eitaa logo
نقطه ویرگول؛ علی اصغر مرتضایی راد
488 دنبال‌کننده
451 عکس
82 ویدیو
12 فایل
بسم الله... "مبارزه جمله ایست بی پایان که لازم است گاهی جلویش نقطه ویرگول بگذاری، مکثی کرده و نفسی تازه کنی، اما بدانی که همچنان ادامه دارد..." یادداشت های علی اصغر مرتضایی‌راد @h_honar_yazd
مشاهده در ایتا
دانلود
• اینفو گرافی انتصابات • | برداشتی از نامه حضرت امیر(ع) به مالک اشتر | ▪︎کارگزارانت را پس از آزمايش به كار بگمار. ▪︎کارگزارانت را بى مشورت ديگران به كار مگمار. ▪︎کارگزارانت را به سبب دوستی با ان‌ها به کار مگمار. ▪︎كارگزاران شايسته را در ميان گروهى بجوى كه اهل تجربه و حيا هستند. ▪︎در گزينش افراد بر فراست، اعتماد و حسن ظن خود تكيه نکن. زيرا عده‌ای با ظاهرآرايى و خوش‌خدمتى، خود را در چشم واليان عزيز می‌کنند. ولى در پس اين ظاهر آراسته و خدمت نيكو، نه نشانى از نيک‌خواهى است و نه امانت. ▪︎کسانی را انتخاب کن که در خوبی‌های اخلاق از دیگران جامع‌ترند(اصلح هستند). ▪︎کسانی را برگزین که پست و مقام آن‌ها را مست نکند. ▪︎کسانی را انتخاب کن که منزلتشان باعث جرات آن‌ها در مخالفت با تو در جمع نگردد. ▪︎کسانی را منصوب کن که بزرگی کارشان، آنها را عاجز نکند و کثرت کارها پریشانشان نسازد. ▪︎کارگزارانت را از میان خاندان‌های صالح و باسابقه در اسلام برگزین، چرا که اخلاقشان شایسته‌تر، آبرویشان محفوظ‌تر، عاقبت‌نگرند و از طمع رویگردانند. ▪︎جیره (حقوق) مناسب و فراوان به آن‌ها بده تا به بیت‌المال و امانتی که در دستشان است خیانت نکنند. ▪︎بازرسانی وفادار و راستگو را بر آنان بگمار، چرا که مراقبت پنهانی تو سبب امانت داری آنان می شود. ▪︎اگر خیانت کارگزاری برای محرز شد، او را بازخواست و تنبیه کن و سپس او را خوار و ذلیل کن و طوق بندنامی به گردنش بیفکن (تا عربت دیگران شود.) ■ چنانچه در منشیانت (کارگزارانت) عیبی باشد و تو از آن بی‌خبر بمانی مسئول آن‌هستی. 🖋 گردآوری : @noghtewirgool ✔️نشریه https://eitaa.com/khiaban_ghiamhttps://ble.ir/khiaban_ghiam
نقطه ویرگول؛ علی اصغر مرتضایی راد
⭕و خدا او را به ما بخشید "روایت زوجی که می‌گفتند بچه‌دار نمی‌شوند؛ به بهانه تولد یک‌سالگی فرزندشان" داشت باورمان می‌شد که بچه‌دار نمی‌شویم؛ گفتند باید بروید دنبال دارو و درمان. رفتیم، زیاد هم رفتیم؛ آن هم بعد از اینکه که دوتای قبلی، قلبشان تشکیل نشد و شادی یک ماهه‌مان را عزا کردند. دیگر محال بود تقریبا، گفتند بروید دست به دامن مرکز ناباروری بشوید، شاید فرجی بشود. خسته شده بودیم؛ هردویمان؛ از شنیدن حرف و حدیث‌ها، چه از سر طعنه و کنایه، چه از سر دلسوزی و چه حتی از سر فکر نکردن و پرسیدن سوالی بی مورد برای خالی نماندن عریضه... "نمی خواهید بچه‌دار شوید؟" و پاسخی که در گلویمان می خشکید؛ پاسخی که وقتی کودکی را در مجلسی می‌دیدیم از همین ترک‌های خشیکیده در گلو به شکل بغض می جوشید... چهار سال هرچه تفَاُل زدم به قرآن؛ هربار آیات صبر آمد؛ شب قدر سال پنجم به همسرم گفتم امشب موقع قرآن به سر گذاشتن نیت کن و قرآن را باز کن، بعد صفحاتش را رو به آسمان بگیر و دعاها را بخوان. خودم هم همین کار را کردم، آیات وعده تولد اسماعیل آمد. برای همسرم هم سوره مریم آمد و آیات مربوط به تولد یحیی... گفتم امسال سال بچه است، خودش گفته می‌دهد، یعنی می‌دهد. به این گزاره ایمان داشتم؛ بعد از دو سال دوباره سراغ دکتر دهقان پور را گرفتم. به دکتر گفتم برویم مرکز ناباروری؟ گفت نمی خواهد، تا اینجایش هم نباید خودتان را معطل چرخه پرپیچ و خم دارودرمانی‌های کذا می‌کردید. کمی به خود آمدیم. دکتر برایمان نسخه پیچید، نسخه‌ای که انگار خدا برایمان پیچیده بود؛ اصلا انگار فرستاده خدا بود تا آیات شب‌ قدرمان را به ما تذکر بدهد. البته او از شب قدر ما خبر نداشت، ولی حرفش همان بود، هربار نسخه درست زندگی کردن کردن و باور داشتن به خدا برایمان می‌پیچید. با همین نسخه هم یک سال نشده خدا به وعده‌اش عمل کرد و محمدهانی را به ما بخشید. حالا من شده‌ام ابوهانی و مادرش ام هانی؛ ان شاالله خودش هم مثل هم نامش جناب هانی بن عروه فدایی حسین زمانش بشود. پ ن: مشکلی که از آن نوشتم این روزها برای خیلی زوج‌های جوان اتفاق می‌افتد. اکثرا در چرخه غلط درمانی قرار می گیرند که گذر از هر مرحله‌اش به معنای شکستی جدید و ناامیدتر شدن است. البته منکر فرآیندهای پزشکی و ناباروری نمی‌شوم، اما ورود به این چرخه برای زوج‌های جوان سالم اصلا ضروری نبوده که حتی خطرناک است. بدبختی این است که این چرخه در فرآیند فرزندآوری برای همه پیش فرض است؛ بعضی همان اول قسر در می روند و بچه‌دار می‌شوند، اما اگر کمی طول بکشد حس شکست و ناامیدی‌اش شما را اتوماتیک‌وار به تسلیم وامی‌دارد. لطف بزرگی که دکتر ابوالفضل دهقان پور، متخصص جوان طب ایرانی در حق ما کرد این بود که ما را به دو طریق از این چرخه خارج کرد؛ اول با ذکر این نکته که پروسه های پزشکی صرفا وسیله هستند و اصل کار دست خداست. دوم هم با نسخه اصلاح مزاجی ساده اما معجزه‌وارش. خدا ان شاالله در تمام مسیر زندگی دستگیرش باشد و عاقبت به خیر شود. @noghtewirgool
‏«Microsoft To Do: List, Task & Reminder - لیست کارهای روزانه» را در بازار اندروید ببین: http://cafebazaar.ir/app/?id=com.microsoft.todos&ref=share
هدایت شده از یزد قهرمان
31.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸️پشت‌ صحنه‌های جنگ 🔹️صحبت‌های علی اصغر مرتضایی راد مسؤل حسینیه هنر یزد در برنامه روایت عاشقی شبکه یزد ◽️@yazde_ghahraman
♨️پیشنهاد فوری به رفقای دانشجو، طلبه و فعال مردمی به یمن عملیات پیروزمندانه مبارزان فلسطینی: از همین الان تا شب، چندتا پرچم فلسطین و پرچم ایران جور کنید، با یه جعبه شیرینی برید تو خیابون‌ها جشن مردمی بگیرید. عکس و فیلماش رو هم توی توییتر و اینستاگرام بفرستید برای فعالای رسانه‌ای ایرانی در حوزه فلسطین یا صفحات فلسطینی. رسیدن این تصاویر به دست مبارزای فلسطینی باعث می‌شه برای ادامه حرکت دلگرم بشن. @noghtewirgool
