eitaa logo
رختکن
9 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
«مردی که چاد پیشش بود با دست آسیب دیده، او را با خودش این طرف و آن طرف می‌برد و از دست دو پلیس فرار می‌کرد.» لعنتی بچه رو ول کن. خواهش می‌کنم. ~~~ سچمسچسنسچسنسچ
اشک‌های لارنس روانه شد و فریاد زد:《اون دیگه وجود نداره، داگلاس کشتش.》 داگلاس با اینکه دلم برات می‌سوزه ازت متنفرم. به‌خاطر بلایی که سر اسپایک و خانوادش اومد، بلایی که سر راج و کلاغ و کلی جوون آوردی و بلایی که قراره الان سر یه نفر بیاد. ~~~ ++++ 💔💔
《من برای خودم می‌جنگم.》 و چند نفرو قربانی می‌کنی. ~~~ متاسعانه
«در همان لحظه درد خودش را به آنها رساند.» نه نه نه نه نه. ~~~ کاش زمان متوقف می‌شد
به سمت لارنس نشونه* رفت فکر کنم اینجا یکم زیادی رفتی تو حس👈🏻👉🏻 ~~~ 🤣😭 درستش می‌کنم مرسییی
گلوله سه تن را شکافته بود، درد سه نفر را از پا درآورده بود نه نه نه. ~~~
یک خانه با پیتر و کوین، یک خانه بزرگ و یک اتاق. شاید به چندین شکلات، شاید به مدادرنگی‌ها و اسباب‌بازی‌های نو. الان بیشترین کسی که نابود شد پیتر بود. کوین و بعدم چاد. ~~~~ اسپایک چی؟
مگر شما رحم ندارید؟ نه راوی عزیزم. نویسنده بی رحمه. نویسنده داستان همه ما بی‌رحمه. ~~~ زندگی بی رحمه خواننده من
شاید کوین را می‌دید، کوین که او را محکم در آغوش می‌کشید و در گوشش می‌گفت:《لازم نیست بترسی‌... حالا جات امنه.》 شاید کوین زودتر رفت که از اون ور مراقب چاد باشه. که حواسش بهش باشه. ~~~ چقدر قشنگ :)))
«پسری که بزرگ می‌شد و جز مشت و هاکی هیچ نمی‌یافت. پسری که اسم کاملش مانند پدرش هاوارد بود اما هیچکس او را اینگونه صدا نمی‌کرد، پسری که او نیز یک پسر خیابان بود.» ویدار الان یهو این وسط این مثل یه باریکه امید بود تا به سرگذشت این بچه امیدوار بشم. ~~~ خیلی ناگهانی دلم خواست فردریک بکمن بازی در بیادم و اشاره کنمم