كتاب " مجمع الأمثال " للميداني، يعتبر الفريد في نوعه، في تاريخ التصنيف العربي، فهو الكتاب الأول الذي تصدى لهذه المهمة التي تتطلب من صاحبها السفر في البلدان، للاستماع إلى الناس وقطف المثل السائر فيهم، ثم تدوينه وتبويبه ووضع شروح لما التبس فيه من معانٍ ودلالات. ويروي ياقوت الحموي صاحب "معجم الأدباء" قصة انتقام الزمخشري من الميداني بعدما رأى كتابه "فحسده على جودة تصنيفه" بحسب قوله.
وجاء في الرواية التي سردها الحموي، أن الزمخشري لمّا رأى الكتاب الجامع للأمثال، وحسد مؤلفه عليه، مسك قلمه وزاد في حروف اسمه لينال منه ويقلل من شأنه. فأقدم على إضافة حرف النون على اسم الميداني، ليصبح "النميداني".
ويقول الحموي في معجمه إن "النميداني" تعني باللغة الفارسية "الذي لا يعرف شيئاً". بقصد إهانته، غِلاًّ وحسداً.
✳️ سرَد: روایت کرد.. حکایت کرد
✳️ غلّاً: از فرط کینه ورزی. غَلّ نیز اگر با «قلم» به کار رود به معنی جلوگیری از آزادی قلم به کار می رود.
alamke.pdf
حجم:
4.1M
کتابی برای حرفه ای ترها:
به همان اندازه که اهل ادبیات و نویسندگی در زبان فارسی باید با کتاب «غلط ننویسیم» از استاد ابوالحسن نجفی آشنا باشند، اهل ادبیات و نویسندگی در زبان عربی هم باید با کتاب «اخطاء اللغة العربية المعاصرة عند الکُتّاب و الإذاعيين» از استاد احمد مختار از دانشگاه قاهره آشنا باشند. متن کامل این کتاب را به شما عزیزان تقدیم می کنیم. اگر از شبکه های رادیویی و تلویزیونی عربی فصیح استفاده می کنید یا اهل روزنامه خواندن هستید، حتما زمانی را در برنامه ریزی های خود برای مطالعه این کتاب در نظر بگیرید.
از فصل دوم کتاب شروع کنید.
#کتاب
قد تطوّرت[پیشرفت کرده است] الحركة النسوية[جریان فمینیسم] في القرن العشرين وكانت عميدتها الفيلسوفة الفرنسية سيمون دى بوفوار وكتابها «الجنس الثاني » عام 1949 م حينما أعلنت فيه أن المرأة لا تولد امرأةً، بل تصبح امرأةً إشارةً إلى الدور الكبير [نقش برجسته]الذى يقوم به المجتمع في صياغة وضعها كأنثى. ومن هنا عُدّت دي بوفوار الأم الكبرى للفلسفة النسوية المعاصرة. وارتبطت النسوية الجديدة الآن بما بعد الحداثة[پست مدرنیسم] وأصبح منطلقها الأساسي هو نقد ورفض[رد] المركزية، مركزية النموذج الذكوري للإنسان التنويري[آگاه]، الحداثي[مدرن] العاقل، الوجه الآخر للمركزية الأوربية[اروپایی] ومركزية الحضارة[تمدن] الغربية.
✳️ عمید: امیر، فرمانده، سلسله جنبان..
✳️ منطَلَق: این کلمه به معنی نقطه شروع، آغاز و رهایی است: منطلقها الاساسی: منشأ اصلیِ آن. كَانَ مُنْطَلَقُ مَشْرُوعِهِمْ جَيِّداً: بِدَايَةُ مَشْرُوعِهِمْ (مشروع: پروژه).
گاهی «به خاطر» هم ترجمه می شود: ومن منطلق واجبنا.. به خاطر وظیفه مان.. البته در ترجمه فارسی بهتر است به جای «به خاطر»، از معادل «برای» یا «به دلیل» یا مانند آن استفاده شود. مثلا در اینجا «از سر وظیفه.. از باب وظیفه شناسی..». معنی این کلمه در رُواية (رمان) به اقتضای موقعیت، متفاوت ترجمه می شود. مثلا: أنا منطلق الأن: الان شانس با من است.
✳️ التنویر: روشنگری، روشنفکری، بیدارگری. الانسان التنویری: انسان روشن و آگاه. تنوير الراي العام: روشنگری افکار عمومی.
نجد الكاتب شديد التَحامُل على سيرة ابن هشام، كثير النقد لها، ويعتبرها شيئا آخر غير سيرة ابن إسحاق، وصرح بأنه لا يكاد يعتمد عليها إلا قليلا جدا..
