هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
تحلیلگران دروغگو...!
● در فیلم تایتانیک، سازنده کشتی
دیالوگی دارد که «حتی خدا هم نمی تواند
این کشتی را غرق کند».
در روزگاری حکومت بنیامیه به چنان
جلالت و قدرتی رسید که تحلیلگران
میگفتند: این حکومت مانند "شتر معقوله"
تا ابد برای بنیامیه باقی می ماند. شتر
معقوله، شتری است که دست و پا بسته
جلوی خانهای مینشیند و از جای خود تکان
نمیخورد. و امیرالمؤمنین علیهالسلام
تحلیل آنها را میشکند.
حَتَّى يَظُنَّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْيَا مَعْقُولَةٌ عَلَى بَنِي
أُمَيَّةَ تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَهَ وَ لَا
يُرْفَعُ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ سَوْطُهَا وَ لَا سَيْفُهَا وَ
كَذَبَ الظَّانُّ لِذَلِكَ بَلْ هِيَ مَجَّةٌ مِنْ لَذِيذِ
الْعَيْشِ يَتَطَعَّمُونَهَا بُرْهَةً ثُمَّ يَلْفِظُونَهَا جُمْلَةً
● سعدی میگفت:
آنچه دیدی بر قرار خود نماند
و این چه بینی هم نماند بر قرار
_____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
🟣
تبدیل مزاج...!
● مولانا در مثنوی حکایتی میآورد از کسی
که با ورود به بازار عطرفروشان بیهوش
میشود و هیچ دارویی چاره نمیکند تا اینکه
کسی او را شناخته و با بوی سرگین او را
بیدار میکند از آن رو که طبعش با آن بو
سِرشته بود.
و اگر در زمان مولانا مزاج و طبع فردی آدمی
تغییر میکرد، امروز با توجه به گستردگی
ارتباطات، مزاج و حالات جمعی انسانها
دگرگون میشود.
مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟
● مولانا درست میگفت. بحران عمده
انسان، بحران تغییر مزاج است. انسانی که
مزاجش توسط رسانهها یا سطح فکر پایین
یا هر چیز دیگری به گندابه و زباله و تعفن
عادت کرده است، دیگر قادر به درست
شنیدن و درست دیدن و درست بوییدن و
درست چشیدن و درست اندیشیدن نخواهد
بود.
چون مزاج آدمی گِلخوار شد
زرد و بدرنگ و سقیم و خوار شد
چون مزاج زشت او تبدیل یافت
رفت زشتی از رخش چون شمع تافت
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ___
نــــــــورمـــــاه
🟣 تبدیل مزاج...! ● مولانا در مثنوی حکایتی میآورد از کسی که با ورود به بازار عطرفروشان بیهوش میشو
🟣
● مرحلهای از توبه نزد اهل معنا "تغییر
مزاج" است؛ مزاجی که از شیرینی گناه لذت
میبُرد، اکنون از همان گناه متنفر باشد.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: و دل مرا از
کردار زشت و گناهان رسوا کننده متنفر
گردان.
وَ أَشْعِرْ قَلْبِی الِازْدِجَارَ عَنْ قَبَائِحِ السَّیئَاتِ وَ
فَوَاضِحِ الْحَوْبَاتِ
● صائب میگفت:
توبه بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده میآید ز استغفار ما
_____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● آنکه خودش مرتکب اعمال زشت شده و در صفحه وجودش پلیدیها نگاشته شده است، دیگران را به پلیدی متهم
🟣
هر کس که جویای عیب دیگران است، در
واقع علتش آن است که خودش هم آن
عیب را دارد.
مُنعِم، تفتیشِ منعمش در پیش است
درویش همان در طلب درویش است
ای جویای عیوب مردم، هشدار
عیب تو، به جستجوی جنس خویش است
_____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
🟣
● اي سرور و مولاي من!
تو بي نيازي و من محتاجم
و آيا به غير از بي نياز کسي به فقير
رحم مي کند؟
مَوْلَايَ يَا مَوْلَايَ!
أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ
وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَقِيرَ إِلَّا الْغَنِيُ
● سعدی میگفت:
به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
_____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
خدا داند که حافظ را غرض چیست
وَ عِلْمُ اللّهِ حَسْبی مِنْ سُؤالی
● وقتی خدا از خواسته من با خبر است،
همین با خبر بودن او کافی است و نیازی به
خواستن و تمنای من نیست.
ارباب حاجتیم و زبانِ سؤال نیست
در حضرت کریم تمنّا چه حاجت است
● شیطان برای آنان منجنیق ساخت که به
وسیله آن ابراهیم را در آتش افکندند.
ابراهیم در حالی که به طرف آتش می آمد،
در هوا جبرئیل رسید. گفت: ای ابراهیم!
حاجتی داری بگو! گفت: از تو خیر، (تو هم
مانند من مخلوقی) خداوند مرا کافی است و
چه مدافع خوبی است. میکائیل آمد و
گفت: باران و آب در اختیار من است، اگر
میل داری این آتش را خاموش کنم. ابراهیم
گفت: نه، نمی خواهم. فرشته باد آمد و
گفت: اگر می خواهی فرمان دهم باد آتش
را پراکنده نماید؟ گفت: نمی خواهم. جبرئیل
گفت: پس تو خود از خداوند درخواست کن.
گفت: علم و آگاهی او از حال من، کافی از
سؤال است.
لَهُمْ إِبْلِيسُ الْمَنْجَنِيقَ فَرُمِيَ بِهِ فَتَلَقَّاهُ
جَبْرَئِيلُ فِي الْهَوَاءِ فَقَالَ هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ
فَقَالَ أَمَّا إِلَيْكَ فَلَا حَسْبِيَ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
فَاسْتَقْبَلَهُ مِيكَائِيلُ فَقَالَ إِنْ أَرَدْتَ أَخْمَدْتُ
النَّارَ فَإِنَّ خَزَائِنَ الْأَمْطَارِ وَ الْمِيَاهِ بِيَدِي فَقَالَ
لَا أُرِيدُ وَ أَتَاهُ مَلَكُ الرِّيحِ فَقَالَ لَوْ شِئْتَ
طَيَّرْتُ النَّارَ قَالَ لَا أُرِيدُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ فَاسْأَلِ
اللَّهَ فَقَالَ حَسْبِي مِنْ سُؤَالِي عِلْمُهُ بِحَالِي
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
نــــــــورمـــــاه
🟣 خدا داند که حافظ را غرض چیست وَ عِلْمُ اللّهِ حَسْبی مِنْ سُؤالی ● وقتی خدا از خواسته من با خبر
ندارم من درین حیرت، به شرح حال خود حاجت
که او داند که من چونم؛ اگرچه من نمیدانم...
#عطار