eitaa logo
| Nσʋҽʅ |Rσԋααɱ|
133 دنبال‌کننده
39 عکس
6 ویدیو
0 فایل
| աɛʟƈօʍɛ | ռօʋɛʟ ʀօɦǟǟʍ رهام؛بةمعناي رهایےیا؋ـتة! بةقلم؛پناة @pv_niayesh2 ناشناس https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=U9mPkxzwcgi8xV6z&btn=
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑵𝑶𝑽𝑬𝑳 "𝒓𝒐𝒉𝒂𝒂𝒎" | 𝒇𝒂𝒔𝒍 1 | 𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟕𝟖 حامی جلوی راهمو گرفت حامی: باز شروع کردی آتش‌پاره؟ +من کاری نکردم، شما چرا این‌قدر عصبی‌ای؟ حامی: من عصبی نیستم +از صورتت مشخصه حامی: تو بهتره قبل از اینکه درباره‌ی صورت من نظر بدی، یه نگاهی به رفتار خودت بندازی +رفتار من چه ایرادی داره؟ حامی: اینکه هر جا میری، یه نفر باید دنبالت بیاد جمع‌وجورت کنه ༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯ ᴛᴏ ʙᴇ ᴄᴏɴᴛɪɴᴜᴇᴅ ..... ✧اבامهـ‌ בارב✧ ᴄᴏᴘʏ?ɴᴇᴠᴇʀ! کپی؟بـہ هیچ وجه ᴡʀɪᴛᴇʀ; ᴘᴀɴᴀʜ بـہ قلم: پناه
𝑵𝑶𝑽𝑬𝑳 "𝒓𝒐𝒉𝒂𝒂𝒎" | 𝒇𝒂𝒔𝒍 1 | 𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟕𝟗 +به تو ربطی نداره ، برج زهرمار حامی ابروشو بالا انداخت حامی: خیلی به لقبی که برای من انتخاب کردی وابسته شدی +چون کاملا برازندته حامی: آتش‌پاره هم دقیقا برازنده‌ی توئه +حداقل من وانمود نمی‌کنم آدم خونسردی‌ام حامی: وانمود؟ +آره مخصوصا وقتی یه چیزی مطابق میلت پیش نمیره حامی چند لحظه نگام کرد ༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯ ᴛᴏ ʙᴇ ᴄᴏɴᴛɪɴᴜᴇᴅ ..... ✧اבامهـ‌ בارב✧ ᴄᴏᴘʏ?ɴᴇᴠᴇʀ! کپی؟بـہ هیچ وجه ᴡʀɪᴛᴇʀ; ᴘᴀɴᴀʜ بـہ قلم: پناه
𝑵𝑶𝑽𝑬𝑳 "𝒓𝒐𝒉𝒂𝒂𝒎" | 𝒇𝒂𝒔𝒍 1 | 𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟖𝟎 حامی: منظورت چیه؟ +هیچی... مثلا وقتی میبینی یکی با من حرف میزنه حامی: من برای حرف زدن تو با بقیه مشکلی ندارم +مطمئنی؟ حامی: کاملا +پس چرا از وقتی آرمان صدام زد، قیافت این شکلی شده؟ حامی با خونسردی گفت: حامی: چون صدای تو از اون سر سالن هم به اندازه کافی روی اعصابه +آهان... پس مشکل صدای منه حامی: دقیقا ༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯ ᴛᴏ ʙᴇ ᴄᴏɴᴛɪɴᴜᴇᴅ ..... ✧اבامهـ‌ בارב✧ ᴄᴏᴘʏ?ɴᴇᴠᴇʀ! کپی؟بـہ هیچ وجه ᴡʀɪᴛᴇʀ; ᴘᴀɴᴀʜ بـہ قلم: پناه
𝑵𝑶𝑽𝑬𝑳 "𝒓𝒐𝒉𝒂𝒂𝒎" | 𝒇𝒂𝒔𝒍 1 | 𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟖𝟏 +خیله خب برج زهرمار، باور کردم از کنارش رد شدم صدای حامی پشت سرم اومد: حامی: ماهلین برگشتم: حامی: زیادی مطمئنی که می‌تونی حرص منو دربیاری لبخند زدم +چون میتونم حامی چیزی نگفت فقط با همون اخم همیشگی نگام کرد ༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯ ᴛᴏ ʙᴇ ᴄᴏɴᴛɪɴᴜᴇᴅ ..... ✧اבامهـ‌ בارב✧ ᴄᴏᴘʏ?ɴᴇᴠᴇʀ! کپی؟بـہ هیچ وجه ᴡʀɪᴛᴇʀ; ᴘᴀɴᴀʜ بـہ قلم: پناه
رمان عشق پنهان عشقی که هیچ کس فکرشو نمیکرد... ____ قسمتی از رمان: حامی: خب کجا بریم؟ کیوان: من یه کافه میشناسم کمند: رفتم سمت میزشون فرید: اوووو دادا حامی ما عاشق شدهههه ساغر: حالا کی هست؟ باران: مبارک باشهههه برای ادامه‌ی رمان بیاین چنل زیر: https://eitaa.com/AlaSj1393
روزتون مبارک خوشگلای مننن✨🎀 -فور نیست-