✳️ تَحامَلَ عَلی.. : هجمه کرد بر .. جفا کرد بر.. حمله کرد بر.. برخورد متعصبانه کرد با.. اگر این واژه با سایر حروف جر مانند ب، عن یا في به کار برود، معنی متفاوتی پیدا می کند. مثلا: تَحامَلَ فی الامر یعنی کار را به سختی تحمل کرد. یا تَحامَلَ عَنه یعنی از او روی برگرداند. تَحامَلَ علی نفسه به طور خاص یعنی زحمت کار را بر عهده گرفت.
معنى النسوية الإيكولوجية:
ولعلّ ما يعنينا هنا من تيارات[جریانات] الفكر النسوية هذه، ما يطلق عليه في فلسفة البيئة المعاصرة، الإيكولوجيا النسوية، وكما أنه ليس ثمة نسويةٌ واحدةٌ عمومًا، فليس ثمة نسويةٌ إيكولوجيّةٌ واحدةٌ لأن مصطلح النسوية الإيكولوجية يعد مظلةً[سایبان، پناهگاه] تغطى[می پوشاند. اما در اینجا در بر می گیرد ترجمه شود بهتر است] تنوعًا من المواقف التي تمتد جذورها[جذور: ریشه ها] إلى نظرياتٍ وممارساتٍ نسويةٍ مختلفةٍ وأحيانًا متنافسةٍ[رقیب، هماورد].. إن النسوية الإيكولوجية ترتبط، بل وتستند على ذلك الاتحاد القديم بين النساء والطبيعة أو بين الطبيعة والنساء، وقد عبّت[موج برداشت..بالاگرفت.. عَبَّ البَحْرُ: اِرْتَفَعَ مَوْجُهُ] عن هذا الاتحاد القديم حركتان اجتماعيتان حديثتان رصدتهما كارولين ميرشانت؛ هما حركة تحرير [آزاد سازی] النساء التي رمز إلى انطلاقها كتاب بيتي فريدان المثير للجدل Feminine Mystique عام 1963 م. والحركة البيئية التي نشأت تدريجيًّا في عَقد الستينات وشدّت الانتباه في احتفالات يوم الأرض عام 1975 م، لقد كان المشترك بين الحركتين هو منظور المساواة...
✳️ الإيكولوجيا: Écologie یا بوم شناسی. واژه ای که اصالتا فرانسوی است. یکی از شاخه های زیست شناسی است که در آن به رابطه موجودات زنده و محیط آنان پرداخته می شود.
✳️ البيئة به معنی محیط و محیط زیست است . لذا علم البیئة یعنی محیط شناسی، زیست شناسی یا بوم شناسی. الْبيئَةُ الاجْتِمَاعِيَّةُ: محیط اجتماعی.
✳️ عقد: دهه. عقد الستینات: دهه شصتی ها..
✳️ احتفال: جشن، بزرگداشت، مراسم
🔅المعرِض: نمایشگاه
🔅سَجَاد: قالیچه. سجاد یدوی: قالیچه دست باف
🔅أضخم حدث سنوي: بزرگترین رویداد سالیانه. ضَخم: بزرگ.
أجل ولكنه أضخم أضخم بكثير: آره، ولی بزرگتر، خیلی بزرگتر..
🔅 نکته خاص: کلمه معرض در تابلوها و نوشته ها موقع خواندن با فتح راء خونده می شه که غلطه. باید با کسر راء خونده بشه. در افعال ثلاثی اسم مکان در همه حالات بر وزن مَفعَل ساخته می شه و یه استثنا داره. اونم در جایی هست که مضارع فعلی که ازش اسم مکان ساخته می شه، حرف ماقبلش مکسور باشه. مثل یَعرِض، یَصرِف، یَهبِط و ... که اسم مکانشون همه مکسور می شه: مَعرِض، مَهبِط، مَصرِف، مَوعِد، مَوقِع..
برای همین مَعرِض درسته و بهتره از این غلط رایج پرهیز کرد.
غاليلو[گالیله] (1564-1642م) : شخصيَّةٌ شهيرةٌ؛ بسببِ المكتشفاتِ التي توصَّلَ إليها؛ فهو واحدٌ من كبارِ علماءِ زمانِهِ بالحسابِ والفيزياءِ والفلكِ، ومكتشفُ حركةِ دورانِ الأرضِ حولَ الشّمسِ، ومن أبرزِ إنجازاتِهِ[و از برجسته ترین موفقیت های وی..] أَنَّهُ شاهدَ: بمنظاره[تلسکوپ، دوربین] كثيرا من النجوم الجديدة التي لا تراها العين المجردة[چشم غیر مسلح]. وأدى به ذلك إلى الكشف الشهير لأربعة من النُجَيمات الصغيرة حول المريخ. ولقد أدى ذلك إلى إحداث عاصفة[این کشف طوفانی به پا کرد]. ذلك لأن هذا الكشف سوف يعني أن الأرض ومعها القمر من المحتمل جدا أن تكون كوكبا يدور حول الشمس مثل المريخ. ومن هنا رفض[رد کردند] العلماء و المثقفون دعوة غاليليو للنظر في منظاره لكي يروا بأنفسهم المريخ و النجيمات الصغيرات من حوله، حتى لا يفسد إيمانهم بالدين☺️ (رينيه ديكارة، تأملات ميتافيزيقية، ترجمة كمال الحاج، منشورات عويدات، بيروت 1961، ص 63) .
