❤️ پرسش از شما
پاسخ از ما (۲)
🔷 پرسشگر:
یکی از اعضای
کانال «نوشَمیم»
✅ پرسش:
با عرض سلام
معمولاً گفته میشود که دانش ویرایش، مانند هر دانش دیگری، پایانی ندارد و فرایند یادگیری همواره ادامهدار است. اما پرسش اصلی، ناظر به حرفه ویراستاری است، نه اصل یادگیری.
به نظر میرسد این حرفه نیز نقطه اوجی دارد؛ همان چیزی که میتوان از آن با تعبیر «قله ویراستاری» یاد کرد.
این پرسش مطرح است که بر اساس چه معیارهایی میتوان فردی را ویراستار حرفهای یا حتی استاد ویراستاری دانست؟ آیا صرف سالها فعالیت، ویرایش انواع متنها و نظارت بر آثار مختلف، برای اطلاق چنین عنوانی کافی است، یا دستیابی به مجموعهای از دانشها، مهارتها و توانمندیهای مشخص نیز ضرورت دارد؟
به بیان دیگر، مراحل حرفهای شدن در ویراستاری چیست و چه ویژگیهایی باید در یک ویراستار تحقق یابد تا عنوان «استاد ویراستاری» بر او صادق باشد؟ آیا تسلط بر ویرایش گونههای مختلف متن، از جمله متون علمی، ادبی، مطبوعاتی، متون دارای چکیده انگلیسی، پانوشتهای لاتین و مانند آنها، از لوازم این مرتبه به شمار میآید؟
از سوی دیگر، مقصد نهایی این مسیر حرفهای چیست؟ آیا نهایت ویراستاری آن است که ویراستار، همانند صنعتگری ماهر، بتواند هر متنی را با دقت و ظرافت ویرایش کند، یا میتوان به جایگاهی رسید که ویراستار نیز، همچون نویسندهای توانا، در شکلگیری اثری فاخر و متمایز نقشی مؤثر و تعیینکننده داشته باشد؟
خوشحال میشوم دیدگاه صاحبنظران و استادان این حوزه را درباره معیارهای حرفهای شدن و لوازم رسیدن به مرتبه استادی در ویراستاری بدانم.
🔵 پاسخگو:
استاد احمد شهدادی
✅ پاسخ:
با احترام، به نظرم این سؤال نه معقول است نه مفید. معقول نیست، چون جوابش از قبل معلوم است. اگر چیزی علم باشد، خاصیت علم آن است که پایانی ندارد. اما ویرایش علم به معنای دقیق کلمه نیست. کاربست مهارتهای زبانی در متون است. زبان البته تغییر میکند و ویرایش هم متحول میشود. ویرایش مثل فیزیک یا شیمی نیست که هرچه بیشتر بدانیم، کمتر میدانیم.
اما این پرسش مفید هم نیست. چون فرض کنیم پایان نداشته باشد. آیا از دنبال کردن آن دست بر میدارید؟ اگر هم پایان داشته باشد که تماموکمال آموختنش ممکن است و چیزی بهتر از این نیست که آدم علمی را کامل و جامع بداند.
پرسشهایی مطرح کنیم که با پیدا کردن پاسخ، گامی به جلو برداشته باشیم. پرسش خوب آن است که مسئلهای طرح کند که یافتن راهحلش راهگشا و کارگشا باشد. «هم سؤال از علم خیزد هم جواب»
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
📖 بگو مگو
«آغاز» یا «شروع»؟
هر دو واژه به معنای شروع شدن یا شروع کردن یک کار هستند و در بسیاری از جملهها میتوانند جای یکدیگر بیایند.
اما تفاوت ظریفی در حالوهوای آنها وجود دارد.
«شروع» در گفتوگوی روزمره بسیار رایج است:
«کلاس ساعت هشت شروع میشود.»
«آغاز» رسمیتر و ادبیتر است:
«آغاز بهار، حالوهوای شهر را تغییر داد.»
پس اگر در یک گفتوگوی دوستانه هستیم، «شروع» کاملاً طبیعی است.
اما در یک متن ادبی یا رسمی، «آغاز» میتواند انتخاب خوشآهنگتری باشد.
همیشه قرار نیست یکی درست و دیگری غلط باشد؛
گاهی تفاوت فقط در سبک و موقعیت استفاده است. 🌿
@ghalatnanevisim
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ تعبیری زیبا
✅ «خودت بودن»
🔷 از
«خودت بودن»
لذت ببر!
@noshamim❤️
کلاهش پشم نداره!
در گذشته، افراد نظامی به تقلید از نظامیان روسی کلاه پشمی بهسر میگذاشتند؛ ازاینرو، معمولا از کسانیکه کلاه پشمی داشتند میترسیدند و امرشان را اطاعت میکردند. زمانی اگر کسی از دور به این افراد نزدیک میشد و نمیتوانستند تشخیص دهند که نظامی است یا غیرنظامی، در ابتدا میترسیدند، اما کمی که نزدیکتر میشدند، به یکدیگر میگفتند: نترسید! کلاهش پشم ندارد! یعنی او نظامی نیست.
بعدها این اصطلاح تبدیل به ضربالمثل شد و هرگاه خواستند که بگویند فلانی بیخطر است یا خیلی سادهلوح است و حرفش اهمیتی ندارد، این ضربالمثل را بهکار بردند.
https://eitaa.com/ghalamyar110