🟣
لذت تخصیص تو وقت خطاب
آن کند که ناید از صد خم شراب
● هیچ لذتی بالاتر از آن نیست که معشوق
در میان عاشقان خود تو را و فقط تو را
بخواند و صدا کند. معنای "تخصیص در
وقت خطاب" همین است؛ یعنی حضرتِ
دوست تو را، و دقیقاً تو را خطاب کند و من
جان خودم را برای این خطاب نثار میکنم.
جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی
سر این دارم اگر طالع آنم باشد
● حضرت صادق فرمود: مردی خدمت رسول
خدا شرفیاب شد و عرضه داشت: یا رسول
اللَّه! آیا خداوند متعال غیر از فرائض و
واجبات از چیزهای دیگر هم سؤال می کند؟
حضرت فرمود: خیر (فقط واجبات است که
مورد سؤال قرار می گیرد). آن شخص گفت:
قسم به آن خدایی که شما را به حق مبعوث
کرده است، من به غیر واجبات چیز دیگری
انجام نمی دهم و اعمال مستحب را وسیله
تقرب و نزدیکی به خدا قرار نخواهم داد.
حضرت فرمود: چرا کارهای مستحب بجا
نمی آوری؟ عرض کرد: چون خدا مرا زشت
آفریده است. حضرت چیزی نگفت. در همان
حال جبرئیل نازل شد و به حضرت گفت: ای
محمد! خداوند به تو سلام می رساند و می
فرماید که به فلان بنده من سلام برسان و
به او بگو آیا دوست نداری که فردای قیامت
در امن و امان باشی؟ چون جریان را به آن
شخص فرمود، آن شخص گفت: یا رسول
اللَّه! آیا خداوند نزد خویش از من یاد کرده و
نام مرا برده است؟ (من که ارزشی ندارم)
حضرت فرمود آری. عرض کرد: به آن خدایی
که تو را به حق فرستاده است، تمامی
مستحبات را که با آنها انسان به خدا تقرب
می جوید انجام خواهم داد و چیزی فروگذار
نخواهم کرد.
فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ قَدْ ذَكَرَنِيَ اللَّهُ عِنْدَهُ
قَالَ نَعَمْ قَالَ فَوَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَا بَقِيَ
شَيْءٌ يُتَقَرَّبُ بِهِ إِلَى اللَّهِ إِلَّا تَقَرَّبْتُ بِهِ
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ___
نــــــــورمـــــاه
و همچنان داستان دستفروش ها و کتاب های قدیمی... نامه عاشقانه برای سی و هشت سال پیش=) دیگه بقیش رو نمی
۳۰ سال از امتحانشون میگذره :)))
🟣
● همنشین بَد، انسان را مانند خودش
پلید میکند.
منشین با بَدان که صحبت بد
گرچه پاکی، تو را پلید کند
آفتاب اَر چه روشنست او را
پارهای ابر، ناپدید کند
● مولانا میگفت:
منشین با دو سه ابله که بمانی ز چنین ره
تو ز مردانِ خدا جو صفت جان و جهان را
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ___
نــــــــورمـــــاه
زمانه بيشتر از اين ستم چه خواهد كرد؟ @normah | صائب
🟣
● دست در مقابل دست،
چشم در برابر چشم،
تن در برابر تن،
اما نه دل در برابر دل!
چون دشمنان ما هرگز قلبی نداشته اند تا
ما بتوانیم در مقابل قلب های شکستهی
خود قلب هایشان را بشکنیم...
● صائب میگفت:
صد تلخ چشیدیم زِ هر بیمزه صائب!
تلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم...
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
با هر کمال، اندکی آشفتگی خوش است
هرچند عقل کل شدهای، بیجنون مباش!
@normah | بیدل
از واقعهای ترا خبر خواهم کرد
وآنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک برخواهم کرد...
@normah | ابوسعید ابوالخیر