🔅المعرِض: نمایشگاه
🔅سَجَاد: قالیچه. سجاد یدوی: قالیچه دست باف
🔅أضخم حدث سنوي: بزرگترین رویداد سالیانه. ضَخم: بزرگ.
أجل ولكنه أضخم أضخم بكثير: آره، ولی بزرگتر، خیلی بزرگتر..
🔅 نکته خاص: کلمه معرض در تابلوها و نوشته ها موقع خواندن با فتح راء خونده می شه که غلطه. باید با کسر راء خونده بشه. در افعال ثلاثی اسم مکان در همه حالات بر وزن مَفعَل ساخته می شه و یه استثنا داره. اونم در جایی هست که مضارع فعلی که ازش اسم مکان ساخته می شه، حرف ماقبلش مکسور باشه. مثل یَعرِض، یَصرِف، یَهبِط و ... که اسم مکانشون همه مکسور می شه: مَعرِض، مَهبِط، مَصرِف، مَوعِد، مَوقِع..
برای همین مَعرِض درسته و بهتره از این غلط رایج پرهیز کرد.
غاليلو[گالیله] (1564-1642م) : شخصيَّةٌ شهيرةٌ؛ بسببِ المكتشفاتِ التي توصَّلَ إليها؛ فهو واحدٌ من كبارِ علماءِ زمانِهِ بالحسابِ والفيزياءِ والفلكِ، ومكتشفُ حركةِ دورانِ الأرضِ حولَ الشّمسِ، ومن أبرزِ إنجازاتِهِ[و از برجسته ترین موفقیت های وی..] أَنَّهُ شاهدَ: بمنظاره[تلسکوپ، دوربین] كثيرا من النجوم الجديدة التي لا تراها العين المجردة[چشم غیر مسلح]. وأدى به ذلك إلى الكشف الشهير لأربعة من النُجَيمات الصغيرة حول المريخ. ولقد أدى ذلك إلى إحداث عاصفة[این کشف طوفانی به پا کرد]. ذلك لأن هذا الكشف سوف يعني أن الأرض ومعها القمر من المحتمل جدا أن تكون كوكبا يدور حول الشمس مثل المريخ. ومن هنا رفض[رد کردند] العلماء و المثقفون دعوة غاليليو للنظر في منظاره لكي يروا بأنفسهم المريخ و النجيمات الصغيرات من حوله، حتى لا يفسد إيمانهم بالدين☺️ (رينيه ديكارة، تأملات ميتافيزيقية، ترجمة كمال الحاج، منشورات عويدات، بيروت 1961، ص 63) .
🔅 إنجاز: موفقیت، کار بزرگ، هنر، انجام و اتمام کار.. انجاز المهمة : انجام مأموريت.
🔅 المُثَقفون: فرهیختگان، روشنفکران، فرهنگیان، تحصیل کردگان..
نکته: علی رغم ادعای نویسنده، گالیله کاشف حرکت دورانی زمین نبود. بلکه گالیله از کوپرنیک و کوپرنیک هم از ابوریحان بیرونی گرفته بود.
بریده ای از کتاب حوار مع مبشر، احمد دیدات.
🔅 قسّیس: کشیش
🔅 یقطن فی لندن: مقیم لندن، ساکن لندن
🔅 کوب به خلّ: قدح/ ظرف/ جام سرکه
🔅 علی التَوّ: فورا
🔅 بدون تريّث: بی درنگ، بی معطلی
🔅 خرج من مجلسه هاربا: از جلسه گریخت/ پا به فرار گذاشت..
آیات مورد اشاره در این ماجرا:
انجیل مَرقُس فصل [الإصحاح] 16: آیات:
17 وهذه الآیات تتبع المومنین. یخرجون الشیاطین باسمی ویتکلمون بألسنة جدیدة.
18 یحملون حیّات[مارها] وان شربوا شیئا ممیتا لا یضرهم ویضعون ایدیهم على المرضى فیبرأون.
