eitaa logo
افق معرفت
120 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
184 فایل
ارائه معارف دینی و مطالب اخلاقی و حدیث و احکام و مطالب تفسیری و اطلاعات مفید روز
مشاهده در ایتا
دانلود
ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی روایت سرهنگ قمری در این زمینه را در ادامه می‌خوانید: بهنام محمدی نوجوان ۱۳ ساله زبر و زرنگی بود که به او تعلیمات لازم را جهت کسب اطلاعات از دشمن داده بودم، و به‌عنوان اطلاعات‌چی در خدمتم بود. یک روز به بهنام گفتم «برو پیش عراقی‌ها و بگو صدام کِی به خرمشهر می‌آید؟ مادرم یک گوسفند نذر کرده که هر وقت صدام آمد زیر پایش قربانی کند؛ آنوقت آن‌ها دیگر با تو کاری نخواهند داشت. بعد به آنها بگو که تعداد زیادی تانک از فلان مسیر در حال حرکتند و دارند به سمت شما می‌آیند»؛ می‌خواستم با استفاده از این ترفند جلوی پیشروی دشمن گرفته شود، تا نیروی کمکی برسد؛ که البته جلوی پیشروی دشمن گرفته شد، اما نیروی کمکی هیچ وقت نرسید. همچنین در برخی اوقات که درگیر جنگ و دفاع بودیم، بهنام محمدی را می‌دیدم که دوان دوان جلو آمده و اطلاعاتی از آرایش نظامی دشمن به ما می‌داد، یا مثلا می‌گفت «تیمسار! به جان مادرم از فلان کوچه پنج تانک دارند به طرف ما می‌آیند»؛ که من فورا آرپی جی زن ها را به آن محور می‌فرستادم. خدا رحمتش کند. * شجاعت بهنام در تعویض پرچم‌ها یک روز بهنام وقتی که پرچم عراق را بالای یکی از ساختمان‌های بلند خرمشهر می‌بیند، به‌طور نامحسوسی خود را به ساختمان رسانده و به دور از چشم بعثی‌ها پرچم ایران را جایگزین پرچم عراق می‌کند؛ واقعا دیدن پرچم ایران بر فراز آن قسمت اشغال شده‌ خرمشهر روحیه مضاعفی را در بچه‌ها ایجاد کرده بود، و جالب‌تر اینکه عراقی‌ها تا ۱۸ آبان متوجه این موضوع نشده بودند. بهنام بعد از تعویض پرچم نزد ما آمده بود؛ دست او هنگام تعویض پرچم به دلیل ضخامت طناب، و سرعتی که در پایین کشیدن پرچم عراق و بالا بردن پرچم کشورمان داشت، مجروح شده بود. به گروهبان مقدم گفتم باند بیاورد و دست بهنام را پانسمان کند، مقدم باند را از کوله‌اش بیرون آورد، اما بهنام اجازه پانسمان دستش را نمی‌داد و با دویدن به دور من، مقدم را به دنبال خود می‌کشاند؛ به بهنام گفتم «چرا نمی‌ایستی؟! می‌خواهد پانسمانت کند تا زخمت چرک نکند»؛ بهنام رو کرد به من و گفت «باند را بگذارید برای سربازانی که مادر ندارند و تیر می‌خورند.» هرچه سعی کردیم این نوجوان ۱۳ ساله اجازه نداد دستش را ببندیم؛ او یک مشت خاک روی دستش ریخت و رفت. * چگونگی شهادت نوجوان دلاور حدود ساعت ۹ صبح روز ۲۴ مهر، بهنام در «بازار نقدی» مورد اصابت ترکش «خمسه خمسه» قرار گرفت، و در پیاده‌رو به زمین افتاد؛ سپس تانک از روی زانوانش عبور کرد، که در اثر آن پایش از زانو به پایین قطع شد، و ایشان به این ترتیب به شهادت رسید. ** ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی/ جسدی که بعد از ۳۱ سال سالم بود مادر شهید محمدی می‌گفت که بهنام هر شب به خوابش می‌آید و می‌گوید «من از دوستانم جا ماندم، مرا به مسجد سلیمان ببرید»؛ به اصرار مادر شهید، ایشان را سال ۹۰ نبش قبر کردند. با اجازه علما قرار بر این شد که پیکر ایشان از محل دفن به مسجد سلیمان انتقال پیدا کند. آیت‌الله جمی امام جمعه و جناب سروان دهقان با من تماس گرفتند و گفتند شما هم برای مراسم بیایید. بلیط هواپیما گرفتم و برای نبش قبرش رفتیم، من و حاج آقا کعبی جلو رفتیم مادرش سمت راست من و پدرش روبروی من قرار داشتند خاک را برداشتند و رسیدند به نزدیکی سنگی که روی جنازه ایشان بود؛ من رفتم جلو و گفتم «بیل را کنار بگذارید، چون استخوان‌های این بچه قطعا در این مدت پوسیده، و اگر تکه‌ای از این سنگ روی آن‌ها بیافتد استخوان‌ها از بین می‌رود. بگذارید من با دست خاک را کنار بزنم و استخوان‌هایش را سالم برداریم». آرام آرام با دستانمان خاک را کنار زدیم و به سنگ رسیدیم، وقتی که سنگ اول را برداشتیم، با پیکر سالم شهید مواجه شدیم، من که در همان لحظه از حال رفتم، مادرش هم غش کرد؛ باور کردنی نبود، انگار که این بچه یک دقیقه پیش خوابیده است؛ بعد از ۳۱ سال هنوز زانویش خون می‌چکید. مادر شهید محمدی، پیکر نوجوان شهیدش را ساعات زیادی در آغوش خود گرفته بود، و حاضر نبود او را از خود جدا کند؛ او می‌گفت «مردم! این بچه بوی گلاب می‌دهد؛ چرا می‌خواهید از من جدایش کنید؟ مگر نمی‌بینید که تمامی اعضایش سالم است؟ پس چرا می‌خواهید او را دفن کنید؟ مگر شما از دست بچه من سیر شده‌اید»؛ واقعا صحنه‌ی عجیبی بود. من سال گذشته مادر بهنام را دیدم؛ به من گفت «جناب سرهنگ! عجب اشتباهی کردم؛ این بچه قبل از اینکه جایش را عوض کنیم هرشب به خوابم می‌آمد و با من حرف می‌زد، و می‌گفت "جایم را عوض کنید، من از دوستانم دور افتادم"، اما از وقتی که جایش را تغییر دادیم، دیگر مثل قبل به خوابم نمی‌آید»؛ من به ایشان گفتم «آیا شما ناراحتی که او خوشحال است»؛ گفت «خوشحالم از اینکه که او خوشحال است، اما ناراحتم که چرا هر شب نمی‌بینمش». @alamdarkomeil
صفحه ۲۳۰
جایگاه بلا 🖌 حضرت (ع) فرمود: در بهشت جایگاهی ست که هیچ بنده‏ اى به آن نرسد، جز با بلایی که [در دنیا] ببدنش رسد. 🖌 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ فِى الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلَّا بِالِابْتِلَاءِ فِى جَسَدِهِ . 📚 اصول کافى جلد3 صفحه: 354 روایة:14
📚 تقدیم نماز قضا بر ادا 💠 سؤال: اگر به عهده شخص باشد، می تواند ابتدا یومیه را بخواند و پس از آن نماز را کند؟ ✅ جواب: کسی که نماز قضا دارد، می‌تواند نمازی که اکنون بر او واجب شده را بخواند؛ ولی احتیاط واجب آن است که اگر فقط یک نماز است ابتدا نماز قضا را به جا آورد؛ به خصوص اگر نماز قضا مربوط به همان روز باشد. 🆔 @leader_ahkam
اراده خدا و ارتباط آن با اختیار انسان.mp3
2.08M
👆اراده خدا و ارتباط آن با اختیار انسان [کانال منبرهای عالی] @eitaa_Ostadaali
