم می‌شوم تا به موهایش دست بکشم. یعنی این موها چندساله‌اند؟ کدام دست‌ها آن را بافته‌اند؟ انگشتانم خونی می‌شود. بیشتر نوازشش می‌کنم. خونی‌تر می‌‌شوم. انگار که خون از دستان خودم باشد!  لنز را برای آخرین بار می‌چرخانم، دکمه شاتر را فشار می‌دهم. موهای نازک خونی شقیقه‌اش در عکس، چقدر او را شبیه نوزادی کرده که تازه از شکم مادر زاییده شده. » مریم پناهی، فهیمه قائدی « @farsitweets