عهدین به زبان عربی ترجمه های مختلفی دارد. مناسب ترین و معتبرترین ترجمه عربی عهدین نزد مسیحیان ترجمه وان دایک (فاندایک = Smith & Van Dyke 1865) است که آیات فوق را از این ترجمه برای شما نقل کردم. در متون عربی خود سعی کنید به این ترجمه ارجاع بدهید. کتاب های احمد دیدات در مناظره با مسیحیان ، برای آشنایی شما با اصطلاحات تخصصی مربوط به مسیحیت، کمک خوبی به شما می کند. کتاب های جذاب ، مختصر و مفیدی است.
مناظرتان-في-استكهولم-بين-أحمد-ديدات-واستانلي-شوبيرج.pdf
حجم:
5.5M
از کتاب های احمد دیدات این کتاب که حاوی دو تا از مناظرات وی در استکهلم است را به شما تقدیم می کنم. خواندنی و جذاب است. کتاب های دیدات به فارسی و انگلیسی هم وجود دارد. ولی پیشنهاد می کنم به عنوان تمرین ترجمه، یکی از کتاب های دیدات را به دلخواه خودتان برای ترجمه انتخاب کنید. معمولا آثارش کم حجم هستند و پر مخاطب. اگر عزیزی علاقمند به ترجمه جهادی در این زمینه بود برای راهنمایی بیشتر می تواند در پیام خصوصی اعلام کند.
#کتاب
برگزیده ای از متن رمانی جذاب در نقد الحاد:
🔅 دراجة: دوچرخه
🔅 أعقد: پیچیده تر..
🔅 تجمد مکانه: سر جایش خشکش زد/ همانجا خشکش زد / خشکش زد..
🔅 مباغِت: غیر منتظره، غافلگیر کننده. الردود المباغتة: پاسخ های غیر مترقبه. هُجومُ مباغت: حمله برق آسا..
🔅 طفرات (طفرات جينية): جهش های ژنتیکی
🔅 عشوائية: تصادفی، رندوم، یهویی، بی حساب و کتاب
🔅 بلايين: جمع بیلیون: میلیاردها
🔅 محاولة: معنی رایج محاوله، کوششه ولی در اینجا محاوله به معنی آزمایش اومده.
🔅 فشلت: شکست خورده
🔅 صدفة: تصادفی
برشی از گفتگو با جوان ملحد:
🔅 تَفَلَّتَ: رها شد.. کیف یمکن له ان یتفلت من الزمن: چگونه می تواند از زمان رها شود/از زمان بگریزد/ فرازمانی باشد..
🔅 تُخَضّعَ: از ریشه خضوع و معنی رایج آن فروتنی است اما در اینجا به معنی فروکاستن و پایین آوردن است. کیف یُمکن اَن تُخَضّعَه لقوانین..: چطور ممکن است او را در حد قوانین.. پایین بیاوری.. انها تخضع لعملية: خودش رو به عمل جراحی سپرده..
🔅 حبل سری: بند ناف
🔅 یرفض: رد می کند
🔅 روبوتين: دو ربات
🔅 بطاريات: باطری ها
🔅 فلا تخضّع الاله لمقاييسک: خدا را به مقیاس های خودت(فهم خودت/ سنجش خودت) پایین نیار/ کوچک نکن
✳️ در فارسی ما عادت کرده ایم در نوشتن بین «ی» با «ي» تفاوتی قائل نمی شویم. عرب زبانان هم این خطا را زیاد مرتکب می شوند. مثلا در این تابلو این اشتباه به وضوح مشاهده می شود. «عليّ» علیه السلام، با یاء مشدد اسم علم است و با «علی» با الف مقصوره که حرف جر است فرق می کند. اما در اینجا به جای عليّ ، علی نوشته اند.
در تعدادی از کلمات دیگر هم این مشکل وجود دارد. مثل «أبی» به معنی سر باز زد و «أبي» به معنی پدرم. این دو نقطه را در نگارش جدی بگیرید.
