❤️ پاسخِ
یک تمرین ویرایش
برای حرفهایها (۷)
🔶 متن زیر را
ویرایش کنید:
✓ گالیله اکثرَن توسط کشیکان کلیسا مورد تکفیر و محکوم به اعدام شد.
✍ پاسخ:
✓ بیشترِ کشیشان کلیسا گالیله را تکفیر و به اعدام محکوم کردند.
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✓ ۱۰ فرمان!
🔶 دکتر
سید محمود اَنوشه
صحبتاش محشره!
تا آخر گوش بدین!
"فکر نکنم" ضرر کنین!
منبع: یکی از کانالها
..........................
❤️ یک نکتهٔ
نگارشی-ویرایشی
🟧 «فکر کردن»
یا
«گمان کردن»؟☝️
🟪 در نوشتهٔ بالا☝️
منظور گوینده
«گمان کردن»
و
«تصور کردن»
و مانند آن است؛
نه
«فکر کردن»
و
«اندیشیدن».
🟨 پس «فکر کردن»
در معنای درست خود به کار نرفته است و نباید گفته شود:
⛔️ "فکر نکنم" ضرر کنین!
و باید گفته شود:
✅ "گمان نکنم" ضرر کنین!
🟣 توجه
✓ بعضی از استادان نگارش و ویرایش، به کار بردن مصدر «فکر کردن» و مشتقات آن را در معنای «گمان کردن» و «تصور کردن» و مانند آن «جایز» میدانند.
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ زهرا جان!
جا برای منِ گنجشک زیاد است ولی
به درختان خیابان تو عادت دارم
🌹 امشب
شب جمعه است.
به یاد همهٔ رفتگانمان
بخوانیم:
یک فاتحه
و پنج صلوات ...
@noshamim❤️
❤️ نکاتِستان
✅ چای
«نِپتون»
یا
«لیپتون»؟
🟨 لیپتون (Lipton) نامی تجاری و بِرَند برای یک چای کیسهای است که در سال ۱۸۹۰ میلادی از سوی "توماس لیپتون"، در شهر گلاسگو (بزرگترین شهر اسکاتلند)، روانۀ بازار شد.
🟥 سپس وی شرکت توماس جی لیپتون، در زمینۀ بستهبندی چای، را در هوبوکِن (از شهرهای ایالت نیوجرسی امریکا) تأسیس کرد که در امریکا و سپس کشورهای دیگر، از چای کیسهای و محصولات چای شرکت لیپتون بسیار استقبال شد.
🟦 شایان بیان است که به مرور زمان، چای لیپتون (به دلیل اولین چای کیسهای تولید شده در جهان و استقبال از آن در کشورهای مختلف و تبلیغات فراوان و جز آن) توانست نامی رایج و عمومی برای هر نوع چای کیسهای شود. بنابراین:
⛔️ من معمولاً صبحانه را با چای نپتون میخورم. (غلط)
✅ من معمولاً صبحانه را با چای لیپتون میخورم. (درست)
🍊 یادسپاری
نوعی جاروی دستهدار بلند وجود دارد که به آن «نِپتون» میگویند.
@noshamim❤️
❤️ یک جرعه از
شراب عشق و شعر
گنجشک شوم لانه شدن را بلدی؟
دلتنـگ شوم خانـه شدن را بلدی؟
مـو بافتـن و غـزل سـرودن به کـنـار
من گریه شوم، شانه شدن را بلدی؟
✅ محدثه نبیحسینی
رســــم دلـــــ♡ـــــدادگی
@noshamim❤️
❤️ «کاریکلماتور»
چیست؟
پرویز شاپور، پنجم اسفندماه ۱۳۰۲ در قم متولد شد. عمده شهرت او به دلیل نگارش «کاریکلماتور» است، نوشتههایی کوتاه و اغلب تکخطی که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دربردارند.
شاپور علاوه بر آفرینش کاریکلماتور، در طراحی سیاهقلم نیز توانا بود. وی در سی سال نخست هیچ ننوشت، اما در ۴۶ سال بعدی، آثار کمحجم ولی پرمحتوایی برجای گذاشت. آثار وی در ۱۲ جلد منتشر شدهاند. شاپور در رشتهٔ اقتصاد تحصیل کرده بود و در استخدام وزارت دارایی قرار داشت.
در سالهای ۱۳۲۹ با «فروغ فرخزاد»، نوهٔ خالهٔ مادرش که یازده سال از او کوچکتر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک برگزیدند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان، کامیار متولد شد. فروغ در اشعار خود به کامیار اشاره کرده است، شاپور هم از «کامی» به عنوان نام مستعار خود استفاده میکرد. ازدواج فروغ و شاپور تنها تا سال ۱۳۳۴ دوام آورد.
شاپور فعالیت روزنامهنگاری خود را در روزنامههای محلی خوزستان آغاز کرد. از سال ۱۳۳۷ به بعد در «مجلهٔ توفیق» با نام مستعار «کامی»، «کامیار» و «مهدخت» مطلب مینوشت. پس از آن و در سالهای دهه ۴۰، در «نشریهٔ خوشه» به سردبیری «احمد شاملو» به فعالیت پرداخت.
پس از فروغ، شاپور دیگر هرگز ازدواج نکرد. او تا آخر عمر، همراه با کامیار و برادرش «دکتر خسرو شاپور» در خانهای قدیمی زندگی میکرد.
شاپور در ششم تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان «عیوضزاده» تهران بستری شد و سرانجام در ساعت ۶ صبح پانزدهم مردادماه در ۷۶ سالگی درگذشت. آرامگاه پرویز شاپور در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران قرار دارد.
«کاریکَلِماتور» نامی است که احمد شاملو برای کارهای پرویزشاپور برگزیده بود، شاملو میگفت کارهای شاپور کاریکاتورهاییاند که با کلمه بیان شدهاند.
برخی از کاریکلماتورهای شاپور را با هم میخوانیم:
• برای اینکه پشهها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشهبند بیرون میگذارم.
• اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
• وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند.
• گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
• فریاد زندگی در سکوت گورستان تهنشین میشود.
• فاصلهٔ بین دو باران را سکوت ناودان پر میکند.
• همهٔ مردم جهان به یک زبان سکوت میکنند.
• هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
• بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند!
• به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
• غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
• قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
• قلبم پرجمعیتترین شهر دنیاست.
• به نگاهم خوش آمدی.
برگرفته از:
@daneshhayeadabi
@noshamim❤️