تو ایام تابستون خونه ما اصلا آفتابگیر نیست؛ بخاطر همین حسنُ یوسف هایی که داشتم و تازه قلمه زده بودم داشتن از بین میرفتن.
تصمیم گرفتم ببرمشون پیش ننجانم و ننبابام اونجا توی گلخونهشون تا آفتاب بهتری دریافت کنند.
باید بگم بعد چند هفته شُک شدم وقتی این هجم از رشد رو دیدم.
تروخدا قبل و بعد این بچه رو نگاه کنید.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
اگر بگم با هزار زحمت زنده نگه شون داشتم، متوجه نمیشید.
من متوجه نبودم خونه آپارتمانی این همه برای این طفلی ضرر داره.
از زمانی که خریدمش مدام داشتم جاش رو عوض میکردم تا فقط اندکی نور دریافت کنه.
بعد یه مدت انگاری از ریشه داشت خشک میشد(نفهمیدم برای چی) شاخه هاش رو قلمه زدم چون ساقه هاش زنده بودند سعی کردم نجاتشون بدم،
ریشه زدند و با خاک درجه یک کاشتمشون،
کلی کود به پاشون ریختم،
و و و
اما همچنان جون و قوت و رنگ سالم نداشتند.
خداروشکر با جابه جایی شون کنار اومدن و شدن اونی که باید.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
اگر بگم با هزار زحمت زنده نگه شون داشتم، متوجه نمیشید. من متوجه نبودم خونه آپارتمانی این همه برای ا
فقط با همین جریان میشه کلی درس اخلاقی و معنوی و مادی و... گرفت.
گاهی هجرت علاج دردِ بی درمون و زخم های کهنه و هزاران چیزه...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
اگر بگم با هزار زحمت زنده نگه شون داشتم، متوجه نمیشید. من متوجه نبودم خونه آپارتمانی این همه برای ا
تو هر حوزه ای و در هر مکانی و در هر جمعی و در هر مسیری که قدم گذاشتید اگر دیدید قوت و جوون و رنگِ سالمی ندارید، بی تعلل بزنید بیرون.
هجرت کنید.
پینوشت: این به معنای بد بودن اون مسیر و جمع و مکان و... نیست!
برای مثال الان من کلی شمعدونی سرحال دارم و کلی پتوس خوشگل که همه حالشون خوبه.
این مکان مناسب دردونه هام نبود.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
تو هر حوزه ای و در هر مکانی و در هر جمعی و در هر مسیری که قدم گذاشتید اگر دیدید قوت و جوون و رنگِ سا
امیرالمؤمنین علی (ع) یک حدیث درباره عدالت دارند که میفرمایند:
عدالت یعنی هرچیزی را سرجای درستش قرار بدهیم.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
هجرت، علاج غم های مانده و فاسد دل هاست.
یادش بخیر،
شبی که قرار بود برم کربلا این پست رو گذاشتم.
انگاری خدا خودش مسیر هجرت رو نشون میده.
مثل پرستوی مسافری که انگار مسیرِ هجرت درون قلبش به اذن خدا حک شده و از روی اون نقشه به سمت مقصد پرواز میکنه.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
مخنوق ومشق قادر أحكي
وينك أحكيلك
نفس در سینه ام حبس و توان سخن گفتن ندارم.
از کجا برایتان حکایت کنم.
فراقك موّت فيّي الضحكة
كيف بشكليك
جدایی تو باعث شد به من بخندند
چطور از تو شکایت کنم؟
قلتلك ما عندي غيرك
اشكيلو واحكيلو همي
بهش گفتم جز او کسی رو ندارم.
از او بپرسید و غم و اندوه ام را برای او بازگو کنید.
مهاجر طیب کتّر خیرک
لیش بتحرمنی الضمة
مهاجرِ خوب که الهی خوبی ات زیاد!
(حالت طعنه زدن)
چرا مرا از همراهی ات محروم میکنی!؟
يا ريتك ضليت أو فيّي حسيت
هيك بسرعة بدون وداع
ای کاش در درونم ناپدید میشدی
خیلی سریع و بدون خداهافظی
من الدني فلّيت
فلّيت و ما حكيت
از دنیا فرار کردم
رها کردم و حرفی نزدم
ضحكاتك ما نسيت
تارك في جرح المضي فلمتي(!) لمشي
خنده هایت فراموش نشده
و با پشت سر گذاشتن زخم های گذشته، راه افتادم.
......
#ترجمه_زنوبا
#زد_حسنی
آهنگ هایی که تاحالا ترجمه کردم:
دعني أراك ✨🪐
قمر غفي 🌙🥀
حبيب المجهول 🌱☁️
في أحساس ❤️🩹
مرسال عشق 🕊🌾
نيالك فليت🍂
رفيق و غالي 🫀
طبیب🤍
يا ريتك ضليت ⛈