🔅 إنجاز: موفقیت، کار بزرگ، هنر، انجام و اتمام کار.. انجاز المهمة : انجام مأموريت.
🔅 المُثَقفون: فرهیختگان، روشنفکران، فرهنگیان، تحصیل کردگان..
نکته: علی رغم ادعای نویسنده، گالیله کاشف حرکت دورانی زمین نبود. بلکه گالیله از کوپرنیک و کوپرنیک هم از ابوریحان بیرونی گرفته بود.
بریده ای از کتاب حوار مع مبشر، احمد دیدات.
🔅 قسّیس: کشیش
🔅 یقطن فی لندن: مقیم لندن، ساکن لندن
🔅 کوب به خلّ: قدح/ ظرف/ جام سرکه
🔅 علی التَوّ: فورا
🔅 بدون تريّث: بی درنگ، بی معطلی
🔅 خرج من مجلسه هاربا: از جلسه گریخت/ پا به فرار گذاشت..
آیات مورد اشاره در این ماجرا:
انجیل مَرقُس فصل [الإصحاح] 16: آیات:
17 وهذه الآیات تتبع المومنین. یخرجون الشیاطین باسمی ویتکلمون بألسنة جدیدة.
18 یحملون حیّات[مارها] وان شربوا شیئا ممیتا لا یضرهم ویضعون ایدیهم على المرضى فیبرأون.
عهدین به زبان عربی ترجمه های مختلفی دارد. مناسب ترین و معتبرترین ترجمه عربی عهدین نزد مسیحیان ترجمه وان دایک (فاندایک = Smith & Van Dyke 1865) است که آیات فوق را از این ترجمه برای شما نقل کردم. در متون عربی خود سعی کنید به این ترجمه ارجاع بدهید. کتاب های احمد دیدات در مناظره با مسیحیان ، برای آشنایی شما با اصطلاحات تخصصی مربوط به مسیحیت، کمک خوبی به شما می کند. کتاب های جذاب ، مختصر و مفیدی است.
مناظرتان-في-استكهولم-بين-أحمد-ديدات-واستانلي-شوبيرج.pdf
حجم:
5.5M
از کتاب های احمد دیدات این کتاب که حاوی دو تا از مناظرات وی در استکهلم است را به شما تقدیم می کنم. خواندنی و جذاب است. کتاب های دیدات به فارسی و انگلیسی هم وجود دارد. ولی پیشنهاد می کنم به عنوان تمرین ترجمه، یکی از کتاب های دیدات را به دلخواه خودتان برای ترجمه انتخاب کنید. معمولا آثارش کم حجم هستند و پر مخاطب. اگر عزیزی علاقمند به ترجمه جهادی در این زمینه بود برای راهنمایی بیشتر می تواند در پیام خصوصی اعلام کند.
#کتاب
برگزیده ای از متن رمانی جذاب در نقد الحاد:
🔅 دراجة: دوچرخه
🔅 أعقد: پیچیده تر..
🔅 تجمد مکانه: سر جایش خشکش زد/ همانجا خشکش زد / خشکش زد..
🔅 مباغِت: غیر منتظره، غافلگیر کننده. الردود المباغتة: پاسخ های غیر مترقبه. هُجومُ مباغت: حمله برق آسا..
🔅 طفرات (طفرات جينية): جهش های ژنتیکی
🔅 عشوائية: تصادفی، رندوم، یهویی، بی حساب و کتاب
🔅 بلايين: جمع بیلیون: میلیاردها
🔅 محاولة: معنی رایج محاوله، کوششه ولی در اینجا محاوله به معنی آزمایش اومده.
🔅 فشلت: شکست خورده
🔅 صدفة: تصادفی
برشی از گفتگو با جوان ملحد:
🔅 تَفَلَّتَ: رها شد.. کیف یمکن له ان یتفلت من الزمن: چگونه می تواند از زمان رها شود/از زمان بگریزد/ فرازمانی باشد..
🔅 تُخَضّعَ: از ریشه خضوع و معنی رایج آن فروتنی است اما در اینجا به معنی فروکاستن و پایین آوردن است. کیف یُمکن اَن تُخَضّعَه لقوانین..: چطور ممکن است او را در حد قوانین.. پایین بیاوری.. انها تخضع لعملية: خودش رو به عمل جراحی سپرده..
🔅 حبل سری: بند ناف
🔅 یرفض: رد می کند
🔅 روبوتين: دو ربات
🔅 بطاريات: باطری ها
🔅 فلا تخضّع الاله لمقاييسک: خدا را به مقیاس های خودت(فهم خودت/ سنجش خودت) پایین نیار/ کوچک نکن