✅ بنویسیم: ما شاء الله
⛔️ ننویسیم: ما شا الله
@noshamim❤️
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ سید
محمدجواد شرافت
@noshamim❤️
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ آموزش
ویرایش کارگاهی
⛔️ متن ناویراسته
✓ تو هرگز پژمرده نخواهی شد زیرا ریشه ات مهربانیست چیزی که شایسته ی هر کسی نیست
✅ متن ویراسته
✓ تو هرگز پژمرده نخواهی شد؛ زیرا ریشهات مهربانی است؛ چیزی که شایستهٔ/شایستهی هر کسی نیست.
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
✅ بنویسیم: نر و ماده
(بدون تشدید حرف دال)
⛔️ ننویسیم: نر و مادّه
(با تشدید حرف دال)
@noshamim❤️
❤️ نکاتِستان
🟨 تفاوت مؤلف
با نویسنده
🟦 «مؤلف» همچون زنبور عسل است که شهد از گلها و نوشتههای دیگران برمیگیرد و عسل و نوشتهای جدید در اختیار خوانندگان میگذارد.
🟩 «نویسنده» همچون چشمه است که از درون میجوشد و با زمزمی پاک و گوارا خوانندگان تشنه را سیراب میکند.
🟥 در آغاز مسیرِ نویسندگی و نویسنده شدن، اگر مؤلف باشیم، اشکال ندارد؛ اما در ادامهٔ راه باید جوشید و کوشید و «نویسنده» شد و در «مؤلف بودن» نماند و درجا نزد و گر نه با دست خودمان در مجلس ختم نویسندگیمان سورهٔ «الفاتحه» و «الرحمن» خواندهایم!
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
✅ بنویسیم: قیاس مع الفارق
⛔️ ننویسیم: قیاس مع الفارغ
@noshamim❤️
❤️ معرفی کتاب
✅ یک شیوه
برای رماننویسی
🟧 حسین سناپور
🟪 سناپور که در این اثر بر اساس تحلیل شش رمان «همسایهها» از احمد محمود، «شازده احتجاب» از هوشنگ گلشیری، «ناطور دشت» از جی دی سلینجر، «وداع با اسلحه» از ارنست همینگوی، «جای خالی سلوچ» از محمود دولت آبادی و «صد سال تنهایی» از گابریل گارسیا مارکز، شیوهی خودش برای رماننویسی را ارائه میدهد، با انتخاب نام «یک شیوه برای رماننویسی» برای کتابش حتی ادعا ندارد که این تنها شیوهی رماننویسی باشد.
@ktbsefid
✅ بدون ویرایش
از سوی «نوشَمیم»
@noshamim❤️
❤️ تحفهٔ نه طنز!
✅ چطور سه ساعت وقت تلف کنیم و اسمشو بذاریم «جلسهی نوشتن»؟
پشت گوش انداختن هم یه هنره😅
۱. لپتاپ رو روشن میکنی. با خودت میگی: «من نویسندهام... وقتشه چیزی بنویسم»
۲. صفحه ورد رو باز میکنی. یه نفس عمیق میکشی.
۳. چند خط مینویسی، ولی حس میکنی خیلی بیمزه است.
۴. یادت میاد میخواستی یه جمله قشنگ پیدا کنی. میری سراغ گوگل.
۵. یهو خودتو وسط خوندن تاریخ جنگهای قدیمی و سرگذشت ارنست همینگوی پیدا میکنی...
۶. بعد میفتی تو یه دعوای اینترنتی دربارهی یه موضوع بیربط.
۷. بعدش یه ویدئوی جالب از اینستاگرام میبینی.
۸. تصمیم میگیری یه پلیلیست بسازی، ولی هیچ آهنگی حالتو خوب نمیکنه.
۹. وسط اینا یه صدای بارون پیدا میکنی، یه خاطره یادت میاد، یه جمله قشنگ مینویسی.
۱۰. بعد حس میکنی زیادی احساسیه، پاکش میکنی.
۱۱. گرسنت میشه. با خودت میگی: «الان بخورم یا بنویسم؟»
۰۱۲ یه استوری میذاری: «امروز اصلا حس نوشتن ندارم!» بعد هی چک میکنی کی لایک کرده.
۰۱۳ برمیگردی، یه ویرگول جابهجا میکنی و خسته میشی.
۰۱۴ سه ساعت گذشته....
تعداد کلمات: ۸۷ تا 😕
وضع روحی: داغون 😫
حس گناه: صد برابر حد نرمال😥
ولی خب، تلاش کردی دیگه.
تو این دنیای شلوغ و بیتمرکزی، همینم غنیمته.
حالا یه چیزی بخور. یه چایی بریز.
شاید فردا واقعاً یه جمله درست نوشتی. شاید هم نه. ولی داستان همینجوری ادامه داره... بهتره جدی تر فکر کنی 😉
@ktbsefid
✅ بدون ویرایش
از سوی «نوشَمیم»
@noshamim❤️