eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5836975733401979429.mp3
زمان: حجم: 10.7M
آهنگ موطنی... فکنم کاور شده آهنگ اصلی باشه...
موطنی… موطنی الجلالُ والجمالُ والسناءُ والبهاءُ فی رُباکْ… فی رُباکْ والحیاةُ والنجاةُ والهناءُ والرجاءُ فی هواک… فی هواک هل أراکْ… هل أراکْ سالماً منعَّما وغانماً مکرَّما؟ هل أراکْ… فی علاکْ تبلغ السِّماکْ؟... تبلغ السِّماکْ؟ موطنی… موطنی.. موطنی.. موطنی الشبابُ لن یکلَّ همُّه أن تستقلَّ أو یبیدْ نستقی من الردی ولن نکون للعدی کالعبید… کالعبید لا نریدْ… لا نریدْ.. ذلَّنا المؤبَّدا وعیشَنا المنکَّدا لا نریدْ… بل نُعیدْ مجدَنا التلیدْ… مجدَنا التلیدْ موطنی… موطنی.. موطنی.. موطنی الحسامُ والیَراعُ لا الکلامُ والنزاعُ رمزُنا… رمزُنا مجدُنا وعهدُنا وواجبٌ من الوَفا یهزّنا… یهزّنا عزُّنا… عزُّنا غایةٌ تُشرِّفُ و رایةٌ تُرفرفُ یا هَناکْ فی عُلاکْ قاهراً عِداکْ… قاهراً عِداکْ موطنی… موطنی میهن من، میهن من! درخشش و زیبایی، :سرافرازی و نیکی، در کوه و دشت توست!زندگی و رستگاری، شادکامی و امید، در عشق به توست! آیا روزی خواهد رسید که ببینم تو را در صلح و آسایش؟و در رفاه و پیشرفت؟! آیا خواهم دید تو را، در اوج آسمان‌ها، آنقدر که به ستارگان برسی؟! میهن من، میهن من! فرزندان تو خستگی‌ناپذیرند، آرمانشان یا استقلال توستویا اینکه بمیرند و زنده نباشند! ما شربت شهادت را خواهیم نوشید، اما هرگز برده دشمنان خود نخواهیم شد. ما به یقین نمی‌خواهیم، ذلت و خواری ابدی راو نه زندگی مالآمال از سیه‌روزی راما چیزی را نمی‌خواهیم، جز اینکه عظمت و شکوهمان را بازگردانیم میهن من، میهن من! شمشیر و قلم نماد و مظهر ماست، و نه نزاع و اختلافات! افتخار و پیمان ما، و خدمتی که به انجام برسانیمما را به تکاپو وامی‌دارد! افتخار ما دلیلی شرافتمندانه است و پرچمی برافراشتهای که تو همه نیکی هستی! بر بلندمرتبگی تو و چیرگی بر دشمنانت میهن من، میهن من!
*این اهنگ روح منه....^~^ *حتماااا
هدایت شده از قصه فروش؛
برگشتن به شبی که در کافه عمارتِ دل نشسته بودیم و تو شربتِ گل زعفرانت را هم میزدی و از پیشنهاد شغلی جدیدت میگفتی و من محوِ لحنِ چشمهایت بودم که برق میزد و زودتر از زبانت ماجرا را میگفت.. برگشتن به ساعتی که حواست پرتِ صحبت بود و جمعِ من. و با سر انگشتِ سبابه‌ات کف دستم نقش میکشیدی و نوازشم میکردی. بعد زل زل خیره میشدی در مردمک چشمهایم و با اخمی تصنعی میگفتی: به چه حقی انقدر زیبایی؟! برگشتن به لحظه ای که سرم را خم کردم تا تکه‌ی بزرگ کیکِ سیب دارچین را در دهانم بگذارم و تو فرز و تند پیشانی‌ام را بوسیدی.. برگشتن به هیچ‌کدامشان دیگر ممکن نیست ! بیا و مرا برگردان به چهار راه ولیعصر و تماشا کردنِ دست‌فروش‌ها ، به انتخابِ سارافون‌های رنگیِ ارزان قیمت. به خریدنِ ذرت میکزیکیِ داغ و آهسته و نرم پیاده روی کردن تا انقلاب.. بیا آستینم را بکش و بگو که آیا تمام شعرهای فروغ را خوانده ای؟ بعد بی آنکه منتظر جوابم بمانی، مَرا به کتاب فروشی ببر و دیوان اشعارش را برایم بِخر. بیا و مَرا برگردان به روزهای پیش از خودت.. @ghesehforush 🥀🕊
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
برگشتن به شبی که در کافه عمارتِ دل نشسته بودیم و تو شربتِ گل زعفرانت را هم میزدی و از پیشنهاد شغلی ج
استادِ من.... استادِ نویسندگی... خانم هاشمی... از خوبی و لطافت نوشته های ایشون هر چی بگم کمه... حتما خیلی از شما ایشون رو میشناسید... اینم کانال اصلی ایشون در ایتا... حمایت کنید...🌸🌧
ما فرزندان مدرسه‌ای هستیم که در آنجا یاد گرفتیم آزاد زندگی کنیم، ما امنیت را از دشمن التماس و گدایی نمی‌کنیم؛ ما حق خود را با خونهایمان که برای سربلندی نذر شده و بر آزادگی ایستاده است، باز پس می‌گیریم. ما یاد گرفتیم که اگر سلاحت را در جنگ خونین بیرون نیاوری، برده‌ای خواهی شد در بازار برده فروشان که رحم و مروتی دیگر در آنجا نیست. @zenoba_hasani
ما امروز اینجا آمدیم تا بگوییم ما در مسیر شما گام برمی داریم؛ مسیر عشق و جهاد، مسیر تصمیم برای پیروزی. ای شیخ راغب، ای سید عباس و ای حاج عماد شما چراغهایی بودید که راه را روشن ساختید و چراغها در پی شما و در راه شما روشن شدند؛ ما برای تمامی جهانیان خواهیم گفت که چگونه آزادی بدست می آید و چگونه با خون پیروزی محقق می‌گردد. @zenoba_hasani
هجدهم January سال 2015 مصادف با بیست و هشتم دی ماه سال ۱۳۹۳ یادم هست که رفسنجان دقیقا مثل امروز غرق برف بود... و خبر شهادت جهاد و فرماندهان مقاومت از جمله الله دادی (یکی از فرمانده های لشکر کرمان) در بلندای جولان... در مرز جنونِ اسرائیل... با بمب افکن ها و موشک ها.... حالمان را منقلب کرد. خطاب به غاصبان: اندکی دلیری در خون شما نمیدَوَد و نطفه تان با ترسِ دورانِ بدبختیتان در حیفا و تلاویو و اورشلیم عجین است. اندکی جرئت ندارید که در مصاف با فرماندهان ما در تنگا تنگی جولان به پا خیزید و جنگی ترتیب دهید. و تا ابد در جهنمِ محصور تلاویو و حیفا و اورشلیم بسوزید و با مرگ که همنشین ابدیتان است ، بر خود بلرزید. @zenoba_hasani
بیایید میخوام ببینم تو ناشناس چیا گفتید و بخونم و جواب بدم.... *مشغله امتحانات واقعا کسل اور بود که الحمدالله تمام شد