یک مثال دیگر می زنم. در بعضی از کشورهای عربی اسم «يسري» برای مرد به کار می رود و اسم «يسری» برای زن. کافی است در مورد این دو نقطه اشتباه عمل کنید تا مردی را زن کنید یا بالعکس. پس عربی را پاس بدارید. ☺️
برای ورود به پیج ما در اینستاگرام، لینک زیر را لمس کنید:
https://www.instagram.com/islamicdialogs/
الدين والفهم الميكانيكي للتفكير
إن أبحاث الذكاء الاصطناعي[هوش مصنوعی] مرتبطة بالمعتقدات الدينية في الكثير من الموارد، وهي تثير[بر می انگیزد] الكثير من الأسئلة في هذا الشأن، ويمكن بيان بعض هذه الأسئلة على النحو الآتي:
1 ـ هل الفهم الموجود في الذكاء الاصطناعي ينسجم مع الدين؟
2 ـ ألا تثير الفرضيات القائمة في الذكاء الاصطناعي نقاشاً حاداً[مناقشه تند] حول تفوّق[برتری] الإنسان على سائر الكائنات؟
3 ـ ألا يكتسب أسمى نشاط بشري[عالی ترین فعالیت بشری] ـ وهو النشاط المتمثّل بـ (التفكير) ـ في ضوء[در پرتو] الذكاء الاصطناعي صبغة مادية وطبيعية؟
4 ـ هل يثبت الذكاء الاصطناعي أن جميع النشاطات البشرية الكبيرة قابلة للتفسير بشكل طبيعي؟
يبدو أن أسئلة من هذا النوع ترتبط في نهاية المطاف[سرانجام، پایان کار، پایان]، بالسؤال الأول، وأن السؤال الأول أكثر جوهرية[بنیادی تر] منها. ومن هنا سنكتفي بطرح هذا السؤال ومناقشته من المنظار الديني[از نظر دین].
إن جوهر[اساس]«الذكاء الاصطناعي» هو الفهم الميكانيكي للتفكير؛ وإن التفكير لا يعدو أن يكون مجرّد القيام بخطوات ميكانيكية تتمثل بـ (تغيير الرموز[دستکار نمادها]). وهذه هي العملية التي تقوم بها الآلة[ماشین]. ومن هنا فإن التفكير بمعناه الحقيقي لا يختص بالبشر، أو بعبارة أخرى: إن التفكير من مختصات الآلة.
في الرؤية الدينية يمتاز الإنسان من سائر الموجودات في العالم بميزة خاصة. وإن هذه الميزة[امتیازات] لا تختزل[خلاصه نمی شود] بطاقاته[طاقات: قوا] الروحية والمعنوية فقط، بل هي مرتبطة أيضاً بقواه الفكرية والعقلية أيضاً. وإن اتصاله بعالم الغيب والتوصل إلى دور[نقش] الله سبحانه وتعالى في مصيره[سرنوشتش] يكمن[پنهان می شود.] إلى حدّ ما في قواه وطاقاته الإدراكية والعقلية.
لقد اختزل سيرل[جان سرل، از فیلسوفان سرشناس تحلیلی] الفارق الهام بين الذكاء الاصطناعي والعقل الطبيعي للبشر في فهم اللغة. إن القدرة على فهم اللغة تختص بالطاقات العقلية الخاصة. وإن اللغة ظاهرة هامة للغاية إلى الحدّ الذي قام معه بعض الفلاسفة بتعريف الإنسان بأنه «حيوان متكلم». ولكننا بالرجوع إلى آيات القرآن الكريم نجد أنه يشير إلى امتيازات أخرى للبشر، ويمكن لهذه الامتيازات أن تكون هي الوجه والفارق الهام الذي يميّز الإنسان من الآلة.