⭕خطاب به سردار قآآنی و سپاه قدس این بغض به خون نشسته را درمان ده اوضاع غریب غزه را سامان ده آرام نگردد دل ما با سیلی بر عمر رژیم قاتلان پایان ده پ ن: حالا که شیطان بزرگ وارد صحنه شده، ما هم باید به همان میزان وارد صحنه شویم... @noghtewirgool
⭕آوایی که دیگر دور نیست... (نگاهی به مجموعه تلویزیونی "دورها آوایی‌ست") دورها آوایی‌ست که مرا می‌خواند؛ صدایی آرام این جمله را زمزمه می‌کند و ترکیب جذابی از موسیقی، متن و تصویر آغاز می‌شود. "دورها آوایی‌ست" عنوان مجموعه تلویزیونی کوتاهی است پیرامون تاریخچه موسیقی ایران که باوجود پخش تنها چند قسمت، توانسته جای خود را میان موافقان، منتقدان و حتی مخالفان باز کند. اولین چیزی که مخاطب را مجاب می‌کند پای این مجموعه بنشیند و شبکه را عوض نکند تجدید خاطرات صوتی و تصویری اوست. تجدید خاطره‌ای که همراه با نوعی حس افتخار‌آمیز از شنیدن موسیقی فاخر ایرانی است که اتفاقا به گوش مخاطب آشناست. هر قسمت این مجموعه، به نوعی مستندی کوتاه و آرشیوی است که از دل پژوهشی عمیق استخراج شده. این کار در کنار معرفی تاریخچه، شناسنامه و نحوه شکل‌گیری مشهورترین قطعات موسیقی فاخر ایرانی، از دقایق و ریزه‌کاری‌های فنی، فرمی و محتوایی آن قطعه نیز رمزگشایی می‌کند. مثلا در قسمتی که مربوط به موسیقی فیلم "سربداران" است با اشاره به اجرای بیکلام و با دهان بسته گروه کر، از راز این اجرا که برمی‌گردد به بغض فروخورده جامعه شیعی منتظر منجی پرده برمی‌دارد. دیگر نقطه مزیت "دورها آوایی‌ست" این است که سعی می‌کند با جمهور مردم حرف بزند. سازندگان این کار آگاهند که جمهور مردم همان‌طور که با "والاپیامدار" مرحوم فرهاد مهراد خاطره دارند، "اسماء الحسنی" و "بسم‌الله النور" استاد هادی آرزم نیز برایشان خاطره‌انگیز است؛ و همانطور که اهل موسیقی سازی هستند، موسیقی آکاپلا (غیرسازی یا نمازخانه‌ای) و موسیقی قرانی نیز برایشان دوست‌داشتنی و خاطره‌انگیز است. نکته جالب اینجاست که "دورها آوایی‌ست" در جمهوری خواهی خود نیز صادق است؛ این مجموعه برای جذب مخاطب حاضر نیست صورتی یا زرد بشود؛ واقعیت را به تصویر می کشد و در بیان واقعیت با مخاطب رودروایسی ندارد. این برنامه به اساتیدی چون محمدرضا لطفی، فرهاد مهراد، حسام الدین سراج، شهرام ناظری، هادی آرزم و... می‌پردازد و واقعیت‌های اجرای آنان را در موسیقی انقلابی، ایران و اسلامی بدون رودروایسی به تصویر می‌کشد تا برساخته‌ها و تصاویر غیرواقعی و کاریکاتوری را که رسانه از موسیقی ایرانی و اساتید آن به تصویر کشیده به چالش بکشد. "دورها آوایی‌ست" صادق است و البته همین صداقتش باعث حساس شدن حس شنوایی موافق، منتقد و حتی مخالف شده است؛ به نحوی که برخی از مدعیان آزادی بیان که در ایام آشوب‌های اخیر صداوسیمای جمهوری اسلامی را به زعم خودشان تحریم کرده‌ بودند، کار مربوط به موسیقی "والاپیامدار" فرهاد مهراد را دیده و بلافاصله علیه آن موضع گرفتند. گویی آنقدر این کار اثرگذار بوده که حتی اپوزیسیون خارج نشین را هم پای شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی نشانده!!! "دورها آوایی‌ست" به عنوان برنامه‌ای تلویزیونی به دنبال بازخوانی سرمایه‌های موسیقایی جامعه ایرانی است و می‌کوشد با یادآوری آثار درخشان موسیقی ایرانی در دهه‌های اخیر، گامی به سوی اصلاح الگوی مصرف موسیقی در رسانه بردارد. این برنامه تلاش می‌کند گوش مخاطب رسانه را که سال‌هاست با موسیقی باشکوه و هنری بیگانه‌ شده‌است، از لجن‌هایی که به نام موسیقی به خورد آن‌داده شده‌است شستشو داده، لایروبی کند و با هویت اصیل خویش آشتی دهد. @noghtewirgool
نقطه ویرگول؛ علی اصغر مرتضایی راد
⭕مرثیه‌ای برای میراث "اندر حکایت پادشاه لخت ثبت جهانی یزد و بلایی که سودای سود بر سر هویت بافت سنتی یزد آورد" همه چیز از ثبت جهانی یزد شروع شد؛ اتفاقی که خیلی زود به تیتر اول رسانه‌ها تبدیل شد و تا مدت‌ها سوژه بیلبوردهای شهری بود. مسئولین دست به کار شدند و بودجه‌ها برای گردشگر‌پسند شدن شهر سرازیر شد. بعد از سال‌ها دیوارهای بیرونی خانه‌ها کاهگل تازه به خود دید، درهای قدیمی رنگ‌آمیزی شد و المان‌ها و نمادها، جاهای خالی را پر کرد؛ المان‌هایی که البته بعضا با هویت بومی شهر نسبت مشخصی نداشتند. گام بعدی تدارک دیدن مراکز مختلف خدماتی برای گردشگران بود؛ خانه‌هایی که به خاطر اقتضائات زندگی مدرن، مانند ماشین‌رو نبودن محل، سال‌ها خاک خورده بودند یا به خاطر قیمت پایین، محل زندگی اتباع و سالمندان شده بودند حالا ارزشمند شده بودند. افراد غیرمحلی و بعضا غیریزدی خانه‌های مستهلک قدیمی را با قیمت‌های پایین خریداری می‌کردند و آن‌ها را به خانه بوم‌گردی، هتل و کافه تبدیل می‌کردند. از طرفی هم مغازه‌های فروش خرت و پرت‌های قدیمی و گردشگرپسند، جای دکان‌های قدیمی که وظیفه‌شان خدمات‌رسانی به ساکنان بافت بود را گرفته بودند. دیگر بافت عملا از محیطی برای زندگی به محیطی فانتزی برای گردش تبدیل شده بود. نام شهر جهانی یزد در کنار شهرهایی چون اصفهان و شیراز به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری ایران در صفحات بین المللی مطرح شد. چرخ گردشگری یزد به حرکت درآمده بود؛ اما چرخ هویت بافت سنتی یزد در حال ایستادن بود؛ بافتی که زمانی در آن‌ زیست اجتماعی رونق داشت؛ مساجد و تکیه‌هایش شلوغ و پررونق بود؛ چراغ روضه‌های خانگی‌اش در هیچ یک از روزهای سال، حتی عید نوروز خاموش نمی‌شد؛ بازارش محل کسب رزق و روزی حلال و تولید بود و بافتی که ساکنانش مردم بومی همان محلات بودند، حالا شده بود یک کالای زینتی بزک کرده بی هویت. با روی کار آمدن دولت جدید امیدها برای احیای هویت بافت زنده شد؛ حرف ما این بود که چرا سود و منفعت اقتصادی ملاک عمل شده و فرهنگ و پیوست‌های فرهنگی در پروژه‌های گردشگری دیده نمی شود؛ امید داشتیم این حرف شنیده شود اما انگار ویروس منحوس توسعه سمش‌ را در گوش‌ها چکانده‌بود و دیگر گوش شنوایی برای شنیدن این حرف‌ها نبود و متاسفانه شد ‌آنچه که نباید می‌شد؛ نبایدی که نتیجه اش را در نوروز گذشته دیدیم و کماکان نیز می‌بینیم. @noghtewirgool