❤️ یک جرعه از
شراب شعر
مجنون که به دیوانهگری شُهرهی شهر است
در دشت جنون همسفر عاقل ما بود
✅ فرخی یزدی
https://eitaa.com/Sheeroghazal/3898
@noshamim❤️
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️امان از حرف مردم
@mollanasreddin
@noshamim❤️
32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✓ وای خدای من!
چه محشره!👆
چه تصاویر زیبایی!
چه صداهای قشنگی!👆
✓ واقعاً ویدیوی خیلی جذابیه!
محاله ببینی و خوشت نیاد!👆
بفرست برا اونایی که دوسشون داری!
منبع: یکی از کانالها
...........................
❤️ توضیحات
🔶 مَحال (جمع)=محلها.
مُحال (مفرد)=غیر ممکن.
🔶 لامصب=شکل محاورهای و عامیانهٔ «لامذهب: بیدین، بدون مذهب».
🔶 سَموم (مفرد)=باد داغ و سوزان.
سُموم (جمع)=سمها، زهرها.
🔶 غُلغُل زدن؛ نه قُلقُل زدن.
🔷 توجه
✅ «نوشَمیم» در زمینهٔ «صحت» مطالب ویدیو، تخصص و اطلاعی ندارد.
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
❤️ شب جمعه
شب زیارتی
امام حسین -علیه السلام-
در جوار حرَمش هر که دعاگوست بگو:
جای ما در وسط صحن فقط گریه کند
شاعر: (؟)
@noshamim❤️
❤️ یک جرعه از
شراب عشق
به سوی ذهن من این بار هم روانه شدی
بـه وزن آمـدی و شـعـر عـاشـقـانـه شـدی
سبوی چشم تو من را به وسوسه آورد
دلـیل خـوردن هـشـتاد تازیانـه شـدی
برای رؤیت چشمان کهکشانی توست
اگـر بـرای رصـدخانـههـا بـهانـه شـدی
یهود در پی زیتون چشـمهای تو بود
دلیل این همه کشتار وحشیانه شدی
به شاعرانگیام دیگر احتیاجی نیست
به وزن آمدی و شعر عاشقانه شدی
✅ سجاد بادی
رســــم دلـــــ♡ـــــدادگی
@noshamim❤️
❤️ یک تمرین ویرایش
برای حرفهایها (۴)
🔷 تمرین:
فقط کلمهٔ "ملک" در جملۀ زیر را اِعرابگذاری کنید:
پادشاه و ملکی دارای ملکهای و سرمایههای فراوان بود و خیلی خوب هم ملکداری و یادشاهی میکرد و همچون ملک و فرشتۀ نجات برای مردمان سرزمین خویش شده بود.
✍ پاسخ: ...............
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
❤️ یک فنجان
شعر داغ
جنون زلفهایت بُرده از من باز، بازی را
بیا پایان بده مردانه این گیسودرازی را
بکش ابرو، بزن چاقو، بده مرهم، خدایی کن
به شدت دوست دارم این مدل بندهنوازی را
تمام پارهخطهای تنم را قطع کن با وصل
براندازیم این قانون خطهای موازی را
فقط تو میتوانی قاتل یک شهر باشی، بعد
به یک لبخند برداری کلاه هر چه قاضی را
بیا با اتحادی مزدوج حل شو در آغوشم
که از بنیاد برداریم اضلاع ریاضی را
دهانِ دائمُالخمرِ خُمَت را بستهتر کن باز
بیا از رو ببر یکجا، زکریاهای رازی را
✅ مرتضی خدایگان
🔶 نکته
شماری از استادان شعر و ادبیات، کلمات قاضی و ریاضی را با کلماتی همچون بازی و موازی، به دلیل متفاوت بودن حرف «ض» و «ز»، همقافیه نمیدانند.
@noshamim❤️
❤️ ویراستاران حرفهای
چگونه
ویرایش میکنند؟ (۷)
۷. نگاه استدلالی
ویرایش غالباً دانشی دستورمند، قاعدهمند، مبنایی و استدلالی (نه ذوقی و سلیقهای و کُترهای) است. به همین رو، ویراستاران حرفهای همواره دانش دستوری و استدلالی خود را تقویت میکنند و طبق مبنا و با دلیل به ویرایش میپردازند.
