eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
منهو مثلك مُضحي چه کسی مثل تو برای دین خدا قربانی داد يميزان الصدگ و جانفشانی کرد ای میزان حقیقت احتضر دين المصطفى دین پیامبر نزدیک بود از بین برود ومن اجيت اتنفسك و چون تو امدی زنده شد هايه روحه ابوجودك با وجود تو دین همیشه نفس خواهد کشید بعد ما يختنگ و زنده خواهد ماند .... من سمعته ابمنحرك اجيته چون ندای مددخواهی اش را شنیدی ، با گلویت پیش آن امدی شفته ظامي وبالدمه سگيته او را تشنه یافتی و با خون خود او را سیراب نمودی مسلوب من إجه انطيته ثيابك دین چون برهنه و جامه ربوده شده نزد تو آمد ، جامه هایت را تقدیمش نمودی.... يحسين دنيتي لحظه اعله بابك ای حسین ،همه ی دنیای من لحظه ای بر استانه ی حرم تو خلاصه شده است ...... ترجمه.
اگر کرمانی هستید این پوستر اطلاعیه هیئت بنیاد شهید پالیزوانی رو پخش کنید بین دوستان و خانوادتون...✨❤️🪐
انّ فی الجنه نهراً من لبن لعلیٍ وحسینٍ وحسن کل من کان محباً لهم یدخل الجنه من غیر حزن حب أهل البیت فرضٌ عندنا وبهذا الحب لا نخشى المحن
هدایت شده از معلم روزهای آبی
تغیر من اجل المهدی: به خاطر حضرت مهدی، تغییر کن.
Hamed ZamanyMikeshooni.mp3
زمان: حجم: 9.8M
بعد از هفت سال... حامد زمانی آهنگ منتشر کرده...🥲
۲۴ آگوست/۴شهریور دیگه ماه آگوست داره نفس های آخرش رو میکشه و من لبریز از صبر برای سپتامبر هستم! اصلا ماه سپتامبر با ترکیبی از شهریور خیلی برام خاص و زیباست. آغاز شب هایی هست که لب پنجره اش پتو پیچ میشم و سوزِ سرما رو روی گونه هایم حس میکنم. غروبش یه حاله ای از پاییز رو داره و سرخیش عین پرتقال توسرخه. درخت ها کم کم دارن رنگ عوض می‌کنند و اکثرا سبزِ لجنی و سبز سدری شدن و دارن رو به قهوه ای و نارنجی حرکت می‌کنند. آسمون پر میشه از پرنده های مهاجری که قصدِ سفر کردند و درخت های پسته پر میشه از پسته های تر و تازه. باباحاجیم که قدیما سرحال تر و مردِ صحرا و باغ های پسته بود، همیشه این ایام جیب هاش پر پسته تازه بود. کیف میکرد که دسترنج یکساله اش رو بده به نوه هاش و براشون پسته رو پوست بکنه. ماه سپتامبر برام بوی کتاب های آنشرلی و حال و هوای اونلی رو داره. بوی اثاث کشی و مهاجرت از روستا به شهر... بوی توی صحرا دویدن و از گله های اکسیژن تنفس کردن. چایی داغ دارچینی! کیک های مامان پز! انارهایی که بابا میخره! خرید کیف و کفش مدرسه با دفتر های خوشگل و رنگی. البته قسمت سوز هم‌ داره این ماه! رفتن باباحاجیم و سردی و غبارِ قبرستان. صدای ناله های روباه... یادمه اون شب که باباحاجیم سحرش رفت ننبابام‌ برام تعریف می‌کرد ما قدیمیا صدای روباه رو وقتی می‌شنویم برامون این معنا رو داره که قراره واقعه بدی رخ بده... همون شب خواب دیدم توی هوای گرگ و میش دارم‌ صدای روباه رو می‌شنوم... و بعد فردا متوجه شدم باباحاجیم دیگه نیست! ایام عجیبیه این ماه سپتامبر. و خب من خیلی دوستش دارم!
چون قسمت هایی سمفونی نامیرا رو دیدم دارم دیوونه میشم(T^T)