eitaa logo
مرکز علمی فرهنگی مهدیه
549 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
ارتباط با مدیر: @nsmahdie @NoorSerajMahdie کانال مهد و پیش دبستانی: https://eitaa.com/joinchat/2320695828Cf63f046fdb
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام سوم رجب سال ۲۵۴هجری قمری مصادف با یازدهم تیر سال ۲۴۷هجری شمسی حضرت امام علی النقی الهادی علیه السلام در سن ۴۱سالگى در سامراء شهید شدند. علیه السلام درزمان شهادت پدرشان ۸سال و ۵ماه داشتند وبعد ازشهادت حضرت جوادالأئمه علیهم السلام خلافت عظمی ومنصب كبراى امامتشان آغازشد، ومدت ظاهری امامت آن وجود شريف ۳۳سال بوده است. مادرشان سلام الله علیها هستند که شانزدهم ذیحجه روز بزرگداشت این بانو است. ملعون زمینه کشتن امام رامهیا ساخت و خبیث دستورقتل حضرت راصادر کرد و ولدالزنا ایشان رامسموم کرده و براثر همین زهر مظلومانه شهید شده ودرخانه خودشان یعنی حرم فعلی سامرا دفن گردیدند. درایام خلافت غاصبانه زنی ادعا کرد که حضرت زینب است وطرفدار جمع کرده بود. متوکل به او گفت: توجوان هستی واز زمان زینب کبری سالهای زیادی گذشته است. آن زن گفت: رسول خدا درمن تصرف کرده ومن هرپنجاه سال یکبار میشوم. (علی الظاهرتا آن زمان اینطورمشهور بوده که سلام الله علیها زنده هستند وازچشم مردم غائب شده اند) با اطرافیان مشورت کرد وهمه گفتند امام هادی علیه السلام میتواند تکلیف این زن را روشن کند. حضرت را حاضرکردند و ازادعای آن زن پرسیدند؟ امام هادی علیه السلام ازقول پیامبر فرمودند: "حُرّمَ لُحومُ أولادی علی السِّباع" گوشت فرزندانم بر درندگان حرام است. این زن رابه قفس بیندازید تا دروغش آشکار شود. متوکل خواست آن زن را درقفس شیرهای گرسنه بیندازد. اماآن زن گفت: این حرف کذب است، میخواهد مرابه کشتن بدهد، اوخود ازاولاد پیامبر است واگر این کلام صحیح است اول خود اونزد درندگان برود. متوکل به امام گفت راست میگوید برای اثبات ادعای خود ابتدا خودتان به قفس شیرهای گرسنه بروید. امام هادی علیه السلام پذیرفتند ودر مقابل همه به قفسی که شش داشت وارد شدند. اما ناگاه دیدند شیرهای وحشی دورحضرت حلقه زده ونشستند. امام آنها رانوازش نموده وبا آنان سخن فرمودند. بعد اشاراتی کردند و هرشیری به کناری رفت. متوکل برای اینکه آبرویش بیشتر نرود ازحضرت خواست که بیرون بیایند وامام هادی علیه السلام نیز بیرون آمدند وفرمودند: هرکس میگوید سلام الله علیها است داخل شود. آن زن خودش رابه زمین انداخت وگفت دروغ گفتم، مرا عفو کنید. احتیاج دنیا، مرابه این کار واداشت و نیزشفاعت کرد وآن زن را رها کردند. 📚مناقب ج۴ ص۴۱۶ 📚بحارالانوار ج۵۰ ص۱۱۷ https://t.me/noorserajmahdieh https://whatsapp.com/channel/0029Vax3n4h3wtbDgZ6W2r3Y https://eitaa.com/joinchat/3413639400Cac92a789d9
علیه السلام سوم رجب سال ۲۵۴هجری قمری مصادف با یازدهم تیر سال ۲۴۷هجری شمسی حضرت امام علی النقی الهادی علیه السلام در سن ۴۱سالگى در سامراء شهید شدند. علیه السلام درزمان شهادت پدرشان ۸سال و ۵ماه داشتند وبعد ازشهادت حضرت جوادالأئمه علیهم السلام خلافت عظمی ومنصب كبراى امامتشان آغازشد، ومدت ظاهری امامت آن وجود شريف ۳۳سال بوده است. مادرشان سلام الله علیها هستند که شانزدهم ذیحجه روز بزرگداشت این بانو است. ملعون زمینه کشتن امام رامهیا ساخت و خبیث دستورقتل حضرت راصادر کرد و ولدالزنا ایشان رامسموم کرده و براثر همین زهر مظلومانه شهید شده ودرخانه خودشان یعنی حرم فعلی سامرا دفن گردیدند. درایام خلافت غاصبانه زنی ادعا کرد که حضرت زینب است وطرفدار جمع کرده بود. متوکل به او گفت: توجوان هستی واز زمان زینب کبری سالهای زیادی گذشته است. آن زن گفت: رسول خدا درمن تصرف کرده ومن هرپنجاه سال یکبار میشوم. (علی الظاهرتا آن زمان اینطورمشهور بوده که سلام الله علیها زنده هستند وازچشم مردم غائب شده اند) با اطرافیان مشورت کرد وهمه گفتند امام هادی علیه السلام میتواند تکلیف این زن را روشن کند. حضرت را حاضرکردند و ازادعای آن زن پرسیدند؟ امام هادی علیه السلام ازقول پیامبر فرمودند: "حُرّمَ لُحومُ أولادی علی السِّباع" گوشت فرزندانم بر درندگان حرام است. این زن رابه قفس بیندازید تا دروغش آشکار شود. متوکل خواست آن زن را درقفس شیرهای گرسنه بیندازد. اماآن زن گفت: این حرف کذب است، میخواهد مرابه کشتن بدهد، اوخود ازاولاد پیامبر است واگر این کلام صحیح است اول خود اونزد درندگان برود. متوکل به امام گفت راست میگوید برای اثبات ادعای خود ابتدا خودتان به قفس شیرهای گرسنه بروید. امام هادی علیه السلام پذیرفتند ودر مقابل همه به قفسی که شش داشت وارد شدند. اما ناگاه دیدند شیرهای وحشی دورحضرت حلقه زده ونشستند. امام آنها رانوازش نموده وبا آنان سخن فرمودند. بعد اشاراتی کردند و هرشیری به کناری رفت. متوکل برای اینکه آبرویش بیشتر نرود ازحضرت خواست که بیرون بیایند وامام هادی علیه السلام نیز بیرون آمدند وفرمودند: هرکس میگوید سلام الله علیها است داخل شود. آن زن خودش رابه زمین انداخت وگفت دروغ گفتم، مرا عفو کنید. احتیاج دنیا، مرابه این کار واداشت و نیزشفاعت کرد وآن زن را رها کردند. 📚مناقب ج۴ ص۴۱۶ 📚بحارالانوار ج۵۰ ص۱۱۷ https://t.me/noorserajmahdieh https://whatsapp.com/channel/0029Vax3n4h3wtbDgZ6W2r3Y https://eitaa.com/joinchat/3413639400Cac92a789d9