ترجمه عربی بخشی از مقاله دین و هوش مصنوعی از دکتر علی رضا قائمی نیا
تَفَقَّدَ* (بازديد کرد) القائدُ* العامُّ (فرمانده کل) لِلحَرَس* الثّورِيِّ* الإيرانيِّ (سپاه پاسداران ايران)، اللِّواءُ* (سرتيپ) حُسين سلامي القُوّاتِ* المنتشرةَ (نيروهای موجود) في الجُزُرِ الثّلاثِ المتنازَعِ عليها* (مورد نزاع) مع الإماراتِ.
وحذَّرَ (هشدار داد) القائدُ العسكريُّ "غُرَفَ الفكرِ (اتاقهای فکر) وقياداتِ* الحربِ (فرماندهان نظامی) لَدى* (در ـ مال ـ برای) جَبهَةِ العَدُوِّ مِن القيامِ ب*أيِّ (اقدام به هر گونه) تحرُّكٍ مُتَهَوِّرٍ* (احمقانه) ضِدَّ* الشّعبِ الإيرانيِّ (ملت ايران)"؛ مُؤكِّداً* أنّه «لو حَصَلَ أيُّ خطأٍ في حسابات (محاسبات) الأعداءِ، سنُغَيِّرُ الإستراتيجيَّةَ* الدِّفاعيّةَ في البلاد إلى الهجوميّةِ، وتَتَحَوَّلُ* (تبديل میشود) كافّةُ طاقاتِنا* (همهی ظرفيتها/توانائیهای ما)هجوميّةً» وَفقاً* (بنا به نقل) لِوَِكالةِ* الأنباءِ* الإيرانيّةِ (خبرگزاری ايران).
ونَوَّهَ* (اينجا: تأکيد کرد/اشاره کرد) بقوّةِ الاستشرافِ (اِشراف) وجاهِزيّةِ* (آمادگی) الوَحَداتِ* البَحرِيّةِ (واحدهای دريائی) التّابعةِ لِ* (وابسته به) الحَرَسِ في حماية (صيانت) المياهِ الإقليميّةِ* (آبهای سرزمينی) الإيرانيّةِ؛ قائلاً* إنّ «مِنطقةَ الخليج الفارسيِّ ومَضِيقَ* (تنگه) هُرمُزَ والجُزُرَ (جزيرهها) والشّواطِئَ* المتعلِّقةَ بها* (سواحل آن) هي مِنطقةٌ حَسّاسةٌ* وحَيَويّةٌ* (حياتی) لَيستْ لِإيرانَ فقط (نه فقط برای ايران) وإنّما* لِلعالَمِ أجمعَ (برای همهی جهان)، وتُشَكِّلُ (تشکيل میدهد) جُزءاً لا يَتجَزّأُ* (جزء لا ينفکّ/جدائیناپذير) مِنَ الاقتصادِ العالمَيِّ (جهانی).
والجُزُرُ الثّلاثُ هي أبو موسى، وطُنبُ الكبرى*، وطُنبُ الصغرى، وكانتْ تَحتَلُّها* (اشغال کرده بودند) قوّاتٌ بريطانيّةٌ (نيروهای انگليسی) انسَحَبَتْ* (عقب نشينی کردند) منها عامَ 1971 [ألفٍ وتسعِمئةٍ وواحدٍ وسبعينَ]، ل*تَدخُلَها القوّاتُ الإيرانيّةُ، وتَبقى فيها منذُ ذلك الحينِ، إذ* (چرا که) تقولُ طَهرانُ* إنّ تبعيّةَ (تابعيت) الجزرِ تَعودُ لها* (به او برمی گردد)، بينما* (در حالی که) تُؤكِّدُ الإماراتُ أحقِّيَّتَها* (حقانيت خود) في الجزرِ.
