🌺 نقطه🌸
- همان شیءِ کوچک، سیاه و بیجان؛
اما گاهی جان میبخشد و گاهی جانی میگیرد.
- گاهی آغازِ قصهای تازه است،
و گاهی مرزِ خاموشی و پایان.
- سکوتی میان واژههاست،
یا شاید انفجارِ ناگفتهها.
اما تا در خاطر من میگنجد،
او نشانهی پایان بود...
✓ وحیده ابراهیمی
@noshamim❤️
🔹 اصلی بسیار ساده که خیلی از نویسندههای تازهکار آن را نادیده میگیرند! 👆
لارنس پراین
@ktbsefid
❤️ اصل بالا
به صورت خلاصه
این است:
✅ نگو، نشان بده!
@noshamim❤️
❤️ یک حرفِ
ناب و جذاب
🟨 از پیرمردی قدخمیده همچون کمان،
در روستایی از سرزمینمان ایران،
پرسیدند که چند حرف دارد «عشق»؟
پاسخ داد که «چهار حرف» دارد «عشق»!
به او خندیدند آن پرسش کنندگان؛
اما زمزمه میکرد زیر لبان،
آن پیرمردِ اهل سرزمینمان:
❤️ «معلم» ...
❤️ «معلم» ...
❤️ «معلم» ...!
✅ «هفتهٔ معلم»
مبارک باد ...
@noshamim❤️
❤️ یک گفته
و
یک نکته
✅ معلم میگفت:
جاهای خالی را
با کلمات مناسب
پُر کنید؛
اما نمیدانست بعضی از جاهای خالی را
با هیچ چیز
نمیتوان پُر کرد؛
مثل جای خالیِ
«عزیزانمان»!
@noshamim❤️
❤️ آموزش نویسندگی
🟧 خواننده را
غافلگیر کنید!
🟪 داستان انشا
✍️در دبستانی،
معلمی به بچه ها گفت آرزوهاشونو بنویسن .
اون نوشته های بچه ها رو جمع کرد و به خونه برد .
یکی از برگهها ؛
معلم رو خیلی متاثر کرد .
در همون اثنای خوندن بود که همسرش وارد شد و دید که اشک از چشمای خانمش جاریه!!
پرسید، چی شده؟
چرا اینقدر ناراحتی ؟!!
زن جواب داد،
این انشا را بخوان؛
امروز یکی از شاگردانم نوشته . گفتم آرزوهایشان را بنویسند و اون اینجوری نوشته .
مرد کاغذ را برداشت و خواند.
متن انشا اینگونه بود:
"خدایا،
میخواهم آرزویی داشته باشم که مثل همیشه نباشد؛
مخصوص است.
میخواهم که مرا به تلویزیون تبدیل کنی!!
میخواهم که جایش را بگیرم!!
جای تلویزیونی را که در منزل داریم بگیرم!!
میخواهم که جایی مخصوص خودم داشته باشم و خانوادهام اطراف من حلقه بزنند.
میخواهم وقتی که حرف میزنم مرا جدّی بگیرند؛
میخواهم که مرکز توجّه باشم و بی آن که سؤالی بپرسند یا حرفم را قطع کنند بگذارند حرفم را بزنم.
دلم میخواهد همانطور که وقتی تلویزیون خراب است و به آن میرسند،
به من هم برسند و توجّه کنند.
دلم میخواهد پدرم،
وقتی از سر کار برمیگردد، حتّی وقتی که خسته است،
قدری با من باشد و مادرم،
وقتی غمگین و ناراحت است،
به جای بیتوجّهی،
به سوی من بیاید و دوست دارم، برادرانم برای این که با من باشند با یکدیگر دعوا کنند ...
دوست دارم خانواده هر از گاهی همه چیز را کنار بگذارند و فقط وقتشان را با من بگذرانند
و نکتۀ آخر که اهمّیتش کمتر از بقیه نیست این که مرا تلویزیونی کن تا بتوانم آنها را خوشحال و سرگرم کنم!
خدایا،
فکر نکنم زیاد چیزی از تو خواسته باشم.
فقط دوست دارم مثل هر تلویزیونی زندگی کنم."
انشا به پایان رسید.
مرد نگاهی به همسرش کرد و گفت، "عجب پدر و مادر وحشتناکیاند!"
زن سرش را بالا گرفت و گفت،
"این انشا را دخترمان نوشته"
متن☝️
دریافتی و بدون ویرایش است.
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
هدایت شده از هنردوست
820.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ یک گفته
و
یک نکته
✅ یکی از
استادان دانشگاه
که بر این جانب
حق استادی دارند،
در کارنامک
یا همان رزومهٔ خود
به جای این که بنویسند:
🌹 «استاد دانشگاه»
هستم،
نوشته بودند:
❤️ «معلم دانشگاه»
هستم!
🍊 «هفتهٔ معلم»
بر معلمان
فروتن و فرادست
مبارک باد!
@noshamim❤️
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ این بابا
آن بابا!
✅ شاعر:
... پورعباس
🌷 هفتهٔ معلم
بر معلمان
دردمند و ارجمند
گرامی باد...
@noshamim❤️