eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از .
💞 ❖ ⓩⓞⓗⓐ ❖ ♡ بــســم الـلـــه الـــرحـــمـــن الـــرحـــیــم ♡ روی ایوان ایستاده ام و نگاهم میخ شده شده به درخشندگی ماه که از لا به لای شاخه های سپیدار کهن نمایان است . نسیم برگ هایش را نوازش میکند، و آهسته به صورتم بوسه می زند. لبخند غنچه ی لبانم را باز می کند و من در گوشه گوشه های باغ رو به رویم تو را می بینم ، آهنگ صدایت را می شنوم و جهانم رنگ می گیرد. در آن روزگارانی که من پیراهن گلدار آبی می پوشیدم و مادر موهایم راخرگوشی می بست ، دیوار کوتاه بین باغ ها یک دریچه کوچک داشت که کلی التماس آقاجان را کرده بودیم که بین مان فاصله نیفتد و غم هجران نکشیم ، آقاجان هم کلی غر زده بود که نیمچه دیوار هم شد جدایی و هجران ؟ از این جایی که امشب ایستاده ام تا ته باغ شما پیداست ومن با همه ی ذراتش خاطره ساخته ام ، مثلا آن روزگاری که تو سرت به شانه پدرت رسیده بود و از من یک سر و گردن فاصله داشتی ، آقاجان مامورت کرده بود هر روز عصر من را تا کلاسی که دلم شیدایش بود همراهی کنی و من تمام مسیر را زبان ریخته بودم که اولین تصویری که می کشم چهره تو خواهد بود. نیمه ی ماه بهشت بود که تمام وسایلم را داخل کوله چیدم و از دریچه گذشتم ،خودم را زیر بید مجنونی رساندم که پدرت به مناسبت اولین بهار زندگی ات کاشته بود ، روی تخت چوبی نشستم و لحظه ای بعد مقابلم نشسته بودی. آن شب زیر نور ماه دل افروزترین تصویر جهان را نقش زدم ، اعجاز نگاهت را ، گل افشانی لبانت را به تصویر کشیدم و امشب با خودم میگویم چقدر حرف آقاجان راست بود ، هجران فرای نیمچه دیوار بین باغ هاست ... ← روایـــــت ضـحــــا 🍃→ حــــانـــیــــه‌ســــادات‌بـــیـــضائــــی🕊 ❖ ⓩⓞⓗⓐ ❖ 💞
خلاقیت بعد نارنگی...🌿🌸^~^
وقتی شفق در گلوگاهت مانند سنگ گیر میکند و در طلب نوری... او میرود... خورشید میرود... ظلمت در آغوش شب حکمفرمایی میکند... و تو حالا که رفتی... در این تاریک‌کده من... بی تو... کر و لالم... من... بی تو... گمشده‌ام... نه نای داد زدن دارم و نه کور سوی نوری میبینم... و نه ندای کسی میشنوم... گمشده‌ام‌... این شفق جز طلیعه بی کسی برای ما عایدی نداشت... مرا ببوس و به دست این لیلِ ظالم بسپار... آخر این شب به سحر خواهد رسید... آخر ما به آغوش نور خواهیم رسید... تو برو... بی تو ، صعب و سخت... این شب تمام خواهد شد... تو برو...:))) زنوبا
امروز/۲۲آبان/هزاروچهارصدویک دانشگاه/باهنر کرمان
به توصیه خانم هانا این جلد رو هم خریدممممممم @revayatfathqalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا