eitaa logo
رویای امت
351 دنبال‌کننده
646 عکس
431 ویدیو
8 فایل
ارتباط با من @Akhlaghim
مشاهده در ایتا
دانلود
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرحوم شهریار: خانه‌ی من مثل یک خانقاه شده بود، همه‌ی هنرمندان می‌آمدند / سخت گرفتار مخدرات بودم / پانزده سال گرفتار عشق مجازی آتشینی بودم / گیر صوفی‌گری و درویشی بودم / عاشق سه‌تار بودم بت‌ها را شکستم... ⚠️این زاویه دید در فیلم کمال تبریزی برای مرحوم شهریار بود؟! دهه هشتاد یک موجی از جوانان بخاطر تبلیغات استاد پناهیان به سمت سینما رفتند، اما همه مستندساز و دوربین به دست و تدوین گر شدند! و همچنان در اختیار انسان غربزده باقی ماند! آیا می شود که مسیر عوض شود و اینبار یک موج بزرگ به سمت و قصه و تصویر به معنای فرهنگی آن راه بیفتد؟ فرمان در لحظه تولد آن فرمانی برای بود، نه این محصولات جلفی که ما تولید می کنیم. ما به دانش قصه نویسی، سناریوپردازی اجتماعی و مدیریت قصه زندگی در فضای جامعه حزب اللهی احتیاج داریم... میزان نیاز به آن هم در حد حکم جهاد تبیین بوده! 🆔 @social_theory
هدایت شده از بیداری ملت
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زن زندگی آزادی به سبک رژیم تروریستی اسرائیل «آزوف» 🔴 👇 @bidariymelat
رویای امت
زن زندگی آزادی به سبک رژیم تروریستی اسرائیل «آزوف» 🔴 #بیداری_ملت 👇 @bidariymelat
ترسم از روزی که به عقوبت مظلومیت این مردم ظلم دیده و ستم کشیده گرفتار شوم به خاطر سکوت و غفلت از آنها ... کاش دنیا این شکلی نبود و چنین تصاویری خلق نمیشد ، یا لااقل از ما کاری برمی‌آمد .
دو انسان، دو جهان؛ از ابوالحَکم تا ابوجهل ❖ یعنی انتظار فعال برای تحقق کامل طرح خدا بر روی زمین؛ همان ظهوری که فرمود: > أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (انبیاء ۱۰۵) ◆ آیات آغازین سوره مبارکه علق، نقطه‌ی تقابل عجیبی است: امر به خواندنِ فردی ظاهراً بی‌سواد از نظر فنون و مهارت‌های بشری، در برابر کاراکتری باسواد و توانمند زمانه؛ کسی که در روزگار خود ثروتمند و بانفوذ، خوش‌قامت و خوش‌ظاهر، از طایفه‌ای بزرگ. او را ابوالحَکم می‌خواندند؛ احتمالاً به خاطر هوش و قدرت اقناع و جایگاه قضاوتش در نزاع‌ها. اما حقیقت چیز دیگری بود. ✦ این تقابل، صرفاً نزاع بین دو فرد نیست؛ بلکه مواجهه‌ی دو نوع و دو متفاوت است. یکی در «خویش افزودن» می‌جست و ابزارش دعا بود، تا خدا آنچه را صلاح می‌دانست عطا کند. دیگری بر «هیچ افزودن» می‌کوشید و به ثروت، قدرت و جایگاه چنگ می‌زد؛ و همین تصرف و استکبار او را به کفر کشاند. ▣ درک این نکته مهم است که انسان بداند: لازم نیست برای به‌دست‌آوردن دنیا حرص بزند و خود را در اضطراب و فزع بیندازد. کافی است با هماهنگ شود، اهل تقوا گردد و بداند که به وقتش، در همان طرح الهی، نقش و امکاناتی متناسب رزقش خواهد شد. این‌ها تمایزهای بنیادین دو طرح است که یک دوگانه در سوره آفریده. خداوندی که عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ آنچه را انسان نمی‌دانست به او آموخت اما مشکل از آنجا شروع شد که كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺍﻧﺴﺎﻥ طغیان ﻣﻰ ﻛﻨﺪ و أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ چون ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻲ ﻧﻴﺎﺯ ﻣﻰ ﭘﻨﺪﺍﺭﺩ . ◆ دومی که مردمان زمانش «ابوالحَکم» می‌نامیدند، در حافظه‌ی ابوجهل ثبت شد و آن اولی به ظاهر بی سواد از خواندن و نوشتن عقل کل عالم . ❖ بیاییم به زمانه‌ی خودمان؛ هنوز هم قصه همان است، فقط جزئیات و شاخ‌وبرگ‌هایش بیشتر شده. امروز هم و مدرک‌بگیران کویشان، با همه‌ی پرستیژِ دانش، کروات، ادکلن، کتاب، سیگار و عینک و مقاله، در نهایت به جای «ابن جهل» (فرزند جهل)، به ابوجهل (پدر جهل) تبدیل می‌شوند؛ وقتی دنیایشان به ایستگاه تکذیب و تقابل با دین خدا می‌رسد. ✦ علمی که به جای خدا، به شیطان فرا می‌خواند، نه چراغ راه که مرکبی است به سوی پرتگاه. تمدنی که ابوجهل‌ها رقم می زنند، سعادتی برای بشر نخواهد داشت؛ جز زرق‌وبرق و سر و صدای زودگذر. ✍️ مهدی اخلاقی 💠 @ommat_Dream
شکوفه‌های مصنوعی ... نهاد در آمریکا مثل تیم ملی فوتبال عربستان است؛ این از نفت تغذیه می‌کند، آن از دلارِ بی‌پشتوانه ... ، اما هر دو محصولات یک نظم استعماری‌اند. ✍️ مهدی اخلاقی 💠 @ommat_Dream
🔰نکته مهم و رو به پیش در مناظره اخیر دکتر غنی‌نژاد و دکتر جبرائیلی بر سر مسئله اقتصاد، نه صرفاً ادعاها و استدلال‌ها و مواضع، بلکه رویکرد گفت‌وگو محور و تفاهمی بود که به‌جای تقابل و جدل‌های بی‌پایان اتخاذ شد؛ هرچند فضای مناظره به‌طور طبیعی مجال چندانی برای باز شدن دیدگاه‌ها نمی‌دهد. طبیعتاً بنده با موضع دکتر جبرائیلی بیشتر همراه هستم، اما به هر حال حتی مواضع نادرست نیز بر اصولی درست تکیه می‌کنند که می‌توانند گروهی را با خود همراه کنند؛ والا خطای مطلق که هیچ زمان مشتری نخواهد داشت. بنابراین گفت‌وگو باید از همان اصول مشترک آغاز شود. به گمانم جریان انقلابی از تقابل، جدل و نقدهای تند یک‌طرفه بر سر مرزهای اختلافی سودی نخواهد برد، مگر آنکه از اشتراکات حداکثری حرکت کند و به تفاهم‌های حداقلی برسد. ✍️ مهدی اخلاقی 💠 @ommat_Dream @HokmranOnline
« سه رکن دستگاه طاغوت » به این آیات سوره مبارکه غافر رسیدم 👇 وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻣﻮﺳﻲ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﻫﺎﻧﻲ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ،(٢٣) إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﻭ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﻭ ﻗﺎﺭﻭﻥ ، ﻭﻟﻲ [ ﺁﻧﺎﻥ ]ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﺳﺖ !