مرسال العشق
یا طیر فخذ مرسالی
لحبیب القلب الغالي
اخبره بٍأن حنیني!
لیس یقاص بمکیالي
ای پرنده مهاجر نامه من را بگیر
وبه عزیز دلم،
دلتنگی من را برسان
که حد و اندازه ای برایش نیست.
ان عاد لقرب یوما انثر کل الازهار
تحت نعاله کی تروی طهرا من خیر نعال
اگر یک روزی او را نزدیک خودم یافتم، همه گل ها را میچینم
و زیر قدم هایش آن ها را میکارم.
احکی ترابک یاعمري
فاری بین خیالاتي
صورة وجهک تحکیني
تشعل املا فی ذاتي
با خاک و مزارت حرف میزنم عزیزم
میان تصوراتم تورا میبینم
و با تو سخن میگویم و امید را در درونم زنده میکنم.
بحدیث الحب نجودُ
والحب ینیر حیاتي
فاعانیک تحکیني
حتی اغص بعبراني
با حدیث عشق جاودان
و عشقی که زندگی ام را پر ز نور میکند.
ببخش که آن را برایم حکایت کردی در حالی که من غرق کلمات و حدیث دوست داشتن خودم بودم.
کیف تغیب و تترکني
بین دموعي و الحزني
کنت الحلم بایامي
کنت الفرحة في کوني
چگونه میتوانی ناپدید شوی و مرا ترک کنی؟
میان اشک هاا و غم هایم.
تو رویای روز های من بودی.
من در کنار تو شاد بودم.
عمري بالبعد الیم
شوقي لصوتک یقتلني
لکن في الجنة ملقان و الرحمان یصبرني
نفس کشیدنم با دوری ات دردآلود شده.
این اشتیاق من به صدایت آخر مرا میکشد.
اما در بهشت هم را ملاقات خواهیم کرد و از رحمت او بر قلبم صبر و حلم نازل خواهد شد.
@ocean_h
ترجمه: #زد_حسنی
#زنوبا
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ستاره ها رو...
کویر حتی اگر زمین و خاکش خشک و شوره زار باشه یه آسمونه صاف و بی آلایش داره که نگم براتون.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
وقتی میبینم جانماز های گلدوزی شدم اینطوری میرن مشهد و کربلا 🥺✨ الهی تار و پودتون روز محشر به دادم بر
هنر دستانم در آغوش اقیانوس...🦦
روز هایی هم هست که حوصله خودم رو هم ندارم، نهیب گل و گلدون هام من رو بیدار میکنه.
شمعدونی که تو این سرمای زمستون گل میکنه چه فرق با من داره آخه؟
هدایت شده از یادداشت های رهایی
اللهی هب لی کمال الانقطاع علیک
خدایا تنها ترم کن
تا بی انتها تر شوم
هوای چشم مستش در صف مستان شهر
پای کوبی، دست افشانیّ و هم پیمان شوی
این رهِ عشق است و اندر نیستی حاصل شود
بایدت از شوق، پروانه شوی، بریان شوی
#دیوان_امام
#امام_خمینی