🌴شناخت امام در یک نگاه ...🌴 * نام:سید روح الله * نام خانوادگی: مصطفوی *سلسله نسب:موسوی خمینی *نام پدر:سیدمصطفی *نام مادر:هاجر *تاریخ تولد:یکم مهرماه ۱۲۸۱ *محل تولد:خمین * سال ازدواج:۲۷ سالگی/۱۳۰۸ * همسر:بانوخدیجه-دختر آیت الله میرزا محمدثقفی * فرزندان:۲پسر-۵دختر (مصطفی.صدیقه.فریده.سعیده.لطیفه.فهیمه.احمد) * مرتبه:آیت الله العظمی * تحصیلات حوزوی: اجتهاد *تخصص:فقه و اصول. فلسفه‌. عرفان.اخلاق. کلام.سیاست. * مشاغل:مدرس حوزه علمیه قم.مرجع تقلید.رهبری انقلاب اسلامی و ولی مسلمین و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران *قیام خونین ۱۵خرداد سال ۱۳۴۲: ۶۱ سالگی * تبعیدبه ترکیه ۱۳۴۳: به دلیل مخالفت با موضوع کاپیتولاسیون * مهاجرت به نجف ۱۳۴۴: سیزده سال در نجف * شهادت فرزندش سیدمصطفی ۱۳۵۶: سرآغاز حرکت های اعتراض جدید *مهاجرت به کویت ۱۳۵۷: کویت اجازه ورود نداد *مهاجرت به فرانسه مهرماه ۱۳۵۷: حدود ۴ماه *بازگشت به ایران: بعد از۱۵ سال تبعید * ۲۲ بهمن ۱۳۵۷: پیروزی انقلاب اسلامی رهبری حکیمانه انقلاب و نظام: ده سال و جهارماه *نگارش وصیت نامه و ارایه یک نسخه به امانت نزد خبرگان: ۲۶ بهمن ۱۳۶۱ *بازنگری در وصیت نامه ۵ سال بعد و قرار دادن یک نسخه در آستان قدس و یک نسخه نزد خبرگان: ۲۹ آذر ۱۳۶۶ *خوانش وصیت نامه ۱۵ خرداد ۱۳۶۸: یک روز پس از عروج ملکوتی *مراسم تشییع ۱۷ خرداد ۱۳۶۸: بزرگ ترین رخداد تاریخ معاصر *تاریخ رحلت: ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ / ۸۷ سالگی *محل خاک سپاری: تهران- بهشت زهرا * مهمترین تالیفات فرهنگی: صحیفه امام -22 جلد دیوان اشعار شرح دعای سحر شرح ۴۰ حدیث شرح حدیث جنود عقل و جهل عرفانی تعلیقه بر فواید الرضویه تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه سر الصلاة معراج السالکین و صلوة العارفین آداب الصلوة مناهج الوصول الی علم الاصول رسایل- دوجلد تعلیقة علی العروة الوثقی الطهارة - سه جلد مکاسب محرمه- دوجلد تعلیقة علی وسیلة النجاة تحریر الوسیله- دوجلد البیع- پنج جلد 👥 @sahifeh_noor
هدایت شده از ۱۱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
او که فقط ادعا می کنیم گوش به فرمانش هستیم. امر به معروف و نهی از منکر در نظر امام خمینی ره
هدایت شده از خبرگزاری فارس
9.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سخنانی از آیت‌الله خامنه‌ای در محفلی خصوصی، از دیدار محرمانه با حضرت امام در سال آخر عمر امام؛ جایی که امام برای اولین بار در حضور سران قوا به ایشان می‌گویند: «شما رهبر بشوید». @Farsna
هدایت شده از حوزه انقلابی
| ما طلبه‌ها (و کل حوزه علمیه) باید اعلام شرمندگی کنیم که هنوز این جمله وصیت امام ره را تبیین و تبلیغ نکرده‌ایم: وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات ... در صحنه باشند. ... چه بسا که در بعضی مقاطع، عدم حضور و مسامحه گناهی باشد که در رأس گناهان کبیره است. @Panahian_ir پ ن حوزه انقلابی : البته این موضع فقهی امام در کانال حوزه انقلابی قبلا تبیین شده است رجوع کنید به پستهای ذیل : https://eitaa.com/howzehenghelabi/38460
صفحه ۲۳۱