(٢٤) از هوش مصنوعی پرسیدم هامان در زمان حضرت موسی که بود ؟! پاسخ 👇 چند بار نام او در قرآن آمده (مثلاً در سوره‌های قصص، عنکبوت، غافر)، معمولاً در کنار فرعون و قارون. قرآن او را در کنار فرعون، در رأس دستگاه ظلم و کفر قرار می‌دهد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ» (قصص/۸). نقش و مسئولیت: بر اساس تفاسیر، وزیر و اصلی فرعون بوده، کسی که طرح‌ها و نقشه‌های حکومتی را برای فرعون مهندسی می‌کرد. در آیه ۳۸ قصص، فرعون به دستور می‌دهد برجی بلند بسازد تا به زعم خود «راه‌های آسمان» را جست‌وجو کند و به و موسی برسد. برخی به همین خاطر گفته اند او مدیر پروژه ها و ساخت و ساز در حکومت فرعون بوده است. پرانتز، به گمان نگارنده : احتمالا او در پی کشف شاخص‌های موفقیت موسی به لحاظ مادی بوده که بتواند به خیال باطلش آنتی تز موسی را برای فرعون برنامه ریزی کند ، یعنی مسئله تقابل است نه لزوماً سخت افزاری که صرفاً مسئول ساخت و ساز باشد . ادامه پاسخ هوش مصنوعی : برخی مفسران گفته‌اند او ریاست لشکر و کارهای نظامی را هم داشته، یا دست‌کم یکی از ارکان اجرایی و سازمانی حکومت طاغوتی بوده است. در مقایسه با دیگران: اگر فرعون، نماد سیاسی مطلق است، قارون نماد و سرمایه‌داری طاغوتی هامان نماد و نظام ظلم است. این سه‌گانه، ساختار اصلی طاغوت در برابر موسی را تشکیل می‌دهند. ✍️ مهدی اخلاقی 💠 @ommat_Dream
🎞️ در رسای اتاقک گِلی ۸۸ دقیقه عشق ، دلهره ، جنگ ، خون ، مرگ و سپس زندگی ... همه این ها که به صف کردم را نه شعار میدهد و نه حرفش را می‌زند بلکه نشان می‌دهد و صحنه به صحنه را میتوان لمس کرد ، چشید و تجربه کرد... قصه از پشت شیشه تلویزیون نمایش داده نمی‌شود ، از همان اول تورا با خودش میبرد به روستای حسن آباد و بعد از ۸۸ دقیقه برمیگرداند. معنای واقعی سی نما از احساسات انسانی از دردها ، داغ ها و امید هایشان وقتی حادثه دهن وا میکند ، آسمان میشکند و زمین خاکستر میشود . عشق شاهو به غزال که بختک بر آن می اُفتد و گویا قرار نیست عالم جایی برای رسیدن آنها داشته باشد . جنگی که تمام شده ، ... اما نه ... نه هیولای جنگ هفت هزارجان دارد که قرار نیست بمیرد! مردمی ساده غرق زندگی که قطار زندگیشان ناگهان به ایستگاه آخر می‌رسد ، اما شرافت از آن پیاده نمی‌شود . نوزادی که در تمام زد و خورد تند حادثه دست از زندگی برنمیدارد و میل زندگی در او فوران می‌کند و طایفه ای که نگرانش هستند ... سینمای بدون سلبریتی ، بدون حاشیه بدون پول و بدون هیاهو ... اصیل ، متعهد ، هنرمندانه ، زیبا ... اما غریب و غریب و غریب !! ✍️ مهدی اخلاقی 💠 @ommat_Dream
⭕️ چهارمین ویژه برنامه دوره ماموریت اقتصاد جبهه مقاومت 🔻 موضوع: برای تولید در ایران چه کنیم؟ 🔸 با ارائه: حجت‌الاسلام حسین مهدیزاده معاون علمی پژوهشی مرکز عماد و مدیر میز نظریه اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی قم مهندس سید امیر حسین کمالی مدیر گروه «توسعه کسب و کار» مرکز عماد و مدیرعامل زیست بوم بادوام ⏰ زمان: شنبه ۵ مهر ساعت ۱۶:۴۵ بهمراه اعطای گواهی معتبر 📌 بستر برگزاری: حضوری و مجازی جهت ثبت‌نام حضوری و مجازی از طریق لینک پرسلاین اقدام نمایید👇 https://survey.porsline.ir/s/i6eAsmrI 🔹 مرکز مطالعات پیشرفت عماد ایتا 🔅 ویراستی 🔅 آپارات 🔅 بله 🔅 وبسایت 💠 @emaadcenter