مثلاً میدانند، از نظر دستور زبان، کلمات مرکّبی وجود دارند که از «بن ماضی+واو عطف+بن مضارع» تشکیل شدهاند؛ همچون «پخت و پز» و «ساخت و ساز». پس به همان «دلیل» که در این کلمات مرکّب، حرف واو عطف حذف و نوشته نمیشود: «پختُپز» و «ساختُساز»، در موارد همسان، همچون کلمات مرکّبِ «گفت و گو» و «شست و شو» و «جست و جو»، نیز عقیده دارند که حرف واو عطف حذف و نوشته نمیشود: «گفتگو» و «شستشو» و «جستجو».
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
❤️ جعلیاتکده
ﻣﺎ ﺧﺎﻧﻪ به دﻭﺷﯿﻢ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﺎﻧهٔ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﺭ حلقهٔ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺁن کس ﮐﻪ ﭼﻮ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﺎ ﺯﺍﺩهٔ ﺩﺭﺩﯾﻢ ﻭ ﺭﻩ ﻋﺸﻖ ﺑﭙﻮﯾﯿﻢ
ﺩﺭ ﺩﯾﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺑﻪ ﮐﺲ ﺣﮑﻢ ﺑﻘﺎ نیست
⛔️ از «مولانا» نیست.
@noshamim❤️
❤️ آموزش نویسندگی
🔷 چگونه
جذاب بنویسیم؟
🟨 از اضافهگویی
بپرهیزیم!
✅ آنتون چخوف، نویسندهٔ مشهور روسی، سخنی بدین مضمون دارد:
🍎 هر چیزی که اضافه است و با موضوع و محتوای نوشتهٔ شما ارتباطی ندارد، آن را حذف کنید.
چنان چه مثلاً در اوایل فیلمنامه یا نمایشنامهٔ خود گفتهاید که تفنگی بر دیوار آویخته شده است، باید در یک جایی از فیلمنامه و نمایشنامه، تفنگ شلیک کرده باشد.
اگر بنا نبوده که تفنگ شلیک کند، پس شما هم نباید آن را بر دیوار آویخته میکردید.
☘ یک نکته
دوستی دارم که از نویسندگان خوب کشور است. میگفت که اگر میشد، در چاپ بعدی کتابهایم، به جای عبارت «با تجدید نظر و اضافات»، مینوشتم:
با تجدید نظر و «حذف اضافات»!
آری، از عیبهای برخی از نویسندگان ما اضافهگویی و زیادهگویی است.
به گفتهٔ دُرسُفتهٔ نظامی:
کم گوی و گُزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
❤️ یک فنجان شعر
گُل در بر و می در کف و معشوق فلان است
اما چه توان کرد که ماه رمضان است
مهمان خداییم اگر چه همه، اما
الحق و الانصاف که ارزاقْ گران است
با شوق رسیدن به شب اول شوّال
از اول ماه رمضان، دلْ نگران است
«آن یار کز او خانهی ما جای پری بود»
کردهست فرار از رمضان، در همدان است!
از بین عبادات در این ماهِ پُر از فیض
محبوبترینش به یقین، خواب گران است!
هنگام سحر زورچَپان است به حلقوم
افطار که شد بار دگر زورچپان است
یک دیس پُر از زولبیا در وسط ظهر
قطعاً که عذاب شکم و روح و روان است
بیتاب بوَد این شکمِ خیرندیده
از صبح فقط منتظر وقت اذان است
در باقی ایام بود جادهی باریک
در ماه خدا جادهی بخشش اتوبان است
درهای جهنم همگی بسته و رحمت
از جانب ایزد، همه جا در فوران است
چون «پورشه» بتازد همهی سال، و لیکن
شیطان لعین در رمضان مثل «ژیان» است
در ماه خداوند، شیاطین همه OFFاند
این نفْس پدرسوختهی ماست که ON است
دیدم که یکی توی خیابان رهایی
مشغول به لمباندن از راه دهان است
گفتم علنی؟ روزهخوری؟ این که حرام است!
گفتا که خداوند خودش در جریان است!
البته که روزه فقط امساک شکم نیست
برتر ز صیام شکم، امساک لسان است
چون مرد رسد با دهن روزه به خانه
ارزندهترین زینت زن حفظ زبان است
یک روزه گرفتیم و طلبکار خداییم
گوییم که پس جنت ما را که ضمان است؟!
شک نیست که الطاف خداوند وسیع است
«آن را که عیان است چه حاجت به بیان است؟»
✅ مهدی پرنیان
@noshamim❤️
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ با یادت سرمستم
✅ علیرضا افتخاری
@noshamim❤️