هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
📜 #متن |🔰هنوز چوبیم !
🪵انسان در يك نگاه مى تواند عظمت و قدر خويش را بشناسد و از قناعت ها و سستى هايش آزاد گردد.
🪵او مى بيند تمام هستى به او منتهى شده و مسخّر او هستند.همه به او رسيده اند... او مى بيند از سنگ، از خاك، از خورشيد، از شاخه ها و درخت ها، جلوتر است ... اما نه جوشش دارد و نه رويش و نه جنبش و نه شكوفه و نه كوششى.
🪵 سنگها فجر داشته اند و شكافته شده اند، اما من فجرى نداشته ام و نجوشيده ام ... خاكها اين همه رويانده اند، اما من رويشى نداشته ام . خورشيدها، اين همه حركت و جنبش، اين همه بخشش و دهش داشته اند، اما من هيچ نورى و حرارتى و هيچ شورى و جنبشى، نيافريده ام!
🪵وقتى هنگام بهار، به باغ مى رفتم و شاخه ها را غرق در شكوفه مى ديدم، راستى شرمم مى آمد كه چندين بهار بر ما گذشته و هنوز چوبيم ... ولى چوب هاى مرده شكفته اند و در گل، غرقند ...
🪵اين ديدارها و مقايسه ها انسان را، از قناعت ها، جدا مى كنند و او را پيش مى آورند.
🪵 همين كه همت ها، عالى شدند و خواسته ها فراتر رفتند، جوشش ما زيادتر مى شود و نهفته ها و پنهان ها رو مى آيند.
🪵 كسى كه خواسته اش دم دستش، هست، حتى از پاهايش استفاده نمى برد. ولى اگر خواسته هايش دورتر شد، مى رود و راه مى افتد. و همين طور، مركب ها را استخدام مى كند و همين طور مركب مى سازد و حتى سفينه ها را به ماه مى فرستد.
🪵 توجه به ارزش ها و عظمت ها به انسان همت مى دهد. و همت ها او را به جريان مى اندازند و استعدادهاى مدفون او را بيرون مى ريزند .
❛❛ عینصاد
📚 #روش_نقد جلد اول| ص ۴۷
#⃣ #بریده_کتاب #دین_شناسی
👤: @ad_Einsad
دقایق آخر سال ۱۴۰۱...
همه همین رو میگند که سال عجیبی بود. منم مثل شما.
سال عجیبی بود:
پر از وصال و هجران
دوستی ها و دوری ها
دردها و درمان ها
عشق و نفرت
منطق و احساس
عرفان و حماسه
رشد و افول
....
هم همسفر شدم و آماده برای اهدافم با انسان های همراه.
گاهی هم جا زدم و رفیق نیمه راه...
هم سنگ صبور و همدرد...
گاهی وقتا هم بی معرفت و تنها...
هم عاشق شدم و فرهاد کوه کن شدم...
گاهی اوقات منطق دانی که اصلا عشق حالیش نیست!
با علم و فن حکم روایی میکردم و
گاهی هم ضربه فنی میشدم و دَمَق
....
وقتی میگم عجیب یعنی همهی این تناقض ها در این سال با هم به جونم ریختند...
امسالی که رفت شد سال پرادوکس ها...
این به این معنا نیست که اختلال روانی دارم و درگیر همه چی کردم خودم رو!!
نه واقعاااا...نه!
پیش میومد...
امتحانایی که گوشت رو میپیچوند و سر جات مینشوند...
فقط میگم الحمدالله بابت حرکت...
اینکه متوقف نشدم...
اینکه رفتم...
با پای زخم و دل شکسته!؟
رفتم...
با کم رمقی و کم جوونی!؟؟
رفتم...
با غم دوری و هجران!؟
با گریه، ولی رفتم....
...
بچه ها از من به شما نصیحت:شده به خاک و خون کشیده شید و زمین بخورید، سینه خیز برید.(هنوز به این مرحله نرسیدم!!)
برید سمت بهتر شد
برید سمت هدف و رویاتون
برید...
حرکت نکردن یعنی انسانی مرده.
یعنی زندگی حیوانی و نباتی.
یعنی دیگه رود نیستید یک مردابید.
ممکنه آدم های اطرافتون از بوی تعفن مرداب و لجن زارتون خفه و خسته شند..
شکست میخورید!؟؟؟
اصلا چه بهتر...
اگر شکست نخوردید جای تعجبه!
ادم درحال حرکت زمین میخوره، پاش پیچ میخوره، ادما میزنند بهش...
این هنر شماست که ادامه بدید...
نشستم اهنگ شجریان پلی کردم و گلدوزی روی لباس خواهرمو تموم میکنم...
و فکر میکنم و رویا میچینم
#لحظه_پایانی
Ali Zand Vakili ~ UpMusicAli Zand Vakili - Bahare Delneshin (128).mp3
زمان:
حجم:
4.3M
چون نسیم نو بهار...
•🍓🌺•
هديه نوروزى براى
امير المؤمنين(عليهالسلام)آورده شد.
حضرت فرمود:
اين چيست؟
گفتند; امروز نوروز است.
حضرت فرمود: پس در اين صورت
هر روز ما را نوروز سازيد.
|وسائل الشيعه،ج ۱۲،ص۲۱۴
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
هديه نوروزى براى امير المؤمنين(عليهالسلام)آورده شد. حضرت فرمود: اين چيست؟ گفتند; امروز نوروز است.
هر روز را برای ما نوروز بفرمایید...
الا ایهاالمنبریون...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ای خدا عزیزممم...🤍🌊 امیدوارم سفر خیلی خیلی خوبی برات باشه... نه اینجا هوا بهاری و دلچسبه... فقط شب و
هوا یهو سرد شد...😐🤦🏻♀
حسابی سر این هوا نیست لباس گرم حتما بردارید...
یادمه پارسال رفتم اهواز هوا حسابی گرم بود...امسال با ژست اینکه بابا هوا اهواز شرجی و گرمه رفتم. دریغ از یک دست لباس گرم...
هوا ابری و طوفانی و بارونی شد.😐🤦🏻♀
طوری سرد بود که میخواستم بمیرم...
و اینکه دیروز کلا یادم رفت بهت بگم گلم. هر مشکلی پیش اومد حتما به آیدیم پیام بده.
@zeinab_h18
تا جایی در توانم باشه کمک میکنم. البته قبل از اون سفر سرشار از اسایش و ارامش رو داشته باشی بدون از دغدغه.
و اینکه من تا آخر هفته کرمان نیستم و روستام... اگر هستی تا اون زمان خیلی خوشحال میشم که ببینمت...
(دیروز کلی دغدغه داشتم نشد بگم اینا رو 🥲💔)