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللّهُمَّ لَكَ الحَمدُ عَلى ماجَرى بِهِ قَضاؤُكَ في أولِيائِكَ ، الَّذينَ استَخلَصتَهُم لِنَفسِكَ ودينِكَ ، إذِ اختَرتَ لَهُم جَزيلَ ما عِندَكَ مِنَ النَّعيمِ المُقيمِ الَّذي لا زَوالَ لَهُ ولاَ اضمِحلالَ ، بَعدَ أن شَرَطتَ عَلَيهِمُ الزُّهدَ في دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنيَا الدَّنِيَّةِ وزِبرِجِها ، فَشَرَطوا لَكَ ذلِكَ ، وعَلِمتَ مِنهُمُ الوَفاءَ بِهِ ، فَقَبِلتَهُم وقَرَّبتَهُم وقَدَّمتَ لَهُمُ الذِّكرَ العَلِيَّ ، وَالثَّناءَ الجَلِيَّ ، وأهبَطتَ عَلَيهِم مَلائِكَتَكَ ، وكَرَّمتَهُم بِوَحيِكَ ، ورَفَدتَهُم بِعِلمِكَ . : بار خدايا! سپاس ، توراست بر آنچه به قضاى تو بر اوليايت گذشت؛ همانان كه آنان را براى خودت و دينت برگزيدى؛ چرا كه نعمت هاى فراوانِ ماندگار و زوال ناپذير و از بين نرفتنى را ـ كه نزد توست ـ براى آنان انتخاب كردى، پس از آن كه با آنان شرط كردى كه از مقامات و زينت اين دنياى پست ، چشم بپوشند، و آنان هم اين شرط تو را پذيرفتند، و دانستى كه به اين شرط ، وفا مى كنند. پس ، آنان را پذيرفتى و مقرّب درگاه خويش نمودى و نامشان را بلند داشتى و آشكارا آنان را ستوده، فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادى ، به وحى خويش تکریمشان کردی ، از دانش خود عطايشان كردى. برشی از دعای با عظمت ندبه ( این عبارات در وصف حضرت صاحب الزمان است اما شیعه بودن یعنی به رنگ امام شدن ...) 💠 @ommat_Dream
✍️ یادداشت: بایسته های ادبیات انقلاب اسلامی و راه سوم روایت 🖌️ادبیات هر سرزمین، صرفاً محصول ذوق فردی نویسندگانش نیست؛ بازتاب جهان‌بینی و نگاه تاریخی مردمی است که آن را پدید می‌آورند. اگر به تاریخ ایران و غرب بنگریم، می‌بینیم که مسیر ادبیات این دو فرهنگ از دو خاستگاه متفاوت آغاز شد و به دو نتیجه متمایز رسید. پرسش امروز این است: ادبیات انقلاب ایران، که در جست‌وجوی هویت متمایز و آینده‌دار است، از کدام ریشه آمده و به کدام سو باید برود؟ 1️⃣ سنت ایرانی ـ اسلامی: انسان در قله ادبیات کلاسیک فارسی، از شاهنامه فردوسی تا غزل‌های حافظ و مثنوی مولوی، بیش از آن‌که به زندگی روزمره مردم بپردازد، رو به سوی انسانِ کمال‌جو داشت؛ انسانی که در سلوک است، در پی حکمت است، و حقیقت را نه در جزئیات روزمره، که در قله‌های معنا و عرفان جست‌وجو می‌کند. برای چنین انسانی، زبان شعر بهترین ابزار بود: زبانی موجز، فشرده و پررمز. توانمند در حمل معناهای عمیق در کوتاه‌ترین عبارات. سحرانگیز و موسیقایی، تا بتواند جان مخاطب را در لحظه تکان دهد. در این سنت، ادبیات وظیفه‌اش روایت «زندگی معمولی» نبود، بلکه نشان دادن «راه و مقصد» بود. جهان‌بینی توحیدی، حقیقت را یگانه می‌دید و قله را مقصد می‌دانست؛ پس ادبیات هم بیشتر به سمت قله پرواز می‌کرد تا به سطح زندگی زمینی. 2️⃣ غرب مدرن: انسان بر زمین اما در غرب، به‌ویژه پس از رنسانس و اومانیسم، ورق برگشت. حقیقت، از قله به سطح آمد. انسان عادی، با خطاها و امیال و عواطفش، شایسته روایت شد. دموکراسی و پلورالیسم فکری، به دموکراسی معنا در ادبیات رسید: هر فرد یک روایت، هر زندگی یک حقیقت. برای چنین جهان‌بینی، شعر قدسی و موجز دیگر کارآمد نبود. اینجا بود که نثر روایی و در نهایت «رمان» پا گرفت: زبانی گسترده و جزئی‌پرداز، برای بازنمایی زندگی روزمره. بستر نمایش احساسات، روابط، و لحظه‌های کوچک انسانی. قهرمان نه پیامبر یا حکیم، بلکه آدمی عادی، یک روستایی یا یک کارمند یا یک عاشق معمولی. 