وجاءتِ السّيطرةُ الإيرانيّةُ على الجُزُرِ في عامِ* 1971، أي قبلَ فَترةٍ قصيرةٍ (مدتی کوتاه) مِن استقلالِ سبعِ إماراتِ (أبوظبي، ودبي، والشارقة، وعَجمان، ورأس الخيمة، وأم القَيوَين*، والفُجَيرة) عن بريطانيا، واتّحادِها معاً* في دَولة الإماراتِ العربيّةِ المتّحدةِ*.
والموقِفُ المُعلَنُ (اعلام شده) الدّائمُ للإماراتِ هو حَثُّ* (تشويق) طَهرانَ على التّفاوُضِ (مذاکره)، أو قَبولُ إحالةِ (ارجاع) النّزاعِ إلى مَحكَمَة العدلِ الدَّوليَّةِ في لاهاي* (دادگاه بين المللی لاهه)، بَينَما تُصِرُّ إيرانُ على أنَّ سيادتَها (حاکميتش) على الجُزُرِ ليست محلَّ نِقاشٍ (قابل مذاکره)، وتدعُو الطَّرفَ الإماراتيَّ إلى "تَفَهُّمِ الموقِفِ*." (فهميدن اين وضع/مسأله/قضيه)
(این متن و توضیحات آن از بنده نیست. از استاد زاهد پور عزیز است.)
توضيحات لغوی، صرف، نحوی کلمات ستاره دار از متن فوق:
🔹تفَقَّدَ : در فارسی به معنی بازديد بکار میرود، اما بازديد دلجويانه، ولی در عربی چنين نيست. معادل دقيق اين کلمه در فارسی میتواند «سر زدن» باشد که در جملاتی اينچنين بکار میْرود:«به نيروهای تحت امر خود سر زد».
🔹القائدُ : معنی رهبر میدهد، اما در امور نظامی به معنی فرمانده است. جمع آن قادة و قُوّاد است. دومی البته کمتر بکار میرود؛ چون احتمال میرود «قَوّاد» خوانده شود.
🔹الحَرَس: اسم جمع است؛ مثل قوم؛ يعنی: محافظتکنندگان که اصطلاح شده برای «پاسداران».
🔹الثّورِيِّ: منسوب به «ثَورة». میدانيم که وقتی اسمی در عربی منسوب میشود، علامت تأنيث آن حذف میشود. اينجا هم «ة» حذف شده است.
🔹اللِّواءُ : هم به معنی سرلشکر (و در برخی منابع سرتیپ) است و هم به معنی تيپ (واحد نظامی). البته هر دو استعمالات جديد است؛ چون در عربی کهن به معنی پرچمی است که کوچکتر از عَلَم است. در توضيح «اللواء» در المعجم الوسيط آمده: «عددٌ مِن الکتائبِ (چند گردان). رتبةٌ عسکريّةٌ فوقَ العقيدِ ودونَ الفريقِ (درجهی نظامی مافوق سرهنگ و پايينتر از سرلشکر)».
القُوّاتِ: جمع قُوّة. به معنی نيروی نظامی که استعمالی جديد است. در قديم متضاد «ضَعف» بکار میرفته است.
🔹المتنازَعِ عليها: کلمة «تنازع» با حرف «علی» بکار میرود. وقتی کلمهای با حرفی بکار رود، هنگام مجهول کردن يا کاربست اسم مفعول آن، آن کلمه به صورت مفرد میآيد و جنس (مذکر و مؤنث) و عدد (مفرد، مثنی، جمع) با متصل شدن ضمير يا اسم به حرف جرّ نشان داده میشود. مثال معروفش در قرآن عبارت «المغضوب عليهم» است. کلمهی «غضب» با «علی» بکار میرود. غضِبَ اللهُ عليه يعنی: خدا بر او خشم گرفت. حال، کسی که خدا بر او خشم گرفته است میشود: مغضوب عليه. اگر دو نفر باشند که خدا بر آنها خشم گرفته است، میشود: مغضوب عليهما. اگر چند زن باشند، میشود: مغضوبٌ عليهنّ. اگر هم بخواهيم فعل مجهول بکار ببريم میگوييم: غُضِبَ يا يُغضَبُ علی الرجال/علی النساء/عليهم/عليهما/عليهن.
