eitaa logo
نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم (نوشَمیم)
793 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
2.3هزار ویدیو
5 فایل
❤ «نوشَمیم» (کوتاه شدهٔ نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم) کانالی ادبی (و هنری) است که هدف آن، بالندگی و شکوهندگیِ فرهنگ و ادب و هنرِ ایران‌ و ایرانیان و به ویژه در قلمرو قلم و نویسندگی و ویراستاری است.
مشاهده در ایتا
دانلود
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ یکسانی و همخوانیِ کلماتِ متن و صدا محشره! ✅ بندهٔ خدا خواننده و شنونده! 🟣 واقعاً دست مریزاد! احسنت! @noshamim❤️
❤️ حکایت روزى کاروانى بزرگ در بیابان مورد حمله‌ی راهزنان قرار گرفت و در این میان خواجه‌ای ثروتمند هم، همراه کاروان بود و زر زیادی با خود داشت. خواجه از ترس از دست دادن مالش ، آن‌را برگرفت و از کاروان جدا شد و با خود گفت : "در جایى پنهان کنم تا اگر کاروان را بزنند، این پول برایم بماند." به بیابان رفت، خیمه‌اى دید که در آن پلاس پوشى نشسته کلاهی پشمین بر سر نهاده و تسبیحی بر گردن دارد ، پس به او اعتماد کرد و زر خویش به امانت به او سپرد. پلاس پوش گفت : "در خیمه رو و در گوشه‌اى بگذار"؛ خواجه پول در آن‌جا نهاد و بازگشت. چون به کاروان رسید، دزدان راه را بر کاروان بسته و همه اموال کاروانیان را به دزدى تصرف کرده بودند. پس مرد شکر خدا کرد که پول را به شخصی مطمئن سپرده است، پس از گذشت ساعتی خواجه قصد خیمه پلاس پوش کرد، چون بدان‌جا رسید، دزدان را دید که مال تقسیم مى‌کردند و پلاس پوش هم در میان آنان نشسته و به نظر می‌آمد که رئیس آنان باشد. خواجه گفت:" آه، من مال خود را به دزدان سپرده بودم! پس خواست باز گردد، اما راهزن(پلاس پوش) او را بدید و آواز داد که بیا. خواجه از ترس جانش به نزد پلاس پوش آمد، راهزن گفت: "چه کار دارى؟" گفت" جهت امانت آمده‌ام." گفت "همان جا که نهاده‌اى بردار." برفت و برداشت. یاران گفتند:" ما در این کاروان هیچ زر نیافتیم و تو چندین زر باز مى دهى. " گفت:" او به من گمان نیکو برد و من نیز به خداى تعالى گمان نیکو مى‌برم. من گمان او را به راستى تحقق دادم تا باشد که خداى تعالى گمان من نیز به راستى تحقق دهد." پ.ن : این دزد که بعدها از عرفای به نام شد کسی نبود جز فضیل بن عیاض برگرفته از تذکرة الاولیا عطار نیشابوری @mollanasreddin @noshamim❤️ ✅ بدون ویرایش از سوی «نوشَمیم»
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ درود صبح زیباتون به خیر ⛔️ آرزهای خوب☝️ ✅ آرزوهای خوب @noshamim❤️
بنویسیم: مُصَدِّع اوقات ⛔️ ننویسیم: مُتَصَدِّع اوقات @noshamim❤️
❤️ واژه‌شناسی 🟪 ریشهٔ واژهٔ «خانواده» چیست؟ ✅ واژهٔ «خانواده» ترکیبی از «خانه+و+آده» است. «آده» به معنای «اهل» است. «خانه+آده»، با یک جابه‌جایی، یعنی «اهل خانه»؛ اما برای آن که تلفظ این ترکیب، آسان‌تر باشد، یک حرف «واو» را میان این دو واژه قرار داده‌ و آن را به صورت «خانواده» تلفظ کرده و نوشته‌اند. @noshamim❤️
✅ بنویسیم: ثواب کار خیر ⛔️ ننویسیم: صواب کار خیر @noshamim❤️
❤️ حرف‌های دو خطی دوراهی «معرفت» و «منفعت» جایی است که ذات آدم‌ها را مشخص می‌کند! @noshamim❤️
❤️ مَثَل‌شناسی 🟪 «کلاهش پشم ندارد» به چه معناست؟ ✅ در گذشته، افراد نظامی در ایران، به تقلید از نظامیان روسی، کلاه پشمی به سر می‌گذاشتند. از این رو، معمولاً مردم از کسانی که کلاه پشمی به سر داشتند، می‌ترسیدند و امرشان را اطاعت می‌کردند. گاهی مردم از دور افرادی کلاه به سر را می‌دیدند، اما نمی‌توانستند تشخیص دهند که آیا کلاهش پشم دارد و نظامی است یا کلاهش پشم ندارد و غیر نظامی است. به همین سبب، مردم در ابتدا از این افراد می‌ترسیدند؛ ولی کمی که به آنان نزدیک‌تر می‌شدند و می‌دیدند که کلاهشان پشم ندارد، به یکدیگر می‌گفتند نترسید که «کلاهش پشم ندارد!» و منظورشان این بود که شخصِ دیده شده نظامی نیست. سپس جملهٔ مذکور به یک مَثَل تبدیل شد و برای مواردی به کار رفت که می‌خواستند بگویند فلان شخص بی‌خطر است و نباید از او ترسید و از امرش اطاعت کرد و در نتیجه، حرفش نیز اهمیتی ندارد. (با اقتباس از کانال درست‌نویسی) @noshamim❤️