3️⃣ دوگانگی ما: قله یا دشت؟ ایران در یک دوگانگی مانده بود: از یک سو سنت شعر و عرفان، که فقط قله را می‌دید. از سوی دیگر، تقلید از رمان غربی، که فقط دشت و زندگی روزمره را می‌دید. نتیجه آن شد که رمان فارسی یا بیش از حد شعرزده و انتزاعی شد، یا تقلیدی و بی‌ریشه. نه توانست جزئیات زندگی را دقیق روایت کند، نه توانست معنای بلند و غایت‌دار را به دوش بکشد. 4️⃣ راه سوم: از دشت به قله اینجاست که ادبیات انقلاب ایران باید راه سوم خود را بیابد: سطح زندگی و تکثر روزمره را ببیند و با نثر روایی و جزئی‌پرداز روایت کند؛ همان چیزی که رمان غربی خوب بلد است. اما این سطح را بی‌جهت و پراکنده رها نکند؛ بلکه از دل همین زندگی، راهی به کوه‌پایه و قله بگشاید. روایت باید هم واقع‌نما باشد و هم غایت‌دار؛ هم زندگی را نشان دهد و هم معنا را. این یعنی ادبیات آینده ما باید پلی بزند میان «جزئیات زندگی» و «افق معنوی». شخصیت‌ها همسایه و معلم و کارگر و دانشجو باشند، اما در دل زندگی عادی، با پرسش‌های وجودی و غایات کمالی روبه‌رو شوند. از دل روزمرگی، معنا سر برآورد. 5️⃣ تمایز و آینده ادبیات انقلاب ادبیات غربی توانست زندگی را روایت کند، اما اغلب غایت و قله را فراموش کرد. ادبیات کلاسیک ما توانست معنا و قله را روایت کند، اما زندگی را در جزئیات جدی نگرفت. ادبیات انقلاب ایران اگر بتواند این دو را پیوند دهد، به تمایزی یگانه می‌رسد: روایتی که هم جهانی است، چون زندگی را نشان می‌دهد؛ و هم فراتاریخی است، چون حقیقت و غایت را آشکار می‌سازد. این همان مسیری است که می‌تواند به «انقلاب ادبی» بینجامد: ادبیاتی هویت‌مند، که از دل سنت ایرانی ـ اسلامی برخاسته، اما به پرسش‌های جهان معاصر هم پاسخ می‌دهد؛ ادبیاتی که نه اسیر زمانه می‌شود، نه بی‌ارتباط با زندگی مردم. 🌿 به زبان استعاره، اگر غرب در دشت ماند ،و سنت ایرانی در قله، ادبیات انقلاب اسلامی باید راهی از دشت به سمت قله باشد: روایت تکثر و زندگی در سطح، اما همراه با صعود به سوی معنا و حقیقت. باید ادبیات کوه پایه ای باشد .قله بدون دامنه و در دور دشت تر بدون دست وجود ندارد بازنمایی واقعیت در پرتوی حقیقت و تکثر به سمت وحدت . 💢 به زبان خودمانی یعنی بتواند ولایت اجتماعی بسازد ، هم امام دارد و هم امت ، امام های کوچک اجتماعی و امت های کوچک از مقیاس روابط انسانی محدود خانوادگی ، محلی تا ... امامت در بستر زندگی عادی و روی زمین باید محقق شود و معنی پیدا کند ، دعوتی که دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيْرِ اَ لْسِنَتِكُمْ باشد برای همین باید همچون رمان غربی جزئیات زندگی متکثر آدم ها را دید و هدایت های جزئی در جزئیات زندگی بتوان ایجاد کرد . تکثر را میبیند اما در آن نمی‌ماند ، قله را در نظر دارد اما در دامنه زندگی میکند. 💠 @ommat_Dream