نکتهی مهم آن است که حتماً فعل يا اسم مفعول بايد به صورت مفرد مذکر غائب باشد؛ بنا بر اين، «مغضوبون عليهم» نداريم. «مغضوبون» به تنهائی هم نداريم. البته در فارسی بکار میبريم (مثل: مغضوبين زمين اثر فرانتس فانون)، اما در عربی نيست. اکنون بياييم سراغ «متنازع عليها». چون سخن از نزاع بر سر جزاير سهگانه است، و «جُزُر» که جمع جزيرة است، جمع غير ذوی العقول است با آن معاملهی مفرد مؤنث میشود، لذا گفته شده: «متنازعٌ عليها». اگر با آن معاملهی جمع مؤنث میشد، گفته میشد: «متنازع عليهنّ».
🔹قيادات: اين کلمه در اصل جمع «قيادة» است که «قيادة» به معنی فرماندهی يا رهبری است؛ يعنی: مصدر يا اسم مصدر است، اما اينجا استعمال مصدر به معنای اسم فاعل شده و به معنای «قادة» يا «قُوّاد» است.
🔹لدى: اين کلمه چند معنی دارد: 1 نزد 2 از ديدگاه 3 دم/نزديک (لدی الباب: دمِ در) 4 معنای مالکيت که اينجا به همين معناست. همچنين در مثال: «کَم لَدَيهِ إخوةً؟» يعنی: چند برادر دارد.
🔹القيامِ ب: از استعمالات جديد «قام يقومُ» است که با حرف جرّ «ب» بکار رفته و معنای اقدام کردن، دست زدن و انجام دادن میدهد.
🔹متَهَوِّرٍ : تهوّر در فارسی به معنای جسارت يا بیباکی است. جسارت يا بیباک کسی است که بدون فکر يا بی خردورزی کاری را انجام میدهد. البته در زبان فارسی لزوماً معنای منفی ندارد. در اينجا صفت «احمقانه» به همين مناسبت در ترجمهی آن بکار رفت. مثال ديگر: «مِن الضّروريِّ تَجَنُّبُ أيِّ عملٍ مُتَهَوِّرٍوخَطيرٍ يُشكِّلُ انتهاكاً صارخاً لِميثاقِ الأُمَم المتّحدةِ»: لازم است از هر کار غير عاقلانه/احمقانه و خطرناکی که زير پا گذاشتن صريح منشور سازمان ملل است خودداری شود.
🔹ضدَّ: اين کلمه منصوب است بنا بر نائب/جانشين مفعول مطلق بودن. يعنی در اصل بوده: تهوّراً ضِدَّ. خود «ضِدّ» هم بر وزن «فِعل» است که از اوزان غير مشهور صفت مشبَّهه/مُشبِهه است. مانند: صِفر به معنای خالی.
🔹مؤكِّداً: پيشتر هم گفتهايم که در عربی به جای آنکه فعل بياورند و بر فعل قبلی عطف کنند، فعل دوم را به صورت حال میآورند. در اينجا میشده است بگويد: حذَّر و أَکّدَ.
🔹أنّه: چون فعل «أکَّدَ» متعدی است و به مفعولٌ به نياز دارد، همزه در اينجا مفتوح آمد. يکی از مباحثی که برای نحوآموزان دشوار است ندانستن اين نکته است که کجا «إنّ» خوانده شود و کجا «أنّ»؟ يکی از ملاکها که در بسياری جاها بکار میآيد آن است که ببينيم اگر در جمله به مبتدا، اسم نواسخ، فاعل، نائب فاعل يا مفعول نياز داريم، آنجا را بايد «أَنّ» به فتح همزه خواند.
🔹حصَلَ: اينجا به معنی حَدَثَ است؛ يعنی: رخ داد.